Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (9 milliseconds)
English
Persian
vector graphics
نگاره سازی برداری
Search result with all words
vector graphics display
بردار نمایش گرافیکی
Other Matches
vector analysis
[vector calculus]
حساب برداری
[ریاضی]
vector potential of a solenoidal vector
پتانسیل برداری بردارسولنئیدی
graphics
چاپگری که قادر به چاپ تصاویر map-bit است
graphics
که برای ایجاد شکلهای ندیگر به کار می رود
graphics
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
graphics
ترمینال مخصوص با نمایش گرافیکی با resoleetion بالا و صفحه گرافیکی و سایر وسایل ورودی
graphics
ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند
graphics
تصاویر یا خط وطی که قابل رسم روی کاغذ یا صفحه نمایش باشد برای نمایش اطلاعات
graphics
گرافیک
graphics
شکل ابتدایی
graphics
UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد
graphics
وسیله سطح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
graphics
نگاره سازی
graphics
رسم
graphics
فن استعمال نمودار
graphics
قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی
graphics
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
graphics
وسیله الکترونیکی
graphics
در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
graphics
کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند
graphics
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
graphics
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
graphics
روشی که داده شرح تصویر ذخیره میشود
graphics
فایل که حاوی داده شرح تصویر است
graphics
شکل برنامه ریزی شده که روی صفحه غیرگرافیکی بجای حرف قابل نمایش است که در سیستمهای ویدیویی برای نمایش تصاویر ساده به کار می رود
graphics digitizer
دیجیتالی کننده گرافیکی
graphics display
نمایش گرافیکی
graphics mode
حالت نگاره سازی
graphics printer
چاپگر گرافیکی
graphics program
برنامه گرافیکی
graphics resolation
وضوح گرافیکی
graphics terminal
ترمینال گرافیکی
computer graphics
نگاره سازی کامپیوتری گرافیک کامپیوتری
computer graphics
نگاره سازی کامپیوتری
color graphics
گرافیک رنگی
character graphics
نگاره سازی دخشهای
calligraphic graphics
گرافیک خطاطی
business graphics
گرافیکهای تجاری
block graphics
نگاره سازی بلوک
graphics scanner
پویشگر نگارهای
graphics screen
صفحه گرافیکی
graphics spreadsheet
صفحه گسترده نگارهای
raster graphics
روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر
presentation graphics
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
presentation graphics
گرافیک برای نمایش اطلاعات تجاری یا داده
passive graphics
گرافیک منفعل
management graphics
مدیریت گرافیک
interactive graphics
نگاره سازی فعل و انفعالی گرافیک فعل و انفعالی گرافیک محاورهای
hi res graphics
graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود
harvard graphics
هاروارد گرافیکس
harvard graphics
برنامه نگاره سازی هاروارد
graphics, business
تجارت
graphics, business
گرافیک
graphics tablet
تخته نگاره سازی
graphics tablet
لوح گرافیکی
turtle graphics
گرافیک لاک پشتی
bar graphics
دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
analytical graphics
گرافیک تحلیلی
analysis graphics
نمودارهای تحلیلی
analytical graphics
نگاره سازی تحلیلی
apa graphics
نگاره سازی APA
bar graphics
وسیله نوری ای که داده را از بار کد می خواند
interactive graphics system
سیستم گرافیکی محاورهای
enhanced graphics display
صفحه نمایش نگاره سازی پیشرفته
object oriented graphics
نگاره سازی موضوعی
multicolor graphics aray
ارایه نگاره سازی چند رنگ
all points addressable graphics
نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
hercules graphics adapter
استاندارد برای آداپتور تک گرافیک با renolation بالا ساخت Hercules Carporation
graphics file format
فرمت فایل نگارهای
hercules graphics adapter
وفق دهنده نگاره سازی هولوکس
graphics input hardware
سخت افزار ورودی گرافیکی
low resolution graphics
توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه
low res graphics
گرافیک با وضوح پایین
enhanced graphics adaptor
وفق دهنده نگاره سازی پیشرفته
stand alone graphics system
سیستم گرافیکی خودکفا
video graphics array
ارایه نگاره سازی بصری
random scan graphics
نگاره سازی با پوشش تصادفی
color graphics adapter
وفق دهنده نگاره سازی رنگی
bit mapped graphics
گرافیک نگاشت ذره یی
computer graphics metafile
فایل برتر نگاره سازی کامپیوتری
raster scan graphics
نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
vector
حامل
vector
مسیر جهت
vector
خط سیر
vector
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vector
بردار
vector
مسیر ناوبری هواپیما
vector
حامل بردار
vector
پردار
vector
خط پرتاب بمب یاگلوله
vector
راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
vector
برداری
vector
مختصاتی که حاوی مقدار پایه و جهت است
vector
سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
vector
پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
vector
که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
vector
شکل حروف در یک نوشتار رسم شده با کمک منحنی و خط وط.
vector
آدرسی که کامپیوتر را به محل جدید حافظه هدایت میکند
national computer graphics association
انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
position vector
بردار مکان
[ریاضی]
vector quantity
کمیت برداری
vector product
ضرب برداری
[ریاضی]
vector quantities
اندازههای برداری
vector psychology
روانشناسی بردار نگر
wave vector
بردار موج
basis vector
بردار پایه
[ریاضی]
vector power
توان برداری
vector processor
پردازنده برداری
vector product
حاصلضرب برداری
vector space
فضای خطی
[ریاضی]
vector sights
دوربینهای نشانه روی بمب دوربینهای جانبی
vector product
ضرب خارجی
[ریاضی]
vector calculus
حساب برداری
[ریاضی]
vector field
میدان برداری
[ریاضی]
[فیزیک]
Euclidean vector
بردار اقلیدسی
[ریاضی]
radius vector
بردار مکان
[ریاضی]
vector space
فضای برداری
[ریاضی]
wind vector
جهت حرکت باد
wind vector
سمت باد
location vector
بردار مکان
[ریاضی]
voltage vector
بردار ولتاژ
vector pair
زوج برداری
burgers vector
بردار برگرز
magnetization vector
بردار مغناطیس کنندگی
magnetic vector
بردار مغناطیسی
light vector
بردار نور
lift vector
بردار برا
interrupt vector
بردار وقفه
dope vector
خصیصه نما
flux of a vector
شاره بردار
field vector
بردار میدان
dope vector
بردار خصیصه نما
dope vector
بردار
code vector
بردار رمز
circulation of a vector
چرخه بردار
arthropod vector
کنه خونخوار
arthropod vector
کنه ارتروپود
axial vector
بردار محوری
normal vector
بردار عمود
normal vector
بردار قائم
initial vector
مسیر اصلی یا اولیه هواپیمای رهگیر بعد ازشروع رهگیری
vector analysis
تحلیل برداری
state vector
بردار وضعیت
state vector
بردار حلات
radius vector
شعاع حامل
radius vector
بردار شعاعی
vector diagram
نمودار برداری
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
poynting's vector
بردار پوینتینگ
vector display
نمایش برداری
polar vector
بردار قطبی
vector field
میدان برداری
state vector
بردار حالت
continuously set vector
عناصر تصحیح شده متوالی هدف عناصر تنظیم شده هدف به طریق متوالی
distance vector protocols
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
vector data aggregate
بردار اطلاعات مجتمع
vector/waveform monitor
صفحهنمایشدیجیتالی
magnetic field vector
بردار میدان مغناطیسی
magnetic vector potential
پتانسیل بردار مغناطیسی
fallout wind vector plot
طرح یا چارت نمایش سمت باد ریزش اتمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com