English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
trigger guard حافظماشه
Other Matches
trigger راه انداختن
trigger ماشه تفنگ
trigger محرک
trigger برانگیزنده
trigger شروع کردن حمله یاکار
trigger پرتاب کردن فشنگ
trigger پاشنه
trigger راه اندازی
trigger کشیدن رها کردن
trigger چرخ نگهدار ماشه
trigger گیره سنگ زیر چرخ
trigger ماشه اسلحه
trigger مدار رهاساز
trigger ماشه
trigger رهاکردن
trigger bar میله ماشه
trigger switch دکمهبهراهانداختن
security trigger دستهامنیت
payout trigger ماشهپرداخت
To pull the trigger . ما شه تفنگ را کشیدن
trigger squeeze کشیدن ماشه
trigger bar اهرم ماشه
trigger squeeze فشار دادن ماشه
trigger control تنظیم با ماشه
trigger circuit مدار رها ساز
trigger tube لامپ رها ساز
trigger happy دست به هفت تیر
trigger-happy عاجز از کنترل خود در اثرشادی
trigger-happy دست به هفت تیر
trigger happy عاجز از کنترل خود در اثرشادی
schmitt trigger رهاساز اشمیت
hair trigger ماشه دوم تفنگ
hair trigger باسانی حرکت کننده
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
on ones guard درپاسگاه
on guard اماده توپگیری اماده برای توگیری
on ones guard متوجه
on ones guard موافب
on guard گاردگرفتن
right guard نگهبانراست
off ones guard غافل
out guard گشتی صحرایی
on guard گارد گرفتن
on guard اماده برای دفاع باشید
on guard مراقب بودن نگهبان بودن
to keep guard موافب
to be on guard بودن احتیاط کردن
to be on guard موافب
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
out guard گشتی
off ones guard بیرون ازپاسگاه برکنارازنگهبانی
on guard بحالت گارد
on guard بحالت محافظ باش
on guard نگهبان
on guard هشیار
on guard درسرنگهبانی
to keep guard بودن احتیاط کردن
guard روکش کشیدن
guard حفافت کردن
guard محافظت کردن نگهبانی کردن
guard محافظ گارد
guard watch
guard چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
old guard محافظه کار سیاسی
guard محافظ
guard صفحه محافظ روکش محافظ
guard محافظت کردن
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guard حالت دفاعی شمشیرباز
guard نگهبانی دادن
guard پاسداری دادن
guard نرده حفافتی
guard احتیاط نرده روی عرشه کشتی
guard گارد
off-guard درانتظارپیشامدبد
guard پاسبان مستحفظ
guard پاسدار
guard نگهبان
on guard <idiom> آگاه ،بادقت
off guard <idiom> غیر قابل پیش بینی ،غیر منتظره
guard پناه
guard پاییدن پاسداری کردن
guard حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
radio guard نگهبان بی سیم
rear guard نیروی عقب دار
road guard ژاندارم
road guard پلیس راه
safe guard نگهداری
picket guard پاسبان اردوگاه
safe guard حفافت
rear guard عقب دار
rat guard صفحه مانع ورودموش
plane guard ناو نجات
picket guard دژبان
guard dog سگ پلیس
plane guard ناوگارد نجات
point guard موقعیت گارد
radio guard نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
praetorian guard گارد ویژه
rat guard موش بند
seaman guard گارد دریایی
watch guard زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
blade guard تیغهلبه
breech guard حافظتهساز
chin guard حافظچانه
clothing guard حافظپارچه
eye guard حافظچشم
key guard راهنمایکلید
left guard محافظچپ
neck guard حافظگردن
on guard line خطحافظ
overhead guard حافظبالایسر
guard's van کالسکهنگهبانقطار
guard dog سگنگهبان
snow guard محافظبرف
tendon guard محافظزردپی
wind guard محافظباد
border guard پلیس مرزبانی
sergeant of the guard گروهبان پاسدار
sergeant of the guard گروهبان نگهبان
shin guard ساقبند
skate guard پرش روی تیغه اسکیت
splash guard گلگیر
stand guard نگهبانی دادن
state guard نیروی نظامی ایالتی
state guard ارتش ایالتی
to guard against danger مواظب خطر بودن
to nount guard به نگهبانی رفتن
to relieve guard نگهبان راعوض کردن
guard dog سگ نگهبان
toe guard حافظانگشتان
guard-rail ریل نگهدار حائل ریل
custodial guard گروه محافظین ندامتگاه نگهبان ندامتگاه مسئول ندامتگاه
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
double guard دفاع با دو دست
dress guard اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
guard ship ship mission active
escort guard محافظ زندانی جنگی بدرقه زندانی
face guard ماسک محافظ
fire guard پیش بخاری
fire guard حائل اتش
flag guard گارد پرچم
flag guard نگهبان پرچم
flank guard پهلودار
escort guard گارد محافظ
gear guard جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
guard assembly الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
guard band باند نگهبان
color guard پاسدار پرچم
color guard گارد پرچم
coast guard گارد کرانه
guard-rail نرده
guard-rails ریل نگهدار حائل ریل
guard-rails نرده
advance guard پیش قراول
advance guard پیش لشکر پاسدار
advance guard پیشرو
advance guard طلایه
air guard پاسور هوایی
air guard گشتی هوایی
armed guard گارد مسلح
body guard نگهبان
body guard موکب
body guard هنگ ویژه
bumper guard سپر ماشین
bumper guard روکش سپر
cable guard نگهدارنده کابل
guard band بخشی از نوار مغناطیسی بین دو کانال که روی یک نوار ذخیره شده اند
guard rail نرده دست انداز راه پله
guard room پاسدارخانه
guard assembly محفظه
guard signal علامت نگهبان
interior guard نگهبان داخلی
knuckle guard کارد
knuckle guard انگلیسی
officer of the guard افسر گارد احترام
life guard گارد
life guard هنگ ویژه
main guard پست نگهبانی اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
obstruction guard میله جلو لوکوموتیوکه موانع را از روی ریلهاپس میزند
memory guard نگهبان حافظه
mud guard گلگیر
guard rail نرده هائیکه در دوطرف پل جهت عابرین ساخته میشود
life guard نگهبان
guard bit یک بیت در کلمه ذخیره شده که بیان میکند آیا میتواند تغییر کند یا محافظت شده است
guard cell یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
guard cell گیاهی را تشکیل میدهند
guard house پاسدارخانه
guard house پاسگاه
guard line خط اغاز مسابقه شمشیربازی
guard mount مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
guard of honor گارد احترام
national guard گارد ملی
guard rail جان پناه
guard post پایه نگهبان
guard plank تخته محافظ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com