English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (1 milliseconds)
English Persian
warrant officers افسر یار
warrant officers ناوبانیار ستوانیار
warrant officers افسریار
Other Matches
officers مامور
officers مامور کارمند اداری
officers امین صلح
officers فرمان دادن
officers افسر معین کردن فرماندهی کردن
officers مامور متصدی
officers صاحب منصب
officers متصدی ضابط عدلیه
officers افسر
officers عضو هیات رئیسه
officers' quarters بخشدفتری
returning officers سرپرست انتخابات برزن
police officers مامور پلیس
police officers پاسبان
police officers افسر شهربانی
police officers افسر پلیس
senior officers افسران ارشدیا بالارتبه
officers call نشریه اطلاعاتی مخصوص افسران
officers call شیپور افسر پیش
probation officers مامور نافر
commanding officers افسر فرمانده
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officers ناو استوار دوم
petty officers درجه دار
commissioned officers افسرشاغل
commissioned officers افسر کادر
petty officers مهناوی
probation officers ماموری که متهم در طی دوران تعلیق اجرای مجازات باید تحت نظراو باشد
commissioned officers افسر
non-commissioned officers درجه دار
The officers were brifed on (about) the detailes. افسران درباره جزییات مطلع ( توجیه شدند )
law officers of the crown وکیل عمومی دادیار
law officers of the crown دادستان
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
i'll warrant اطمینان میدهم
i warrant قول میدهم
i'll warrant بدون شک
warrant تضمین حکم
warrant مجوز
warrant اختیار
warrant ضمانت کردن مجوز
warrant حواله
warrant اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warrant گواهی
warrant اجازه قانونی
warrant گواهی حکم
warrant تضمین کردن
warrant سند عندالمطالبه
warrant گواهی کردن
warrant ضمانت
A posse of police officers and soldiers یک دسته از پاسبان و سرباز
warrant as arrest حکم توقیف
search warrant اجازه تفتیش
warrant officer افسر یار
withdrawal warrant مجوز برداشت
warrant to bearer به حواله کرد حامل
search warrant حکم تفتیش
search warrant حکم بازرسی و ورود
search warrant حکم تفتیش منزل
warrant of attorney اجازه نامه
extradition warrant درخواستبرایدستگیریفردمتهمازکشوریدیگر
warrant of attorney وکالت نامه
warrant of attorney اختیار نامه
warrant as arrest حکم بازداشت
warehouse warrant قبض انبار
treasury warrant گواهی خزانه
death warrant حکم اعدام
arrest warrant قرار توقیف
bench warrant حکم دادگاه یا قاضی علیه شخص گناهکار
divided warrant حواله پرداخت سود سهام
dividend warrant چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
dock warrant رسید لنگرگاه
dock warrant سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
dock warrant رسید انبار بارانداز
searcher warrant اجازه بازرسی
warrant of attorney وکالت نامه
warrant officer افسریار
rigging warrant فهرست وسایل
searcher warrant اجازه تفتیش
warrant officer ناوبانیار ستوانیار
share warrant گواهینامه سهام
chief warrant officer استوار یکم
warrant of presumed death حکم موت فرضی
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com