English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (5 milliseconds)
English Persian
unfolding technique فن تاگشایی
Other Matches
unfolding اشکار کردن
unfolding تاه چیزی را گشودن
unfolding بازکردن
unfolding رها کردن
unfolding فاش کردن اشکار شدن
technique فن مهارت
technique مهارت
technique فنون انجام کار یا تولید وسیله
t technique فن T
p technique فن پی
o technique تحلیل عوامل زمانی
technique روش با مهارت برای انجام کاری
technique اسلوب کار
technique روش یا فن اجرای کار
technique فن
technique شگرد
technique اصول مهارت روش فنی
technique تکنیک
technique شیوه
technique اسلوب
overlay technique فن استفاده از کالک
overlay technique فن کالک
odd even technique فن فرد و زوج
nominating technique روش نامزدگزینی
probing technique فن وارسی
production technique فن تولید
production technique روش فنی تولید
refrigerating technique فن سرما سازی
salami technique کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
salami technique سرقت مقادیر کوچکی ازدارایی بسیار زیاد
sociometric technique فن گروه سنجی
telecommunication technique تکنیک مخابرات
measuring technique متد سنجش اسلوب سنجش فن سنجش فن اندازه گیری
measuring technique روش سنجش
cloze technique شیوه بندش
telecommunication technique تکنیک ارتباطات
flooding technique شیوه غرقه سازی
measuring technique تکنیک سنجش
luria technique اسلوب لوریا
bottom up technique روش اجرا از پایین به بالا
matching technique اسلوب جور کردن
matching technique اسلوب همتاسازی
thought stopping technique فن بازداری اندیشه
telephone switching technique فن سوئیچینگ تلفن
telephone switching technique اصول اتصالات تلفنی
assets liabilities technique شیوه محاسن- معایب
white ground technique اسلوب نقاشی
edman degradation technique شکستن به روش ادمن
telephone switching technique تکنیک مراکز تلفن خودکار
brute force technique استفاده ناشیانه از کامپیوتر
capital intensive technique فن تولید سرمایه بر
alpha beta technique روشی در هوش مصنوعی برای حل بازی ها و مشکلات استراتژیک
holtzman inkblot technique شیوه لکههای هولتسمان
error choice technique شیوه خطا گزینی
double irradiation technique روش تاباندن مضاعف
critical incidents technique شیوه رویدادهای شاخص
reference count technique تکنیک شمارش ارجاعات
capital saving technique فن تولید سرمایه اندوز
program evaluation review technique (per روش ارزیابی و بررسی برنامه
oil on canvas [painting technique] رنگ روغنی نقاشی روی کرباس [شیوه نقاشی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com