English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
variable delivery pump پمپ سیالی که برونده ان میتواند مستقل از سرعت چرخش تغییر کند
Other Matches
delivery [of a pump] مقدار حمل [تلمبه ای] [مهندسی]
delivery [of a pump] مقدار انتقال [تلمبه ای] [مهندسی]
pump delivery خروجی پمپ
delivery [of a pump] مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
variable displacement pump پمپ سیالی که برونده ان درطیف وسیعی با ثابت ماندن سرعت چرخش تغییر میکند
possible of delivery مقدورالتسلیم
delivery مرسوله
p delivery زاییمان پیش ازموعدطبیعی
take delivery of تحویل گرفتن
take delivery of قبض کردن اقباض
delivery کالای ارسالی
delivery محموله
available for delivery <adj.> قابل ارسال
delivery کالای ارسال شده
To take delivery of something. چیزی را تحویل گرفتن
delivery فروریختن گلوله
delivery نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
delivery تحویل کالا دادن
delivery رهایی
delivery انتقال دادن
delivery پرتاب گلوله
delivery حمل بار
delivery تسلیم
delivery فراغت اززایمان
delivery تحویل
delivery دریافت
delivery تسلیم در CL یکی ازشرایط اساسی اعتبار سند این است که پس از تنظیم و امضاو مهر به طرف " تسلیم "شود
delivery قبض و اقباض تحویل
delivery توپ پرتاب شده
delivery پرتاب توپ
delivery speed سرعت تحویل
cargo delivery تحویل بار
cash on delivery پرداخت هنگام تحویل
cash on delivery فروش نقدی
delivery table میز تحویل
delivery terms شرایط تحویل
delivery terms نحوه تحویل
delivery to the home تحویل در خانه
smooth delivery تحویل بی اشکال
delivery valve سوپاپ تحویل
rug delivery [جابه جایی و حمل فرش به محل خرید یا فروش]
delivery side سمت تحویل
delivery order حواله تحویل
delivery channel نهر فرعی یا نهر ابگیر
delivery date تاریخ تحویل
delivery error اشتباه در تیراندازی
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
delivery forecast پیش بینی وضع تولید
delivery free تحویل رایگان
delivery free حمل مجانی
delivery groups گروه معروف پیام
delivery car واگن تحویل دهنده
delivery cannel نهر انحرافی
delivery leadtime زمان تحویل اولین پارتی وسایل
delivery order دستورحمل
delivery order دستور تحویل کالا
delivery notice اعلامیه تحویل
delivery note فهرست کالاهای در حال حمل
delivery note حواله تحویل
delivery forecast پیش بینی اشکالات موجود درسیستم تولید
delivery leadtime زمان تحویل اولین قسمت وسایل
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
air delivery نقل وانتقال از راه هوا
aerial delivery پرتاب از راه هوا
aerial delivery پرتاب هوایی
forward delivery تحویل دراینده
give delivery اقباض
delivery ramp شیبرساندنوسائل
delivery entrance ورودیحامل
general delivery بخشی از ادارهی پست که مسئول اینگونهمراسلات است
recorded delivery ارسال بصورت سفارشی
recorded delivery تحویل سفارشی
special delivery پست سفارشی
weapon delivery پرتاب جنگ افزار یا وسیله پرتاب جنگ افزار
general delivery پست رستانت
cash on delivery فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
air delivery نقل و انتقال هوایی
When do you take delivery of yourcar ? اتوموبیلت را کی تحویل می گیری ؟
taking delivery تسلم
prompt delivery تحویل فوری
period of delivery دوره تحویل
pick up and delivery بارگیری و تحویل
forward delivery تحویل به وعده
air delivery حمل ونقل از راه هوا
give delivery به قبض دادن
landing, storage, delivery نگهداری
theft, pilferage, non delivery سرقت
landing, storage, delivery تحویل
cumulative delivery diagram منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
theft, pilferage, non delivery دله دزدی
theft, pilferage, non delivery عدم تحویل
landing, storage, delivery تخلیه
to be available for delivery at short notice بلافاصله قابل تحویل بودن
air delivery container جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air delivery platform پالت مخصوص بارریزی هوایی
