Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (4 milliseconds)
English
Persian
vortex breakdown/brust
جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
Other Matches
vortex
سرگردان
vortex
گردابی
vortex
جریان حلقوی یا گردابی
vortex
گردبادی
vortex
پیچ
vortex
حلقه
vortex
گرداب
the society is like a vortex
جامعه مانندگردابی است
vortex tube
وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
vortex drag
پسای جریانهای حلقوی
vortex filament
خطی که شدت یا تمرکزجریانهای حلقوی دران بیشتراست
vortex flow
جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
vortex motion
حرکت گردابی
vortex separation
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
vortex trail
دنباله مرئی باقیمانده از نوک بال یا ملخ و غیره ناشی ازجریانهای حلقوی شدید
vortex sheet
لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
polar vortex
ورتکس قطبی
vortex line
خطی که جهت ان در هر نقطه بر بردار دوران منطبق وخطوط مماس براین خط باجهت موضعی جریان موازی میباشند
free vortex
گرداب ازاد
vortex ring state
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
breakdown
مشابه 1352
breakdown
خرابی
breakdown
تفکیک
breakdown
جدایی
breakdown
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
breakdown
از کار افتادگی
car breakdown
خرابی اتومبیل
zener breakdown
شکست زنری
work breakdown
روش تقسیم یک عمل به اجزای مشخص و کوچک
nervous breakdown
واماندگی روانی
[پزشکی]
nervous breakdown
ناتوانی روانی
[پزشکی]
work breakdown
روش تقسیم کار
impluse breakdown
شکست ضربهای
nervous breakdown
فروباشی روانی
incomplete breakdown
شکست ناقص
incomplete breakdown
شکست جزئی
breakdown voltage
ولتاژ جرقه زنی
nervous breakdown
درماندگی روانی
[پزشکی]
breakdown lights
چراغهای عدم کنترل
breakdown drawing
رسم پرسپکتیوی برای نمایش قطعات بصورت جدا از هم
nervous breakdown
بحران روانی
zener breakdown voltage
ولتاژ شکست زنری
impluse breakdown voltage
فشار شکست ضربهای
insulation breakdown test
ازمایش شکست عایق
intermediate frequency breakdown
شکست فرکانس میانی
social breakdown syndrome
نشانگان فروپاشی اجتماعی
anode breakdown voltage
ولتاژ جرقه زنی اند
work breakdown structure
ساختار تفکیک کار
Can you send a breakdown lorry, please?
آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
high frequency gas discharge breakdown
شکست تخلیه گازی فرکانس بالا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com