Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (8 milliseconds)
English
Persian
wage tax
مالیات بر مزد
Search result with all words
wage
مزد
wage
دستمزد
wage
اجرت
wage
کار مزد دسترنج
wage
حمل کردن
wage
جنگ برپا کردن
wage
اجیر کردن
wage
اجر
wage
اجرت کارمزد
wage
ضمانت حسن انجام کار
living wage
مزدکافی برای امرار معاش
living wage
مزد معیشت
living wage
مزد امرارمعاش
annual wage
دستمزد سالانه
base wage rate
حداقل دستمزد
daily wage
مزد روزانه
iron law of wage
قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
just wage
مزد عادلانه
minimim wage law
قانون حداقل دستمزد که براساس ان حداقل دستمزدنبایستی از میزانی که توسط دولت تعیین میشود کمتر باشد
minimum wage
حداقل دستمزد
money wage
مزد پولی
nominal wage
مزد اسمی
nonflexible wage
مزد انعطاف ناپذیر
rate of money wage
نرخ مزد پولی
rate of wage
نرخ دستمزد
rate of wage increase
نرخ افزایش دستمزد
real wage
مزد واقعی
reasonable of average wage fair
اجرت المثل
specified wage
اجرت المسمی
to wage war
جنگ کردن
to wage war
دست بجنگ زدن
wage agreement
قرارداد دستمزد
wage agreement
موافقت نامه دستمزد
wage bargain
چانه زنی دستمزد
wage bill
لیست حقوق
wage ceiling
سقف دستمزد
wage ceiling
حداکثر دستمزد
wage compution day
دستمزد ساعتی
wage constraint
محدودیت دستمزد
wage control
کنترل دستمزد
wage costs
مخارج دستمزد
wage cuts
کاهش دستمزد
wage determination
تعیین دستمزد
wage differentials
اختلاف در دستمزد
wage earner
اجیر
wage earners
مزد بگیران
wage earners
حقوق بگیران
wage flexibility
انعطاف پذیری دستمزد
wage freeze
انجماد دستمزد
wage freeze
ثابت نگهداشتن دستمزد
wage fund theory of wages
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
wage funds
وجوه دستمزد
wage funds
مایه دستمزد
wage good
کالای مزدی
wage good
کالائی که نقش مزد را ایفا میکند
wage incentive
انگیزه مزد
wage income
درامد بشکل دستمزد
wage income
درامدمربوط بکار
wage index
شاخص دستمزد
wage level
سطح مزد
wage market
بازار دستمزد
wage policy
سیاست دستمزد
wage price guideline
راهنمای مزد
wage price guideline
قیمت
wage price spiral
دور تسلسل دستمزد
wage price spiral
قیمت
wage profit ratio
نسبت دستمزد به سود
wage push inflation
تورم ناشی از فشار مزد
wage rate
نرخ مزد
wage rate
نرخ دستمزد
wage rigidity
انعطاف ناپذیری مزد
wage share
سهم مزد
wage stabilization
ثبات دستمزد
wage stabilization
تثبیت مزد
wage standard
دستمزد استانده
wage system
نظام پرداخت دستمزد
wage-packet
پاکتیکهحقوقرادرآنمیگذارند
to wage a campaign
لشکرکشی کردن
cash-wage
دستمزد نقدی
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com