Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
vector analysis
تحلیل برداری
vector analysis
[vector calculus]
حساب برداری
[ریاضی]
Other Matches
vector potential of a solenoidal vector
پتانسیل برداری بردارسولنئیدی
vector
برداری
vector
حامل
vector
مسیر ناوبری هواپیما
vector
خط پرتاب بمب یاگلوله
vector
خط سیر
vector
پردار
vector
بردار
vector
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vector
مسیر جهت
vector
حامل بردار
vector
راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
vector
مختصاتی که حاوی مقدار پایه و جهت است
vector
آدرسی که کامپیوتر را به محل جدید حافظه هدایت میکند
vector
سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
vector
پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
vector
که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
vector
شکل حروف در یک نوشتار رسم شده با کمک منحنی و خط وط.
lift vector
بردار برا
vector pair
زوج برداری
vector graphics
نگاره سازی برداری
vector field
میدان برداری
vector display
نمایش برداری
vector diagram
نمودار برداری
arthropod vector
کنه خونخوار
normal vector
بردار قائم
normal vector
بردار عمود
magnetization vector
بردار مغناطیس کنندگی
magnetic vector
بردار مغناطیسی
light vector
بردار نور
interrupt vector
بردار وقفه
initial vector
مسیر اصلی یا اولیه هواپیمای رهگیر بعد ازشروع رهگیری
flux of a vector
شاره بردار
field vector
بردار میدان
dope vector
بردار خصیصه نما
dope vector
خصیصه نما
polar vector
بردار قطبی
code vector
بردار رمز
arthropod vector
کنه ارتروپود
axial vector
بردار محوری
state vector
بردار حالت
burgers vector
بردار برگرز
state vector
بردار وضعیت
state vector
بردار حلات
radius vector
شعاع حامل
radius vector
بردار شعاعی
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
circulation of a vector
چرخه بردار
poynting's vector
بردار پوینتینگ
dope vector
بردار
basis vector
بردار پایه
[ریاضی]
radius vector
بردار مکان
[ریاضی]
position vector
بردار مکان
[ریاضی]
vector calculus
حساب برداری
[ریاضی]
vector field
میدان برداری
[ریاضی]
[فیزیک]
Euclidean vector
بردار اقلیدسی
[ریاضی]
location vector
بردار مکان
[ریاضی]
vector space
فضای خطی
[ریاضی]
vector product
ضرب برداری
[ریاضی]
vector product
ضرب خارجی
[ریاضی]
vector space
فضای برداری
[ریاضی]
vector quantities
اندازههای برداری
vector psychology
روانشناسی بردار نگر
vector product
حاصلضرب برداری
vector processor
پردازنده برداری
vector power
توان برداری
vector quantity
کمیت برداری
wave vector
بردار موج
wind vector
جهت حرکت باد
vector sights
دوربینهای نشانه روی بمب دوربینهای جانبی
voltage vector
بردار ولتاژ
wind vector
سمت باد
vector/waveform monitor
صفحهنمایشدیجیتالی
vector graphics display
بردار نمایش گرافیکی
magnetic field vector
بردار میدان مغناطیسی
vector data aggregate
بردار اطلاعات مجتمع
continuously set vector
عناصر تصحیح شده متوالی هدف عناصر تنظیم شده هدف به طریق متوالی
magnetic vector potential
پتانسیل بردار مغناطیسی
distance vector protocols
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
fallout wind vector plot
طرح یا چارت نمایش سمت باد ریزش اتمی
analysis
تشریح
analysis
تفکیک
analysis
موشکافی
analysis
بازکافت
analysis
تحلیل جداگری
analysis
فراکافت
analysis
تجزیه و تحلیل
analysis
یات هزینههای محصول جدید
3D analysis
بررسی سه بعدی
value analysis
تحلیل ارزش
analysis
جداگری فرگشایی
two way analysis
تحلیل دو عاملی
analysis
کاوش
analysis
یات
analysis
بدست آوردن اطلاعات و نتایج از داده
analysis
بررسی یک فرآیند یا سیستم برای اینکه آیا میتواند کاراتر باشد
analysis
انالیز ریاضی
what if analysis
تحلیل شرط و جزا
3D analysis
آنالیز سه بعدی
analysis
کتاب یا موضوع تجزیه و تحلیل شده
analysis
مشتق وتابع اولیه
analysis
انالیز
self analysis
خودشناسی
self analysis
تجزیه وتحلیل خویشتن
