English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
virtual storage operating system سیستم عامل حافظه مجازی
Other Matches
virtual storage انباره مجازی
virtual storage حافظه مجازی
virtual storage access method روش دستیابی انباره مجازی
operating system/ سیستم عامل دو
operating system سیستم عامل
disk operating system سیستم عامل گردهای
network operating system سیستم عامل شبکه
operating system monitor مبصر سیستم عامل
host operating system سیستم عامل میزبان
goest operating system سیستم عامل مهمان
disk operating system کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
tape operating system سیستم عامل نوار
general purpose operating system سیستم عامل همه منظوره
multiple loading operating system سیستم عامل بارکننده چندتایی
virtual تصویر کامل ذخیره شده در حافظه بجای اینکه بخشی از آن که نمایش داده شده است
virtual واقعی
virtual و مقصد.
virtual مشخصات ترمینال ایده آل که به عنوان مدل ترمینال واقعی به کارمی رود
virtual حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
virtual بخشی از RAM دریک برنامه کنترل کوتاه به صورتی که گویی یک سیستم ذخیره سازی دیسک سریع است
virtual مجازی
virtual موجود بالقوه تقدیری
virtual معنوی
virtual فضایی که از حدود فیزیکی صفحه نمایش بزرگتر است و میتواند حاوی متن ,تصویر,پنجره و... باشد
virtual آدرس مربوط به فضای ذخیره سازی مجازی
virtual ماشین شبیه سازی شده و عملیات آن
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
virtual شبیه سازی محیط دنیای واقعی توسط کامپیوتر
virtual برای مدت فراخوانی
virtual quantum کوانتوم مجازی
virtual temperature دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
virtual table جدول مجازی
virtual stress تنش مجازی
virtual cathode کاتد مجازی
virtual mass مجموع جرم واقعی و جرم فاهری
virtual machine دستگاه مجازی
virtual machine ماشین مجازی
virtual memory حافظه مجازی
virtual level تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
virtual address آدرس مجازی
virtual reality واقعیتخیالی
virtual computer کامپیوتر مجازی
virtual address نشانی مجازی
virtual focus کانون مجازی
virtual particle ذره مجازی
virtual entropy انتروپی مجازی
virtual gravity شتابی که از طرف زمین برهر ذره از اتمسفر اثر میکند
virtual image تصویر مجازی
virtual inertia قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
virtual work method روش کار مجازی
the virtual work method روش اصل مجازی کار
operating عامل
self operating خود کار
operating عملیاتی
operating weight وزن عملیاتی
operating slide دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
operating stand اطاق هدایت
operating signal چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
operating signal سیگنال دستگاه
operating strenght پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
operating ratio نسبت عملیاتی
operating supplies مواد کمکی
operating temperature دمای عملیاتی
operating temperature درجه حرارت کار
operating voltage ولتاژ کار
operating point نقطه کار
operating staff متصدیان
operating expenses مخارج عملیاتی
machine operating عملکرد ماشین
operating cord نختنظیم
operating dam سدعملیاتی
operating floor عملیاتزمین
operating rod میلهعملیات
operating speed سرعت عملیاتی
operating speed سرعت عملکرد کار
operating staff کارمندان عملیاتی
operating theatres نمایشگاه عمل جراحی
operating theatre نمایشگاه عمل جراحی
operating agency شعبه عامل
operating force نیروهای حاضر به کار نیروی فعال
operating handle دستگیره عامل
operating handle دستگیره کولاس
operating handle دستگیره راه اندازی
operating instruction مقررات کار
operating key کلید گزینش
operating level سطح فعالیت
operating lever اهرم گرداننده
operating lever اهرم عامل اهرم کولاس
operating instruction دستور کار
operating lever دستگیره عامل کولاس
operating agency قسمت اجرایی
operating bridge پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
operating cost مخارج عملیاتی
operating cost هزینه بهره برداری
operating cost هزینه عملیاتی
operating conditions رژیم
operating condition رژیم
operating capital سرمایه در گردش
operating budget بودجه بهره برداری
operating budget بودجه عملیاتی
operating bridge پل کارگاهی
operating lever اهرم عملکرد
operating loss زیان عملیاتی
