Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (6 milliseconds)
English
Persian
unemployment fund
صندوق تامین بیکاری
Other Matches
unemployment
بیکار
unemployment
عدم اشتغال
unemployment
بیکاری
structural unemployment
بیکاری بنیادی
cyclical unemployment
بیکاری ادواری
cyclical unemployment
بیکاری دورانی
seasonal unemployment
بیکاری فصلی
mass unemployment
بیکاری انبوه
technological unemployment
بیکاری فنی
technological unemployment
بیکاری ناشی ازپیشرفتهای فنی
unemployment benefit
کمک دریافتی در دوران بیکاری
chronic unemployment
بیکاری مزمن
structural unemployment
بیکاری ساختاری
unemployment compensation
پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
unemployment insurance
بیمه بیکاری
disguised unemployment
بیکاری پنهان
disguised unemployment
بیکاری نامرئی
voluntary unemployment
بیکاری ارادی
marginal unemployment
بیکاری نهائی
involuntary unemployment
بیکاری غیر ارادی
rate of unemployment
نرخ بیکاری
intellectual unemployment
بیکاری تحصیلکرده ها
unemployment rate
نرخ بیکاری
hidden unemployment
بیکاری پنهان
frictional unemployment
اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
residual unemployment
بیکاری باقیمانده
unemployment equilibrium
تعادل در اشتغال ناقص
frictional unemployment
بیکاری اصطکاکی
frictional unemployment
بیکاری کوتاه مدت که در نتیجه تحرک ناقص نیروی کار
unemployment inflation dilemma
تورم
I am obsessed by fear of unemployment .
تنها فکرم نگرانی از بیکاری ( عدم اشتغال ) است
unemployment inflation dilemma
معمای بیکاری
natural unemployment rate
نرخ بیکاری طبیعی
fund
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
fund
پشتوانه
fund
موجودی سرمایه
fund
دارائی
fund
وجه
fund
تهیه وجه کردن
fund
اعتبار مالی
fund
اعتبار
fund
سرمایه گذاری کردن
fund
سرمایه ثابت یاهمیشگی
fund
موجودی دارائی
fund
صندوق
fund
ذخیره
fund
سرمایه
fund
تنخواه قرضه دولتی سهام
fund
وجوه
reserve fund
سرمایه احتیاطی
relief fund
وجوه اعانه
point fund
پاداش پایان فصل
provident fund
وجوه احتیاطی
provident fund
وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
revolving fund
تنخواه گردان
depositary for a fund
سپرده برای یک صندوق
slush fund
پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
slush fund
بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
benevolent fund
کمکبهانجمنخیریه
sustentation fund
اعانه برای روحانیون بی نوا
sinking fund
دخیره استهلاک دین
sinking fund
ذخیره مخصوص پرداخت دیون ملی و مملکتی
sinking fund
وجه استهلاکی
sinkin fund
وجوه استهلاکی
reserve fund
وجوه اندوخته
reserve fund
وجوه ذخیره
revolving fund
اعتبار در گردش
fund-raising
گردآوری اعانه
pension fund
صندوق بازنشستگی
trust fund
سپرده
contingency fund
وجوه احتیاطی
consolidated fund
سرمایه ذخیره
capital fund
وجوه سرمایه
blended fund
سرمایههای بهم منظم شده
amortization fund
وجه استهلاک
mutual fund
شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
aid fund
صندوق تعاون
fund code
کد اعتبارات
trust fund
وجوه سپرده
trust fund
سپرده امانی
trust fund
وجوه متراکم شده
trust fund
سرمایه امانی
trust fund
وجه امانی
contingent fund
اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
current fund
نقدینه
fund holder
دارنده سهام قرضه دولتی
imprest fund
اعتبار مربوط به پرداخت مساعده
current fund
اموالی که سریعا "بتوان به پول تبدیل کرد
guarantee fund
سپرده تضمینی
imprest fund
اعتبار مساعده
trust fund
وجوه پس انداز شده
emergency fund
وجوه اضطراری
loan fund
صندوق وام
international monetary fund
صندوق بین المللی پول
personal deposit fund
اعتبارات مربوط به پس اندازافراد
european monetary fund
صندوق پولی اروپا
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
social insurance fund
صندوق بیمههای اجتماعی
deposit fund account
اعتبار تشکیل سرمایه
deposit fund account
حساب تشکیل سرمایه
electronic fund transfer
ارسال الکترونیکی دارائی
chaplain activities fund
اعتبارمسجد
chaplain activities fund
اعتبار امور مذهبی
exchanged stabilization fund
صندوق تثبیت ارز
army deposit fund
پس انداز انفرادی افراد
army deposit fund
سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
wage fund theory of wages
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com