English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (4 milliseconds)
English Persian
twin-sets ژاکت دوگانه
Other Matches
twin جوزا
twin ماکت
twin جفت کردن
twin همزاد
twin توام
twin توام کردن
twin دوقلو
twin دوتا
twin جفت
twin هم شکمان زوج
twin children دو بچه دوقولو یا همزاد
twin conductor دو سیمه
twin conductor هادی دوبل
twin deck پل دو طبقه ناو
twin check بررسی توام
twin cable کابل دو قلویی
twin bill دو مسابقه توام در یک برنامه
the twin brothers برج جوزا
the twin brothers جوزا
the twin brothers دو پیکر
siamese twin هیولای زوج
siamese twin یکی از دو قلوهای بهم چسبیده
twin check مقابله توام
twin lever اهرم دوبل
twin plug دو شاخه وسایل برقی
twin beds دو تخت
twin-bedded اتاقدوتخته
twin tub ماشینلباسشوئیدوقلو
identical twin دوقلوهایهمجنس
twin skis چوباسکیجفتی
twin sideband ارتباط رادیویی دو باندی یا دوعنصری
twin beds تختخواب یکنفره
twin bed تختخواب یکنفره
co twin control method روش کنترل با دو قلوها
flat twin engine موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
twin jet blowpipe مشعل دو شعله
I'd like a room with twin beds. من یک اتاق با دو تخت میخواهم.
I often confuse the twin brothers . من این دوقلوها رااغلب باهم عوضی می گیرم
twin-lens reflex camera لنزدوتاییانعکاسدوربین
sets نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
sets ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
sets تمام حروفی که قابل نمایش یا چاپ هستند
sets 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets مقدار دادن به یک بیت
sets تعداد موضوعات مربوطه
sets نشاندن
sets دستگاه
sets معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
sets دست
sets گذاردن
sets نهادن مرتب کردن
sets چیدن
sets نشاندن کارگذاشتن
sets سوار کردن جاانداختن
sets اغازکردن
sets مستقرشدن
sets مجموعه
sets قراردادن
sets مصمم
sets روشن
sets دسته
sets یکدست
sets دوره مجموعه
sets جهت
sets سمت
sets قرارگرفته
sets واقع شده
sets لجوج دقیق
sets امایه
sets حمله کردن
sets قرار دادن
sets نصب کردن
sets چیدن دستگاه
sets سری
sets دوره
sets گروه
sets وادر کردن
sets طعمه ها
sets اماده کردن
sets سمت جریان اب
sets بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets اماده
sets وسیله حاضر بکار تنظیم شده
tea sets سرویس چای خوری
straight sets فردیکهتمامیستهاراببرد
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
paving sets سنگفرشها
pre-sets از پیش تنظیم کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com