Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
wafer scale integration
یک قطعه بزرگ که از مدارهای مجتمع کوچکتر تشکیل شده است که بهم وصل هستند
Other Matches
large scale integration
مجتمع سازی در مقیاس بزرگ
very large scale integration
مجتمع سازی در مقیاس بسیار بزرگ
small scale integration
مجتمع سازی در مقیاس کوچک
small scale integration
قطعه
medium scale integration
مجتمع سازی در مقیاس متوسط
medium scale integration
مدار مجتمع با دو قطعه
very large scale integration
قطعه
ultra large scale integration
مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
super large scale integration
قط عه
wafer
شیرینی پنجرهای
wafer
نان فطیر
wafer
تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
wafer
یک قطعه گرد از کریستال سیلیکون که روی آن صدها مدار مجتمع نصب شده اند قبل از اینکه به قط عاتی تقسیم و بریده شود
wafer
ویفر
wafer
قرص
wafer
یک قطعه نازک سیلیکون که بر روی ان مدارات مجتمع جهت ایجاد یک تراشه قرار دارند
wafer socket
[پریز صفحه ای]
silicon wafer
قرص سیلیکان
wafer-thin
بینهایتنازکومسطح
integration
مجتمع سازی
integration
انجام چندین عمل با هم
integration
انتگرال گیری
integration
یکی کردن و بهم پیوستن پیوستگی اجزاء
integration
یکپارچگی
integration
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
integration
انضمام
integration
ائتلاف
integration by parts
انتگرال گیری جز به جز
[ریاضی]
vertical integration
ادغام عمودی
Constant of integration
ثابت انتگرال گیری
[ریاضی]
social integration
یکپارچگی اجتماعی
integration by parts
انتگرال گیری جز به جز
[فیزیک]
seamless integration
فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
horizontal integration
تمرکز افقی
personality integration
یکپارچگی شخصیت
horizontal integration
ادغام افقی
horizontal integration
انضمام افقی
radius of integration
شعاع ترکیب عمل جنگ افزارهای معمولی با جنگ افزار اتمی
economic integration
همبستگی اقتصادی
variable of integration
متغیر انتگرال
[ریاضی]
economic integration
یکپارچگی اقتصادی
double integration method
روش انتگرال دوبل
rate integration gyro
ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
battery integration end radar display
equipment
battery integration end radar display
وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
scale
قطعه
scale down
کاهش تدریجی
y scale
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
m f scale
مقیاس نرینگی- مادینگی
x scale
در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
z scale
مقیاس " زی "
x scale
مقیاس طولی عکس
scale down
کاهش
two scale
دو مقیاسی
two scale
دودویی
t scale
مقیاس T
to scale down
پایین اوردن ومطابق مقیاس قراردادن
f scale
مقیاس اف
scale up
افزایش مقیاس
scale up
افزایش به نسبت ثابت
scale up
افزایش
scale value
ارزش مقیاسی
k scale
مقیاس ک
scale down
کاهش مقیاس
scale down
به نسبت ثابت
to scale up or down
مقیاس چیزیرابزرگتر یاکوچکتر کردن
scale
جدول
scale
نرخ دو مقدار
scale
کمتریا افزایش نسبت
scale
طبله
scale
مشابه 8865
scale
خطکش
scale
ن
scale
مقیاس گذاشتن
scale
دسته بندی
scale
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale
شاخص
scale
میزان مقیاس درجه
scale
طبلک درجه
scale
کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
scale
مقیاس نقشه
scale
قپان
scale
مقیاس
scale
درجه
scale
ترازو
scale
حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
scale
درجه بندی
scale
مقیاس کردن
scale of preferences
مقیاس رجحانها
scale of balance
کپه
scale factor
ضریب اندازه
scale factor
ضریب مقیاس
scale factor
ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
nominal scale
شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
scale of preferences
مقیاس برتریها
scale factor
پیمایش
scale board
تخته نازک
point scale
مقیاس امتیازی
plotting scale
خط کش مسافت یاب
plotting scale
خط کش مختصات
plateform scale
قپان سکوب دار
photographic scale
مقیاس عکاسی
percentile scale
مقیاس صدکی
ordinal scale
مقیاس ترتیبی
numerical scale
مقیاس شماره بندی شده
numerical scale
مقیاس عددی
precision scale
مقیاس دقیق
product scale
مقیاس فراورده
scale factor
مقیاس گذاری
ration scale
مقیاس نسبتی
scale armor
زره پولک دار
return to scale
بازده نسبت به مقیاس
reasonable scale
مخارج متعارفه
ration scale
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
rating scale
مقیاس درجه بندی
range scale
طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
range scale
طبله مسافت
psychological scale
مقیاس روانی
nominal scale
مقیاس
cine scale
صفحهنشانگر
scale leaf
برگقطعهای
windage scale
مقیاس تصحیح سمت دستگاه درجه
windage scale
مقیاس تغییر سمت
tempo scale
میزانتمپو
transfer scale
پایهانتقال
vernier scale
قالبنمایش
At the rate of . On a scale of .
