Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (7 milliseconds)
English
Persian
turning points
نقطه برگشت
turning points
مرحله قاطع نقطه تحول
turning points
نقطه چرخش
turning points
نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning points
نقطه لولای چرخش
Other Matches
turning away
دوری واجتناب
turning away
پرهیز
turning
تراشکاری
turning moment
گشتاورواژگونی
turning movement
حرکت دورانی
turning movement
احاطه دورانی
turning tool
کارد تراش
turning tool
رنده
turning tool
ابزار تراشکاری
turning tool
قلم تراش
wood turning
خراطی
turning machine
ماشین تراش
turning effect
اثر گردش
longitudinal turning
تراشکاری طولی
turning attachment
تجهیزات تراشکاری
turning bolt
کلون
turning chisel
اسکنه ماشین تراش
turning chisel
قلم ماشین تراش
turning circle
دایره چرخش ناو
turning circle
دایره گردش
fine turning
میزان سازی دقیق
in the turning of a hand
بیک چشم برهم زدن
turning moment
لنگر واژگونی
turning judge
داوربرگشت
turning wheel
چرخهسفالگری
turning point
مرحله قاطع نقطه تحول
turning wall
دیواربازگشت
turning traffic
ترافیک پیچ دار
turning handle
دستهچرخشگر
turning point
نقطه لولای چرخش
turning point
نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning point
نقطه چرخش
Drop me just before you get to the turning.
مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
turning point
نقطه برگشت
automatic turning shop
کارگاه تراشکاری
cam turning attachment
تجهیزات تراش بادامک
skew turning chisel
مغار کج
polygonal turning machine
ماشین تراش چند لبه
method for turning the steps
روش دور دادن پلکان
turning programming language
زبان برنامه نویسی تورینگ
automatic lathe for taper turning
ماشین تراش مخروطی
points
قطبهای پلاتین
at all points
در همه نقاط
at all points
درهمه جا
points
پلاتین دلکو
vital points
نقاط حساس بدن
lagrangian points
نقاط لاگرانژی
key points
نقاط مهم
key points
نقاط حساس
distance between two points
فاصله دو نقطه
[ریاضی]
[فیزیک]
loss on points
باخت با امتیاز
quadrantal points
جهات فرعی
needle points
نوکهای سوزنی
p is nine points of the law
تصرف شرط عمده مالکیت است
quadrantal points
نقاط یا قطبهای دستگاه جهت یابی هواپیما
pressure points
نقطههای گیرنده فشار
stadia points
تارهای فاصله سنج دردوربینهای چشمی و نقشه برداری
the four cardinal points
جهات اربعه
sticking points
نکتهیاصلی
sticking points
نکتهی مورد بحث یا منازعه
sticking points
حدی که پس از آن شخص یا چیز از جا حرکت نمیکند
sticking points
مرز ناجنبایی
points of order
اخطار نظامنامهای
points of sailing
نقاطقایقسواری
win on points
پیروزی با امتیاز
points signal
نقاطعلامتدار
points lever
اهرم پلاتینی
To score points.
امتیاز آوردن ( ورزش )
To win on points.
با امتیاز برنده شدن ( در مسابقات )
direction of points
جهتیاب
sticking points
نقطهی عدم تحرک
points motor
موتورپلاتینی
intermediate points
جهات میانی
check-points
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
talking points
نکته یا دلیل مهم بحث وگفتگو
decimal points
ممیز
decimal points
ممیز اعشاری
decimal points
نقطه اعشار
decimal points
ممیز اعشار
points of view
نقطه نظر
points of view
دیدگاه
points of view
نظریه
points of view
دید
boiling points
نقطه جوش
rallying points
محل تجمع مجدد
rallying points
محل تجمع برای تجدید قوا محل جمع اوری یکانها یا خودروها
exclamation points
علامت تعجب
exclamation points
این علامت !
freezing points
درجه یخ بندان
match points
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
match points
اخرین امتیاز
boiling points
نقطه غلیان
boiling points
درجه جوش
boiling points
عصبانیت
check-points
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
contact points
نوکهای کنتاکت
design points
ترکیب ویژهای از متغیرها که پروسه طراحی براساس ان صورت میگیرد
freezing points
نقطه انجماد
fourteen points
اصول چهارده گانه
fourteen points
طرح برنامهای برای صلح که "وودرو ویلسن " رئیس جمهور امریکا در 8 ژانویه 8191 ضمن خطابهای به کنگره امریکا اعلام کرد و درواقع پیامی به کلیه ملل ودول جهان تلقی شد
ignition points
پلاتین دلکو
ignition points
پلاتین
interactional points
نقاط تلاقی
interactional points
نقاط تماس
intercardinal points
جهات فرعی
points of view
لحاظ
crossing points
نقطه تلاقی
crossing points
محل برخورد دو خط
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
awarding of points
امتیاز دادن
cardinal points
جهات اصلی
cardinal points
چهار جهت اصلی
bay with black points
کهر دست وپا مشکی
manually-operated points
مدیریتدستینقاط
cardinal points effect
اثر چهار جهت اصلی
cardinal points effect
اثرعمود قرار گرفتن خط امواج رادار به صفحه تصویر زمین
all points addressable graphics
نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
all points addressable mode
حالت گرافیکی که در آن هر پیکسل جداگانه قابل آدرس دهی است و رنگ و خصوصیات آن تعریف شده اند
bay with black points
قره کهر
remote-controlled points
نقطهکنترلازراهدور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com