English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
waste product محصولات زائد
waste product ضایعات
Other Matches
waste تفریط
waste تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
waste تلف
waste هدر
waste افت
waste قراضه هرز
waste ضایع
waste بی مصرف
waste موات
waste پسماند
Waste کثافات
waste not want not <idiom> قناعت توانگر کند مرد را
go to waste هرز رفتن
waste از دست رفتن
waste تضییع کردن اتلاف
waste اصراف کردن
waste حرام کردن بیهوده تلف کردن
waste نیازمندکردن
waste بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
waste باطله
waste زائد اتلاف
waste تلف کردن ضایع کردن
waste زباله
waste اشغال
waste انبار
waste صرف کردن
waste ضایع کردن
waste تلف کردن
waste اشغال زباله
waste بیهوده
waste هرزدادن
waste time تلف کردن زمان
waste time هدر دادن زمان
waste time وقت تلف کردن
lay waste ویران کردن
waste silk ابریشم گجین [ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
cotton-waste آشغال و ضایعات پنبه
napping waste ضایعات عمل خارزنی [این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
waste time وقت هدر دادن
do not waste your breath خودتان را بیخود خسته نکنید
economic waste اتلاف اقتصادی
encroachment and waste تعدی و تفریط
run to waste هرز رفتن
waste of time وقت هدر شده
waste of time وقت اتلاف شده
waste catchment ابخیز
to give up [to waste] something ول کردن چیزی [کنترل یا هدایت چیزی]
waste land اراضی موات
waste instruction دستوری که عملی انجام نمیدهد.
waste heat گرمای تلف شده
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
waste book دفتر باطله
waste basket مکثف
waste basket زنبیل
waste basket سبد
to lay waste ویران یا غارت کردن
waste basket سبد کاغذ بیکاره
waste land زمین موات
waste lands اراضی موات
waste lime نخاله اهک
waste one's breath <idiom> بی نتیجه صحبت کردن
lay waste <idiom> خراب کردن وویران نگه داشتن ،شکستن
without impeachment of waste بدون تقبل مسئوولیت خرابیها
waste water فاضلاب
waste pipe لوله زهکش
waste one's words زبان خود را خسته کردن
waste one's breath زبان خود را خسته کردن
waste of manor اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
waste material مصالح وازده
voluntary waste تعدی و تفریط در عین مستاجره یا ملک موردتصرف
agricultral waste پسماند کشاورزی
cotton waste ضایعات پنبه
This is a sheer waste of time . این کار اتلاف وقت محض است
soil and waste stack کیسهخاکوفضولات
domestic waste water فاضلاب خانگی
haste makes waste ادم دست پاچه که کارادوبارمیکند
waste disposal unit مخزنآبزاید
haste makes waste تعجیل موجب تعطیل است
cultivation of waste land احیا اراضی موات
colour of waste water رنگ فاضلاب
cultivationg waste land احیاء موات
waste gas fule مجرای دود
waste water purification plant تصفیه خانه فاضلاب
It is absolutely useless . It is a waste of time . بی نتیجه است
sink with waste disposal unit فرفشوییبااجزافضولات
product نتیجه
product تولیدکردن
inner product ضرب داخلی [ریاضی]
product کالا
product محصول حاصلضرب
product نتیجه کار محصول فراورده
by-product محصول ضمنی
by-product فراورده جنبی
product فراورده
product محصول
product حاصل حاصلضرب
product بسط دادن
product ایجادکردن
product تولید
product حاصل
by-product محصول فرعی
by product محصول جنبی
inner product ضرب نقطه ای [ریاضی]
by product فراورده فرعی
inner product ضرب اسکالر [ریاضی]
by product محصول فرعی
by product نتیجه فرعی
product حاصل ضرب
product مجموعهای از محصولات مختلفساخته شده در یک شرکت که یک گروه را تشکیل می دهند.
product محصول تولید شده برای فروش
product حاصلضرب
product محصول تولید شده یا ساخته شده
product محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد
product محصول اصلی از ماده خام
inner product ضرب داخلی
product ول مواد لازم برای تولید یک محصول
inner product ضرب داخلی هرمیتی
inner product ضرب نقطهای ضرب نردهای
vector product ضرب برداری [ریاضی]
vector product حاصلضرب برداری
volatility product فراورده فرار
volatility product محصول فرار
cross product ضرب برداری [ریاضی]
product code کدمحصول
dot product ضرب داخلی [ریاضی]
scalar product ضرب داخلی [ریاضی]
inner product space فضای ضرب داخلی [ریاضی]
cross product ضرب خارجی [ریاضی]
projection product ضرب اسکالر [ریاضی]
Cartesian product ضرب دکارتی [ریاضی]
scalar product ضرب اسکالر [ریاضی]
dot product ضرب اسکالر [ریاضی]
projection product ضرب نقطه ای [ریاضی]
scalar product ضرب نقطه ای [ریاضی]
dot product ضرب نقطه ای [ریاضی]
vector product ضرب خارجی [ریاضی]
finished product محصولات اماده برای توزیع ومصرف
by product material فراورده فرعی
by product gas گاز تقطیر شده
margin product اضافه محصول
by product oven محصولات فرعی کوره کک سازی
average product محصول متوسط
marginal product محصول نهائی
acceptable product فراورده جانشین قابل قبول
logic product حاصلضرب منطقی
marginal value product ارزش تولید نهائی
projection product ضرب داخلی [ریاضی]
national product تولید ملی
average product تولید متوسط
end product محصول نهایی
major product تولیدات عمده
logical product رکورد منطقی
by product recovery بازده محصولات فرعی
fission product محصول انشقاق
finished product کالای اماده فروش
finished product محصول نهائی
dot product ضرب نقطهای
hermitian inner product ضرب داخلی هرمیتی
product diversification تنوع محصول
diversity of product تنوع محصول
home product محصولات داخلی
home product محصولات ملی
intermediate product محصول نیم ساخته
intermediate product محصول واسطه
intermediate product فراورده واسطه
disintegration product محصول تجزیه و تفکیک شده
laminated product تولید ماده متراکم متورق
net product محصول خالص
end product فراورده نهایی
product of inertia ممان سانتریفوژ
product of sums حاصلضرب مجموعه ها
product planning برنامه ریزی محصولات
product scale مقیاس فراورده
program product محصول برنامه
program product فراورده برنامه
scalar product حاصلضرب عددی
scalar product حاصلضرب اسکالر
scalar product ضرب نردهای
software product محصول نرم افزاری
total product محصول کل
total product تولید کل
product mix ترکیب محصول
product group کالاهی مشابه
product differentiation تفاوت محصول
product differentiation اختلاف محصول
end product قطعات حاصله دستگاه نهایی
product launch جا انداختن محصول در بازار
product liability مسئولیت محصول
product liability مسئوولیت در قبال کالا
overhead product محصول سبک
end product مجموعه قطعات
product capabilities خواص محصول
gross national product محصول ناخالص ملی
gross national product تولیدناویژه قیمت تولید یک کالا دربازار خاص فرف یک سال مالی
product [the result of multiplying] حاصلضرب [ریاضی]
directed area product ضرب برداری [ریاضی]
diminishing marginal product منحنی نزولی محصول نهایی
diminishing marginal product نزولی بودن محصول نهائی
gross national product تولید ناخالص ملی
directed area product ضرب خارجی [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com