English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (1 milliseconds)
English Persian
vinyl grip sole کفبستهوینلی
Other Matches
vinyl وینیل
vinyl insulation عایقوینیلی
vinyl tube لوله وینیلی
sole ازدواج نکرده
sole تنها انحصاری
sole انحصاری
sole کف پا
sole تیر کف
sole right حق انحصاری
sole مجرد
sole ته چوب گلف
sole زیر قسمت ته هر چیز
sole شالوده تنها
sole یگانه
sole منحصربفرد
sole تخت کفش
sole تخت زدن
sole تنها
sole منحصر بفرد
sole تخت
sole arbitrator حکم یا داور انحصاری
half sole نیم تخت زدن
sole arbitrator داور منفرد
sole argument یگانه دلیل
sole agent نماینده منحصر بفرد
sole agent نماینده انحصاری
sole a for iran تنهانماینده برای ایران نماینده انحصاری برای ایران
feme sole زن بی شوهر
feme sole زن غیرمحصنه
half sole نیم تخت انداختن
half sole نیم تخت
sole argument تنها دلیل
sole argument دلیل منحصربفرد
middle sole لژمیانی
sole tenant مستاجر انحصاری مستاجری که شریک ندارد
sole selling right حقوق فروش انحصاری
sole representative نماینده منحصر بفرد
sole plate کف پنجره
sole plate بالشتک
sole owner مالک منحصر
sole offspring فرزند منحصر بفرد
sole trap ضربه با کف پا
sole kick ضربه با کف پا
lemon sole ماهیخوراکی
grip گیره بست
grip قلاب
grip نیروی گرفتن ادراک و دریافت
grip جوی روباز کوچک
grip نهر کندن
grip بریدگی برای گذراندن اب
grip برش
grip محکم گرفتن
grip گیره
grip چنگک
grip دستگیره
grip طرز گرفتن وسیله گرفتن
grip نزله وبایی نای
grip زکام همه جاگیر
grip چنگ زنی
grip انفلوانزا
grip چنگ
grip گریپ نهر کوچک
grip محکم گرفتن چیزی
grip ترمینال
grip گیر دادن
grip چسبیدن به
sole distributor contract قرارداد توزیع انحصاری
sole of the foot kick ضربه با کف پا
heel grip گیرهپاشنه
get a grip of oneself <idiom> کنترل کردن احساسات شخصی
penholder grip دستگیرهپاندولی
pistol grip دستگیرهپیستول
To grip someone by the throat . گلوی کسی را گرفتن
hair-grip تل - گلسر
wire grip بست سیم
pole grip دستهمتصلبهدست
types of grip انواعگرفتن
hand grip گیرهدست
hair grip سنجاقسر
grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
front grip گرفتن میله دست مهتابی
parry a grip بدل
false grip گرفتن
cable grip چنگال کابل
grip wrench اچار لوله
tennis grip طرز گرفتن راکت تنیس
cord grip زهقلاب
grip handle جادستی
door grip دستگیرهدر
bulldog grip گیره سیم
butt grip محلقرارگرفتندست
twist grip throttle گیرهترتلدوتایی
throttle twist grip دستگیره موتور گازی
shake-hands grip طرزقرارگیریدست
pistol grip handle دستهنگهدارندهپیستون
To gain full control of the affairs . To have a tight grip on things. کارها را قبضه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com