English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
turning machine ماشین تراش
Search result with all words
polygonal turning machine ماشین تراش چند لبه
Other Matches
turning away دوری واجتناب
turning تراشکاری
turning away پرهیز
turning point نقطه برگشت
Drop me just before you get to the turning. مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
turning wheel چرخهسفالگری
turning wall دیواربازگشت
turning handle دستهچرخشگر
turning movement احاطه دورانی
wood turning خراطی
turning points نقطه لولای چرخش
turning point نقطه لولای چرخش
turning point مرحله قاطع نقطه تحول
turning point نقطه چرخش
turning traffic ترافیک پیچ دار
turning points نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning points نقطه چرخش
turning points مرحله قاطع نقطه تحول
turning points نقطه برگشت
turning point نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning tool قلم تراش
turning tool ابزار تراشکاری
turning circle دایره گردش
turning circle دایره چرخش ناو
turning chisel قلم ماشین تراش
turning chisel اسکنه ماشین تراش
turning bolt کلون
turning attachment تجهیزات تراشکاری
fine turning میزان سازی دقیق
in the turning of a hand بیک چشم برهم زدن
longitudinal turning تراشکاری طولی
turning effect اثر گردش
turning moment لنگر واژگونی
turning moment گشتاورواژگونی
turning tool رنده
turning tool کارد تراش
turning judge داوربرگشت
turning movement حرکت دورانی
skew turning chisel مغار کج
cam turning attachment تجهیزات تراش بادامک
method for turning the steps روش دور دادن پلکان
turning programming language زبان برنامه نویسی تورینگ
automatic turning shop کارگاه تراشکاری
automatic lathe for taper turning ماشین تراش مخروطی
machine بایت تشکیل شده است برای عملوند و داده و آدرس
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
machine ماشین
machine sensible قابل درک توسط کامپیوتر
two way machine ماشین دو راهه
machine دستگاه
machine تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machine یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machine دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
machine که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machine تراشیدن ماشین
machine فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
machine خطای ناشی خرابی سخت افزار
machine کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machine تعداد قط عات متحرک جدا یا بخشها که با هم کار می کنند تا فرآیندی را انجام دهند
machine کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machine ماشین کردن با ماشین رفتن
machine غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machine کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine خطای ناشی از خرابی قطعه
machine براده برداشتن
machine ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machine سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
machine کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machine شیارانداختن روی فلز
machine تراشکاری کردن صیقل کردن
machine ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
machine 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine بیت اجرا میشود
machine زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
mowing machine علف چین
reeling machine ماشین نخ پیچی
machine readable قابل خواندن توسط ماشین
milking machine ماشین قابل حمل که داده ماشینهای مختلف را می پذیرد و به کامپیوتر بزرگتر ارسال میکند
printer machine ماشین چاپ
printer machine دستگاه چاپ
punching machine ماشین سوراخکن
punching machine دستگاه منگنه
punching machine دستگاه پانچ
reaping machine ماشین درو
reeling machine چرخک
sandblast machine ماشین ماسه پاش
sanding machine ماشین سنباده زنی وصیقل کاری
scouring machine ماشین سایش
planing machine ماشین کندگی
planer machine ماشین صفحه تراش
milling machine ماشین تراش
milling machine ماشین فرز
milling machine دستگاه فرز
molding machine دستگاه قالب گیری
mortising machine دستگاه کام کنی
mowing machine ماشین علف چینی
multi way machine دستگاه چند راهه
object machine ماشین مقصود
open machine ماشین باز
scouring machine ماشین سمباده
machine dependent وابسته ماشین
machine instruction دستورالعمل ماشین
machine intelligence هوش ماشین
machine interupption وقفه ماشین
machine language زبان ماشین
machine learning فراگیری ماشین
machine independent مستقل از ماشین
machine frame چارچوب دستگاه
machine foundation پایه دستگاه
machine dependent وابسته به ماشین
machine designer طراح ماشین
machine down time زمان توقف ماشین
machine down time زمان معطلی دستگاه
machine equipment تجهیزات ماشین
machine error خطای ماشین
machine fault عیب ماشین
machine fault نقص ماشین
machine number عدد سرعت هواپیما
machine number عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
machine run رانش ماشین
machine run اجرای ماشین
machine shop کارگاه محاسبات ماشینی
machine time وقت ماشین
machine time زمان ماشین کاری
machine translation ترجمه ماشینی
machine gunner مسلسل چی
machine welding جوشکاری ماشینی
machine word کلمه ماشین
machine ringing زنگ ماشینی
machine representation نمایش ماشیی
machine recognization بازشناختی توسط ماشین
machine oil روغن ماشین
machine operating عملکرد ماشین
machine operator کارگردان ماشین
machine operator اپراتوردستگاه
machine operator اپراتور ماشین
machine operator متصدی ماشین
machine oriented ماشین گرا
machine readable خواندنی توسط ماشین
plaiting machine دستگاه چین [تا] کن [صنعت نساجی]
pleating machine دستگاه چین [تا] کن [صنعت نساجی]
plaiting machine دستگاه چاکدار کن [صنعت نساجی]
pleating machine دستگاه چاکدار کن [صنعت نساجی]
cog in the machine <idiom> قطرهای از دریا
sub-machine guns مسلسل دستی
sub-machine guns تیربار دستی
sub-machine guns تیربار خودکار
fax machine فاکس
fuelling machine ماشینسوخت
machine hall راهرویماشین
rowing machine ماشینپایی
kidney machine ماشینکمکیبرایافرادبیمار
boring machine دریل [ابزار]
drilling machine دریل [ابزار]
freezing machine فریزر [غذا و آشپزخانه]
fax (machine) دستگاه فکس
facsimile (machine) دستگاه فکس
drilling machine مته برقی [ابزار]
boring machine مته برقی [ابزار]
dyeing machine ماشین رنگرزی
sweeper [machine] ماشین خاکروب
boring machine دستگاه مته [ابزار]
drilling machine دستگاه مته [ابزار]
sub-machine gun تیربار خودکار
sub-machine gun تیربار دستی
swaging machine حلبی خمکن
synchronous machine ماشین همگام
synchronous machine ماشین همزمان
tabulating machine جدول بند
tabulating machine جدول نویس
talking machine گرامافون
talking machine دستگاه ضبط صوت
teaching machine ماشین اموزش
sunchronous machine ماشین سنکرون
spreading machine مقسم بتن
seeding machine ماشین تخم کاری
sequential machine ماشین ترتیبی
shaping machine دستگاه صفحه تراش
smart machine ماشین هوشیار
snow machine ماشین ایجاد کننده برف مصنوعی
sowing machine ماشین تخم کاری
sowing machine بذر افشان
spininning machine ماشین یا دستگاه ریسندگی
teaching machine ماشین تدریس
virtual machine دستگاه مجازی
weighing machine ترازوی ماشینی ماشین سنجش قنطارکش
winding machine دستگاه سیم پیچی
winnowing machine ماشین باد افشانی
fruit machine جک پات
pinball machine ماشین پینبال
pinball machine ماشین ساچمه پران
sub-machine gun مسلسل دستی
virtual machine ماشین مجازی
the machine is in operation ماشین در گردش است ماشین دایر است
three phase machine ماشین سه فازه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com