operating level سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
operating profit سود عملیاتی
operating profit سود ناخالص
operating program برنامه اجرایی
operating systems سیستم عامل
operating room جایگاه عمل
operating room اطاق عمل
operating rooms اطاق عمل
operating program برنامه عملیات
operating ratio نسبت کارکرد موتور یا ناو
operating manual دستورالعمل
field operating عمل کننده در صحرا
operating manual دستور کار
field operating فعال درصحرا رده صحرایی
operating panel تابلوی عملکرد
operating personnel پرسنل فعال
operating personnel افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
operating ratio نرخ عملیاتی
operating rooms جایگاه عمل
standing operating procedures روش جاری مخابرات
standing operating procedures روش جاری عملیاتی
deployment operating base پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
shortest operating time کوتاهترین زمان عملیات
gate operating ring حلقهورودیعملکننده
current operating allowance سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
maximum operating voltage ولتاژ کار حداکثر
aitcraft operating weight وزن اصلی هواپیما
fleet operating base پایگاه عملیاتی ناوگان
gate operating deck سکوی مانور دریچه ها
gate operating platform سکوی مانور دریچه ها
crypt operating instructions دستورالعملهای انجام عملیات رمز دستورات کار با رمز
alternate escort operating base پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
breechblock operating lever assembly سطحبازکنندهگلنگدنتفنگ
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
storage خزانه
storage چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
storage ذخیره کردن ذخیره
storage ذخیره کردن
storage اندوزش
storage انبار کردن
storage فضای موقت حافظه برای داده هایی که در حال حاضر پردازش می شوند
storage مخزن
storage ذخیره سازی انبار کالا
storage انبارش
storage انباره
storage دیسک برای ذخیره داده
storage ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
storage مواد مختلف که قادر به ذخیره داده هستند
storage فضای ذخیره سازی داده که بیشتر از یک میلیون میلیون بیت داده میتواند ذخیره کند
storage نگهداری
storage بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
storage TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
storage مشابه 9641
storage حافظهای که نیاز دارد محتوایش مرتب بهنگام شود
storage هر رسانه ذخیره سازی داده
storage که حافظه اصلی و سریع کامپیوتر نیست
storage ذخیره سازی داده به صورتی که به آن امکان پردازش دیرتر داده میشود
storage وسیله ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دستیابی است
storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage نحوه اختصاص حافظه به کاربران مختلف , مثل برنامه ها , متغیرها, داده ,.....
storage تعداد بیتهایی که در واحد فضای ذخیره سازی رسانه قابل ضبط است
storage هر وسیلهای که میتواند داده ذخیره کند و در صورت نیاز بازیابی کند
storage می نیست
storage فضای لازم برای ذخیره سازی داده
storage حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفاده بعدی ذخیره شده اند
storage انبار
storage ذخیره سازی
storage حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
linear system [system of linear equations] دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
storage circuit مدار ذخیره
storage level تراز ذخیره تراز مخزن
storage device انباره
nonerasable storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
gas storage مخزن بنزین
storage interleaving برگ برگ سازی انباره
fixed storage حافظه ثابت
nonerasable storage انباره پاک نشدنی
nondestructive storage انباره غیر مخرب
storage cell سلول انباره
fuel storage انبار سوخت
nonerasable storage حافظه پاک نشدنی
storage fragmentation تکه تکه شدن انباره
storage granules دانههای اندوزش
fixed storage انباره ثابت
storage device دستگاه انباره
storage device دستگاه ذخیره سازی
storage device دستگاه ذخیره
storage device دستگاه انبارش
storage cycle سیکل انباره
storage cycle چرخه انباره
storage costs هزینههای انبارداری
storage compaction فشردگی انباره
storage interleaving درمیان انباره جای دادن
storage level تراز خزانه
storage dump روبرداری حافظه
storage location مکان انباره
erasable storage انباره پاک شدنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com