Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (6 milliseconds)
English
Persian
waste lands
اراضی موات
Other Matches
lands
برجستگی شیار خانها ریلهای راهنما
arable lands
زمینهای زراعی
bad lands
بدبوم
utilized lands
اراضی دایر
lands and grooves
خان کشی لوله توپ برجستگیها و فرورفتگیهای خان
lands man
ملوان ناازموده
lands man
ملوان تازه کار
lands man
اهل خشکی
crash-lands
سقوط کردن هواپیما
registration of documents and lands
اداره ثبت اسناد و املاک
utilized and unutilized lands
زمینهای دائروبائر
He has laid hands on these lands.
دست انداخته روی این اراضی
waste
قراضه هرز
waste
ضایع
waste
بی مصرف
waste
موات
waste
پسماند
waste
از دست رفتن
waste not want not
<idiom>
قناعت توانگر کند مرد را
go to waste
هرز رفتن
Waste
کثافات
waste
بیهوده
waste
افت
waste
هدر
waste
بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
waste
اشغال زباله
waste
انبار
waste
اشغال
waste
زباله
waste
هرزدادن
waste
تلف کردن ضایع کردن
waste
زائد اتلاف
waste
باطله
waste
حرام کردن بیهوده تلف کردن
waste
نیازمندکردن
waste
تلف کردن
waste
تضییع کردن اتلاف
waste
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
waste
تلف
waste
صرف کردن
waste
ضایع کردن
waste
اصراف کردن
waste
تفریط
to give up
[to waste]
something
ول کردن چیزی
[کنترل یا هدایت چیزی]
waste one's breath
<idiom>
بی نتیجه صحبت کردن
lay waste
<idiom>
خراب کردن وویران نگه داشتن ،شکستن
without impeachment of waste
بدون تقبل مسئوولیت خرابیها
waste water
فاضلاب
waste product
ضایعات
waste product
محصولات زائد
waste pipe
لوله زهکش
cotton-waste
آشغال و ضایعات پنبه
napping waste
ضایعات عمل خارزنی
[این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
waste time
وقت هدر دادن
waste of time
وقت هدر شده
waste time
تلف کردن زمان
waste time
وقت تلف کردن
waste silk
ابریشم گجین
[ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
waste of time
وقت اتلاف شده
waste one's words
زبان خود را خسته کردن
waste one's breath
زبان خود را خسته کردن
waste of manor
اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
waste basket
زنبیل
waste basket
سبد
waste basket
سبد کاغذ بیکاره
voluntary waste
تعدی و تفریط در عین مستاجره یا ملک موردتصرف
to lay waste
ویران یا غارت کردن
lay waste
ویران کردن
run to waste
هرز رفتن
economic waste
اتلاف اقتصادی
do not waste your breath
خودتان را بیخود خسته نکنید
cotton waste
ضایعات پنبه
waste time
هدر دادن زمان
waste catchment
ابخیز
agricultral waste
پسماند کشاورزی
waste basket
مکثف
waste book
دفتر باطله
waste land
اراضی موات
waste instruction
دستوری که عملی انجام نمیدهد.
encroachment and waste
تعدی و تفریط
waste land
زمین موات
waste lime
نخاله اهک
waste material
مصالح وازده
waste heat
گرمای تلف شده
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
soil and waste stack
کیسهخاکوفضولات
cultivation of waste land
احیا اراضی موات
cultivationg waste land
احیاء موات
waste gas fule
مجرای دود
domestic waste water
فاضلاب خانگی
This is a sheer waste of time .
این کار اتلاف وقت محض است
colour of waste water
رنگ فاضلاب
haste makes waste
ادم دست پاچه که کارادوبارمیکند
waste disposal unit
مخزنآبزاید
haste makes waste
تعجیل موجب تعطیل است
sink with waste disposal unit
فرفشوییبااجزافضولات
waste water purification plant
تصفیه خانه فاضلاب
It is absolutely useless . It is a waste of time .
بی نتیجه است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com