English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (5 milliseconds)
English Persian
underground stem ساقهزیرزمینی
Other Matches
underground راه اهن زیر زمینی
underground زیرزمینی
underground مخفی شبکه مخفی جنگ غیر منظم
underground شبکه زیرزمینی
underground واقع در زیرزمین زیر زمین
underground تشکیلات محرمانه وزیرزمینی
underground مترو
underground راه اهن زیرزمینی
to go underground خود را پنهان کردن [از اولیاء امور]
Where is the underground? مترو کجاست؟
an underground مترو
underground water اب درون زمین
underground furnace کوره زیرزمینی
underground train ترنزیرزمینی
underground water اب زیرزمینی
underground mine معدم زیرزمینی
underground cable کابل زیرزمینی
underground flow جریانزیرزمینی
underground map نقشهزیرزمین
underground station ایستگاهزیرزمینی
underground railway راه اهن زیرزمینی
underground duct of kiln هواکش کوره
cleaning of an underground waterchannel لاروبی
atomic underground burst ترکش زیرزمینی اتمی
underground water channel کهریز
underground water channel کاریز
underground water channel قنات
Where is the nearest underground station? نزدیکترین ایستگاه مترو کجاست؟
He went underground to avoid arrest. او [مرد] خودش را غایم کرد تا دستگیرش نکنند.
stem بنداوردن
stem ساقه میله
stem سپر ناو
stem شاخک
stem میله
stem راه باریک
stem گردنه
stem ستاک
stem محور
stem ساقه دار کردن
stem دنباله
stem ریشه لغت قطع کردن
stem دودمان
stem ریشه اصل
stem دسته
stem ساقه
stem تنه
stem میله گردنه
cartridge stem ساقهکارتریج
handlebar stem میلهدسته
stem of chisel میله قلم
stem bulb حبابمحور
stem the tide <idiom> جلو موج چیزی را گرفتن
mach stem انتن سرعت سنج هواپیما
stem turn پیچ استمه
stem turn پیچ موازی با گام برداشتن اسکی کوهی یا درهای
stem turn چرخش خارجی اسکی باز
main stem راه اصلی جویبار
stem christiania پیچ استمه
pipe stem چوب چپق
pipe stem چوب پبپ
main stem خط اصلی
stem winder ساعت دسته کوک
stem winder چیزعالی ودرجه یک
stem winding ساعت دسته کوک
brain stem ساقه مغز
mach stem انتن سرعت سنج
mach stem جبهه موج حاصل از تلاقی موج برخوردی و منعکس
main stem قسمت اصلی کانال
from stem to stern ازیک سربسر دیگر
trim by stem forward trim
the stem of a plant ساقه گیاه
stem winding چیزعالی ودرجه یک
We have to stem the ride of emigration if our economy is to recover. اگر قرار است اقتصادمان رشد کند باید جلوی رشد مهاجرت را بگیریم.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com