English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (5 milliseconds)
English Persian
vaccine drops قطرات واکسن
Other Matches
vaccine واکسن
vaccine ماده واکسیناسیون [پزشکی]
vaccine مایه ابله
vaccine واکسن [پزشکی]
vaccine مایه واکسن [پزشکی]
vaccine امکان نرم افزاری برای بررسی سیستم در مورد وجود ویروس و حذف آنها
inoculation of vaccine ابله کوبی
inoculator of vaccine ابله کوب
salk vaccine واکسن پولیو
vaccine point سوزن ابله کوبی
to i. a child with vaccine ابله بچه ایی را کوبیدن
vaccine bovine ابله گاو
drops محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drops افت سقوط
He usually drops by to see me . غالبا" می آید اینجا بدیدن من
drops {pl} قطره والریان [داروسازی]
drops افتادن چکیدن
drops دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drops یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
drops سقوط
drops افت
drops انداختن قطع مراوده
drops رهاکردن
drops از قلم انداختن
drops اب نبات
drops نقل
drops چکه
drops قطره
drops کم کردن
drops فرود
drops قطره سقوط کردن کم کنید
drops نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops چکه سقوط
drops بار
drops پشت سر گذاشتن حریف دو
drops جاگذاشتن حریف
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops ژیگ
acid drops اب نبات
acid drops یانقل ترش
Eye ( ear , nose ) drops . قطره چشم ( گوش و بینی )
Drop by drop . I n drops. قطره قطره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com