English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (6 milliseconds)
English Persian
wafer socket [پریز صفحه ای]
Other Matches
wafer ویفر
wafer شیرینی پنجرهای
wafer نان فطیر
wafer تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
wafer یک قطعه گرد از کریستال سیلیکون که روی آن صدها مدار مجتمع نصب شده اند قبل از اینکه به قط عاتی تقسیم و بریده شود
wafer قرص
wafer یک قطعه نازک سیلیکون که بر روی ان مدارات مجتمع جهت ایجاد یک تراشه قرار دارند
socket [wall socket] پریز روی دیوار
socket [wall socket] پریز دیواری
socket [wall socket] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
silicon wafer قرص سیلیکان
wafer-thin بینهایتنازکومسطح
wafer scale integration یک قطعه بزرگ که از مدارهای مجتمع کوچکتر تشکیل شده است که بهم وصل هستند
socket سوکت
socket موف
socket [سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
socket [وسیله با سوراخ هایی که ورودی در آن نصب میشود]
socket مفصل
socket دو راهی لوله
socket کاسه بندگاه
socket [در حدقه یا سرپیچ قرار دادن]
socket کاسه چشم
socket حفره
socket جای شمع
socket بوشن
socket پریز
socket جا
socket خانه
socket گوده حدقه
socket سرپیچ
socket گوده
socket پایه
socket [سرپیچ خانه]
socket پریز برق
socket کاسه
socket محل اتصال برق
socket بست لوله
socket [محل اتصال کابل]
socket مادگی
socket کام [سقف دهان]
wall socket پریز روی دیوار
timer socket [پریز زمان سنج]
three-pin socket [سرپیچ سه سر]
socket bayonet سرنیزه حفره دار
power socket پریز برق
external socket پریز بیرونی
charging socket حفره جا شارژر
wall socket پریز دیواری
connecting socket [دوشاخه متصل کننده]
The socket is broken. پریز برق شکسته است.
probe socket [سوکت پروب] [الکرونیک و کامپیوتر]
network socket پریز شبکه [کامپیوتر]
network socket سوکت شبکه [کامپیوتر]
socket box جعبه پریز
utensil socket [پریز دستگاه برقی]
horn socket [وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
fuse socket پایه فیوز
fuse socket سوکت فیوز
flush socket [پریز زیر کار]
earth socket پریز زمین
drill socket [مخروطی سه نظام مته]
bulb socket سرپیچ لامپ
bell socket تبدیلی
angle socket سرپیچ عمودی
eye socket [خانه چشم]
input socket ساکت ورودی
eye socket کاسه چشم
spade socket [سوکت بیلی شکل]
socket putty [بطانه دو راهی لوله]
socket pipe لوله مفصلی
socket coupler پریز اتصال
plug socket پریز
lamp socket سرپیچ
plug and socket دوشاخه و پریز
keyless lamp socket [سرپیچ بی کلید]
spigot and socket joint اتصال مفصلی
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
numeric coprossor socket [پریز کمک پردازنده عددی]
point [wall socket] [British] پریز دیواری
point [wall socket] [British] پریز روی دیوار
point [wall socket] [British] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com