analysis
تحلیل
analysis
شی تجزیه شده
analysis
تجزیه
analysis
تحلیل کاوش
analysis
محاسبه
analysis
استقراء
static analysis
تجزیه و تحلیل ایستا
variance analysis
تحلیل واریانس
transactional analysis
تحلیل تبادلی
blind analysis
تحلیل بی نام
capillarity analysis
تجزیه مویینهای
trend analysis
تحلیل روند
turbidimetric analysis
کدری سنجی
break even analysis
تجزیه و تحلیل نقطه سربسر
static analysis
تحلیل ایستا
static analysis
تحلیل استاتیک
systems analysis
برنامهای که نحوه کار سیستم کامپیوتری را کنترل میکند
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
terrain analysis
تجزیه و تحلیل زمین عملیات
system analysis
روش تجزیه وتحلیل جریان کار
systems analysis
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
system analysis
تحلیل سازگان
systems analysis
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
systems analysis
سیستمی که نرم افزار سیستم می نویسد
systems analysis
تحلیل سیستم
systems analysis
شخصی که بررسیهای سیستم را انجام میدهد
system analysis
سیستم انالیز
systems analysis
تحلیل سیستم ها
system analysis
تحلیل سیستم
task analysis
تحلیل تکلیف
statistical analysis
تحلیل اماری
stripping analysis
تجزیه عریانساز
system analysis
انالیز سیستم
strode analysis
تحلیل ضربهای
structural analysis
محاسبات طرح ساختمانی
syntactical analysis
تحلیل نحوی
syntactical analysis
تحلیل ترکیبی
systems analysis
نظام شناسی
analysis of variance
تحلیل پراکنش
genetic analysis
بررسی ژنتیکی
[پزشکی]
[زیست شناسی]
gene analysis
بررسی ژنتیکی
[پزشکی]
[زیست شناسی]
genetic analysis
بررسی ژن
[پزشکی]
[زیست شناسی]
gene analysis
بررسی ژن
[پزشکی]
[زیست شناسی]
elemental analysis
فراکافت عنصری
[شیمی]
dye analysis
[آنالیز کردن رنگینه های بکار رفته در فرش جهت تعیین طول عمر فرش و سابقه تاریخی نوع رنگینه]
technical analysis
تجزیه و تحلیل تکنیکی
Complex analysis
نظریه توابع
[ریاضی]
Complex analysis
آنالیز مختلط
[ریاضی]
Error analysis
تجزیه و تحلیل خطا
[ریاضی]
technical analysis
آنالیز کردن
elemental analysis
آنالیز عنصری
[شیمی]
detailed analysis
آنالیز دقیق
volumetric analysis
سنجش حجمی
volumetric analysis
تجزیه حجمی
abc analysis
طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
activity analysis
تحلیل فعالیت
active analysis
تحلیل فعال
analysis graphics
نمودارهای تحلیلی
analysis of covariance
تحلیل هم پراکنش
analysis of variance
تحلیل واریانس
ultimate analysis
تجزیه نهایی
detailed analysis
بررسی دقیق
dimensional analysis
تحلیل ابعادی
[فیزیک]
functional analysis
آنالیز تابعی
[ریاضی]
multivariate analysis
تحلیل چند متغیری
x ray analysis
تحلیل پرتو ایکس
case analysis
تحلیل مورد
motion analysis
تجزیه حرکت
job analysis
تجزیه کار
job analysis
تجزیه و تحلیل مشاغل
job analysis
تحلیل شغلی
job analysis
تجزیه و تحلیل شغل
item analysis
تحلیل پرسش
criterion analysis
تحلیل ملاک
interindustry analysis
تحلیل بین الصنایع
instrumental analysis
تجزیه دستگاهی
indifference analysis
تحلیل بی تفاوتی
income analysis
تحلیل درامد
harmonic analysis
تحلیل توافقی یاتصاعدتوافقی
kinesiological analysis
تحلیل حرکت شناختی بدن
lexical analysis
تحلیل لغوی
lexical analysis
مرحلهای در ترجمه برنامه که نرم افزار کامپایل یا ترجمه کلمات کلیدی برنامه را با دستورات که ماشین جایگزین کند
motion analysis
تحلیل حرکات
mental analysis
تحلیل ذهنی
mechanical analysis
تجزیه مکانیکی خاک
mathamatical analysis
انالیز ریاضی
mathamatical analysis
انالیز
marginal analysis
تحلیل نهائی
cost analysis
تجزیه و تحلیل هزینه
cost analysis
تجزیه و تحلیل قیمت
logic analysis
تحلیل منطقی
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
handwriting analysis
تحلیل دستخط
group analysis
تحلیل گروه
gravimetrical analysis
تجزیه وزنی
ego analysis
تحلیل خود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com