English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
twin bill دو مسابقه توام در یک برنامه
Other Matches
twin جفت کردن
twin ماکت
twin همزاد
twin توام
twin توام کردن
twin دوقلو
twin دوتا
twin جفت
twin هم شکمان زوج
twin جوزا
twin lever اهرم دوبل
twin deck پل دو طبقه ناو
twin conductor دو سیمه
twin children دو بچه دوقولو یا همزاد
twin-bedded اتاقدوتخته
twin plug دو شاخه وسایل برقی
twin sideband ارتباط رادیویی دو باندی یا دوعنصری
twin-sets ژاکت دوگانه
twin bed تختخواب یکنفره
twin beds تختخواب یکنفره
twin tub ماشینلباسشوئیدوقلو
identical twin دوقلوهایهمجنس
twin skis چوباسکیجفتی
twin check بررسی توام
twin check مقابله توام
twin cable کابل دو قلویی
twin beds دو تخت
twin conductor هادی دوبل
the twin brothers دو پیکر
the twin brothers جوزا
siamese twin یکی از دو قلوهای بهم چسبیده
siamese twin هیولای زوج
the twin brothers برج جوزا
co twin control method روش کنترل با دو قلوها
twin jet blowpipe مشعل دو شعله
I'd like a room with twin beds. من یک اتاق با دو تخت میخواهم.
flat twin engine موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
I often confuse the twin brothers . من این دوقلوها رااغلب باهم عوضی می گیرم
twin-lens reflex camera لنزدوتاییانعکاسدوربین
got through (the bill got through the ma لایحه از مجلس گذشت
bill nye صورتحساب
way bill سند حمل
way bill بارنامه
way bill بارنامه دریایی
to f. the bill واجدشرایط بودن
bill of e. برات
way bill بارنامه راه اهن
The bill, please. لطفا صورت حساب.
bill صورتحساب دادن
bill اسکناس
bill سند
bill برات
bill قبض صورتحساب
bill لایحه
bill نوک بنوک هم زدن
bill نوعی شمشیرپهن
bill منقار
bill نوک
May I have my bill, please? ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
the bill صورت حساب
bill صورتحساب
bill دادخواست
bill بیجک
bill اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bill سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bill گزارش جریان دعوی
bill تهیه کردن صورتحساب
bill اسنادبازرگانی
bill قبض
bill حواله
I think there is a mistake in the bill. من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
retiring a bill براتی را تسویه کردن
protect a bill وجه براتی را تامین کردن
play bill اعلان نمایش
play bill اگهی نمایش
omnibus bill لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
members bill member
road bill بارنامه
soft bill مرغ مگس خوار
soft bill پرنده منقار نازک حشره خوار
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
sight bill حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
short bill برات کم مدت
sight bill برات دیداری
show bill تابلو اعلان نمایش
member's bill طرح قانونی
long bill نوک دراز
foreign bill حواله ارز خارجی
dishonour a bill نکول
first reading of a bill شوراول لایحه
due bill سند بدهی
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
due bill برات پرداختنی
fly bill اگهی دستی
fly bill اعلان دستی
foreign bill برات ارزی
hook bill منقارعقابی
hook bill منقار نوک برگشته
hawks bill لاک پشت منقار دار
hawk bill لاک پشت ابی
hard bill پرندگان سخت منقار
a hefty bill صورتحساب سنگینی
foreign bill برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
foreign bill برات خارجی
financial bill لایحه مالی
station bill لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
to protean a bill وجه براتی راتامین کردن
to rush a bill through لایحهای راباشتاب ازمجلس گذرانیدن
to talk out a bill مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
to veto a bill لایحه قانونی راردکردن
training bill برنامه اموزشی
transit bill اجازه عبور
transit bill پروانه عبور
treasury bill اسناد خزانه
true bill اعلام جرمی که هیئت منصفه در فهر ان صحه گذارند
usance bill برات به وعده
victualling bill پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
wage bill لیست حقوق
watch bill لوحه نگهبانی ناو
fill the bill <idiom> مناسب برای همه جا
How much is my telephone bill? صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
bill poster کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
bill posters کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
foot the bill <idiom> پرداختن
to dishonour a bill براتی را فکول کردن
to bill and coo باهم غنج زدن
station bill جدول محلها
stork's bill شمعدانی عطر
stork's bill گل عطر
stork's bill برگ عطر
the bill has come to maturity وعده پرداخت برات رسیده است
the bill has come to maturity موعد پرداخت برات منقضی شده است
the bill is overdraw سر رسید برات منقضی شده است
the bill is undue وعده برات نرسیده است
the bill of has come to mature وعده پرداخت برات رسیده است
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
pad the bill <idiom> اضافه شدن هزینههای کاذب
through bill of exchange بارنامه سراسری
through bill of lading بارنامه سراسری
time bill سفته مدت دار
time bill برنامه حرکت قطار
to bill and coo بوسه بازی کردن
double bill مسابقهورزشی-تئاتریاسینماکهدرآندوبرنامهاجراشود
bill of loading جواز کشتی
bill of exgchange برات
bill of exchange برات
bill of exchange برات ارزی
bill of exchange حواله یا برات کتبی غیرمشروط
bill of exceptions صورت استثنائات
bill of exception اعتراض نامه
bill of entry افهارنامه ورودی
bill of entry افهارنامه ورودی افهارنامه گمرکی
bill of divorce طلاق نامه
bill of disfranchise disfranchise
bill of costs صورت هزینه دادرسی
bill of attainder لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
bill hook دهره
bill of exgchange سفته
bill of goods صورت کالا
bill of goods فهرست تجارتی
bill of loading بارنامه کشتی
bill of lading بار نامه کشتی
bill of lading بار نامه
bill of lading ستمی کشتی
bill of lading بارنامه
bill of indictment کیفر خواست
bill of indictment ادعانامه
bill of indictment کیفرخواست
bill of indicment ادعا نامه
bill of indicment کیفر خواست
bill of guarantee ضمانتنامه
bill hook دستعاله
bill exchange برات
air bill بارنامه محموله هوایی
accommodation bill سفته دوستانه
accommodation bill برات دوستانه
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
bill of fare هزینه سفر
bill of fare برنامه
bill of fare صورت اغذیه مهمانخانه
bill of fare صورت غذا
bill of rights منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
bill of rights اعلامیه حقوق
bill of rights قانون اساسی امریکا
bill of rights اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
bill of health گواهی صحت مزاج
bill of health گواهی تندرستی
airway bill بارنامه حمل هوایی
appropriation bill صورت ضبط اموال
bank bill برات بانک
bill exchange برات بازرگانی
bill broker واسطه تنزیل
bill broker دلال برات
bill book دفتر بروات
bill board تخته لنگر
battle bill فهرست استعداد رزمی ناو
battle bill لوحه جنگی ناو
banker's bill صورتحساب بانکی
banker's bill صورت تبدیل ارز
bank bill حواله بانکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com