به میزان
vertical scale
عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
exposure scale
جدول پرتوگیری
[عکاسی]
latitude scale
مقیاسجغرافیایی
kitchen scale
ترازویآشپزخانه
Celsius scale
درجهیسیلیوس
belly scale
شکمصاف
aperture scale
دهانهمقیاسدرجه
altitude scale
ارتفاعدیجیتالی
depth scale
مقیاسعمیق
distance scale
مقیاسمسافت
Richter Scale
درجهی ریشتر
Richter Scale
میزان ریشتر
graduated scale
ترازویدرجهدار
height scale
پایهارتفاع
on a grand scale
<adv.>
به مقدار زیاد
transverse scale
مقیاس عرضی
letter scale
مقیاسنامهها
splash scale
طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
site scale
دستگاه تراز توپ
site scale
طبله تراز
sight scale
مقیاس نشانه روی
sight scale
طبله نشانه روی
stanine scale
مقیاس نه بخشی
scale of weights
جدول وزنهایی که اسب مسابقه باید تحمل کند
scale of project
وسعت طرح
scale of project
اندازه طرح
swan scale
تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
spectral scale
مقیاس طیفی
tonal scale
مقیاس صوتی
to turn the scale
قطعی بودن
to turn the scale
قاطع بودن
to sink in the scale
در مقام تنزل کردن
to sink in the scale
پایین رفتن
on a grand scale
<adv.>
در مقیاس بزرگ
to scale awall
بالارفتن ازدیوار
the scale preponderates
کفه ترازو پایین میرود
temperature scale
مقیاس دما
scale of production
مقیاس تولید
nominal scale
مقیاس اسمی
full scale
باندازه کامل بمقیاس کامل
deflection scale
طبله مقیاس سمت
deflection scale
مقیاس سمتی
cumulative scale
مقیاس تراکمی
coordinate scale
گونیا
coordinate scale
گونیای مختصات
conversion scale
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
conversion scale
مقیاس خطی
clerk of the scale
متصدی توزین سوارکار ووسایلش پس از مسابقه
chromatic scale
مقیاس نیم پردهای
centigrade scale
مقیاس سانتی گراد
binary scale
مقیاسی که 2 ماخذ عددشماری انست نه 10
beaufort scale
سیستم اعداد برای مشخص کردن شدت باد
beam scale
توازن تیر
deflection scale
طبله سمت
derived scale
مقیاس اشتقاقی
full scale
تمام عیار
fahrenheit scale
مقیاس فارنهایت
explosive scale
مدار موادمنفجره مصرف شده درپرتاب گلوله
explosive scale
مدار منفجره
engineer's scale
خط کش محاسبه مهندسی
engineer's scale
خط کش مهندسی
elevation scale
طبلک درجه
elevation scale
مقیاس درجه
economies of scale
صرفه جوئیهای مقیاس
economies of scale
صرفه جوئیهای تولید انبوه
economic of scale
کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
dispersion scale
طبله مخصوص تصحیح پراکندگی مقیاس پراکندگی میزان پراکندگی
diseconomies of scale
عدم صرفه جوئی به مقیاس
baume scale
مقیاس بومه
bar scale
مقیاس خطی
architecht's scale
خط کش مقیاس مهندسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com