Payment on delivery of goods. پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
named place of delivery at frontier تحویل در مرز مشخص
This company guarantees prompt delivery of goods. این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
to pump up تلمبه زدن
pump پمپ موتور
to pump up باتلمبه باد کردن
pump پمپ کردن پمپ
pump ارسال کردن
pump باتلمبه بادکردن تلمبه زدن
pump با تلمبه خالی کردن
pump تپ تپ
pump تپش
pump صدای تلمبه
pump تلمبه زنی
pump پمپ
pump تلمبه
pump حرکات فریبنده
variable داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
variable name نام متغیر
variable کامپیوتری که در آن تعداد بیتهای یک کلمه متغیرند, و طبق نوع داده فرق می کنند
variable تغییرپذیر
variable آنچه قابل تغییر است
variable شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
variable ثبات یا محل ذخیره سازی که میتواند هر عدد یا حروف داشته باشد و در حین اجرای برنامه تغییر کند
variable رکورد با هر طولی
variable تغییرکننده
variable ناپایدار
variable بی ثبات
variable شمارهای که فقط با توابف خاصی در بخش خاصی از برنامه قابل دستیابی است
variable تغییر پذیر
variable متغیر
variable بی قرار
one shot pump پمپ روغن مرکزی
oil pump پمپ روغن
portable pump پمپ گردان
plunger pump پمپ پیستونی
pump motor موتورپمپ
oil pump پمپ روغنی
piston pump پمپ پیستونی
lift pump تلمبه کششی
stomach pump تنقیهی معده
injection pump پمپ انژکتور
injector pump پمپ انژکتور
stomach pump پمپ شکم
injector pump پمپ تزریق سوخت
accelerating pump پمپ کوچکی که به منظورتامین فوری مخلوط غلیظ سوخت و هوا در کابراتورتعبیه میشود
wobble pump پمپ دستی در کابین خلبان برای وارد ساختن فشار اولیه به سوخت قبل از استارت موتور پیستونی
wind pump پمپی که با باد کار میکند
water pump تلمبه اب
kaplan pump نوعی پمپ پروانهای که پرههای چرخ کن قابل تنظیم است
water pump پمپ اب
lift [of a pump] مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
acid pump تلمبه اسید
pump barrel سیلندر تلمبه
pump casting بدنه پمپ
screw like pump پمپ پیچوار
stirrup pump تلمبه قابل حمل اب پاشی برای اتش نشانی
submergible pump پمپ شناور
submersible pump پمپ شناور
suction pump تلمبه مکنده
suction pump تلمبه مکشی
suction pump پمپ مکشی
sump pump تلمبه لجن کشی
to fang a pump براه انداختن تلمبه بوسیله ریختن اندکی اب درتوی ان
to pump dry با تلمبه خشک انداختن
turbine pump پمپ توربینی
turbo pump توربو پمپ
vaccum pump پمپ خلاء
scavenge pump پمپ جاروب
scavenge pump پمپ برگرداننده
pump cistern مخزن تلمبه
pump cylinder سیلندر پمپ
pump dale لوله تلمبه
vane pump خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
pump handle زیاد تکان دادن
pump house تلمبه خانه
pump piston پیستون پمپ
pump shaft محور پمپ
pump stroke ضربه پمپ
pump stroke حرکت پمپ
pump switch کلید پمپ
rotary pump پمپ دورانی
rotary pump پمپ گردان
sand pump پمپ شن کش
vacuum pump پمپ خلاء
diaphgram pump پمپ ممبرانی
capacity [of a pump] مقدار حمل [تلمبه ای] [مهندسی]
To draw someone out. To pump someone. از کسی حرف در آوردن ( کشیدن )
air pump تلمبه هوا
air pump پمپ هوا
air pump تلمبهء بادی
feed pump پمپ سوخت رسانی
feed pump پمپ تغذیه
force pump تلمبه فشاری
capacity [of a pump] مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
bouyancy pump پمپ شناور
capacity [of a pump] مقدار انتقال [تلمبه ای] [مهندسی]
bilge pump پمپ فشار کمپرسور روغن
centrifugal pump پمپ سانتریفوژ
fuel pump پمپ بنزین
centrifugal pump تلمبه مرکز گریز
to pump somebody for information <idiom> یک دستی زدن به کسی [اصطلاح روزمره]
lift [of a pump] مقدار حمل [تلمبه ای] [مهندسی]
diaphgram pump پمپ دیافراگم دار
lift [of a pump] مقدار انتقال [تلمبه ای] [مهندسی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com