Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
water key
کلیدآب
Search result with all words
high water
مد
high water
مد دریا
high water
دریا درحال مد
high water
طغیان اب
high water
حداکثر ارتفاع اب مد دریا
high water
فراز اب
water tower
تانک اب
water tower
برج مخزن اب
water towers
تانک اب
water towers
برج مخزن اب
high water mark
بالاترین داغ اب
high-water mark
بالاترین داغ اب
high-water marks
بالاترین داغ اب
water main
شاه لوله اب
water main
لوله هادی اب
water mains
شاه لوله اب
water mains
لوله هادی اب
water skiing
اسکی بازی روی اب
water-skiing
اسکی بازی روی اب
water ski
اسکی ابی
water ski
چوب اسکی روی اب
water-ski
اسکی ابی
water-ski
چوب اسکی روی اب
water-skied
اسکی ابی
water-skied
چوب اسکی روی اب
water-skis
اسکی ابی
water-skis
چوب اسکی روی اب
water
اب
water
ابگونه
water
پیشاب
water
مایع
water
اب دادن
low water
جزر ومد خفیف
low water
فروکش اب رودخانه
low water
جذر
low water
پس رفت اب دریا
water borne
حمل شده در روی اب
water borne
حمل شده از راه دریا
water-borne
حمل شده در روی اب
water-borne
حمل شده از راه دریا
water chestnut
خس سه کله
water chestnuts
خس سه کله
blue water
دریای ازاد
water softener
اب تصفیه کن
water softeners
اب تصفیه کن
soda water
مشروب غیر الکلی گاز دار لیموناد
soda water
سودا
water power
نیروی ابی
water ice
بستنی ابی
water-ice
بستنی ابی
water-ices
بستنی ابی
mineral water
اب معدنی
drinking water
اب اشامیدنی
water supplies
منبع اب
water supplies
ذخیره اب
water supplies
ابرسانی
water supplies
تدارک اب
water supplies
اماد اب
water supplies
تامین اب
water supplies
اب امایی
water supply
منبع اب
water supply
ذخیره اب
water supply
ابرسانی
water supply
تدارک اب
water supply
اماد اب
water supply
تامین اب
water supply
اب امایی
water closet
ابریزگاه
water table
سطح ایستای
water table
سطح ابهای زیر زمین
water table
سطح ایستائی اب
water table
سطح ایستایی
water table
ابخوان سفره
water tables
سطح ایستای
water tables
سطح ابهای زیر زمین
water tables
سطح ایستائی اب
water tables
سطح ایستایی
water tables
ابخوان سفره
abnormal water level
تراز استثنائی آب
abnormal water level
ترازنابهنجار آب
absorbed water
اب جذب شده
absorbed water
اب دراشامیده
absorption of water
جذب آب
absorption of water
خیسی
absorption of water
مکش آب آشام
acid water
آب اسید
actual velocity of ground water
سرعت واقعی اب زیرزمینی
actual water income
اب ورودی موثر
adjusting to water
حرکت در هوا هنگام فرود دراب
adsorbed water
اب جذب شده در سطح
adsorbed water
اب براشامیده
agitation of water surface
ایجاد تلاطم در سطح اب
agreement water rate
نرخ قراردادی اب
air water jetting
دستگاه پرتاب اب و هوا
alternate water terminal
بارانداز ابی موقت
alternate water terminal
باراندازابی یدکی
ambient water
ابی که در عمق معین دراطراف غواص است
ammonia water
محلول امونیاکی
automatic water level recorder
تراز اب نگار خودکار
back water
برگشت اب
Other Matches
water course
حق الشرب
water course
مجرای اب
water course
حق المجری
to p something with water
اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
water way
راه ابی
water still
دستگاه تقطیر اب
by water
با کشتی
water way
مسیل
on the water
در کشتی
water way
ابراهه
water
آب
of the first water
بهترین
water down
<idiom>
ضعیف شدن
mean water
میان اب
by water
از راه رودخانه
by water
از راه دریا
She let the water out .
آب را ول کرد
to keep ones he above water
از زیر بدهی بیرون آمدن
first water
درجه اول
above water
<adj.>
روی آب
above water
<adj.>
شناور
first water
بالاترین مقام
to water something
آب دادن
[گیاه]
to water
آب دادن
f.water
عرق رازیانه
to water
آب ریختن
water fast
غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water heater
ابگرم کن
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water fowl
پرنده ابی
water hole
چاله اب
water glass
شیشه محلول
water fowl
مرغ ابی
water filter
صافی اب
water fast
پارچه شورنرو
water glass
اب شیشه
water heater
فرف ابگرم کن
water gauge
اب پیم
water gauge
اندازه اب نما
water gas
گاز اب
water glass
لیوان اب
water glass
شیشه مایع
water guage
فشار سنج اب
water hammer
ضربت قوج
water hammer
ضربت قوچ
water hardening
سختگردانی با اب
water front
جبهه رطوبتی
water hazard
مانع ابی در مسیر گوی گلف
water hyacinth
سنبل ابی
water hyacinth
وردالنیل
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water nymph
الهه دریایی
water pepper
زنجبیل سگ
water pepper
فلفل ابی
water pipe
لوله اب
water pipe
تنبوشه
water pipe
لوله مخصوص لوله کشی اب
water plate
بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water point
نقطه تقسیم اب
water pollution
الودگی اب
water polo
بازی فوتبال ابی
water polo
واترپلو
water polo
واترپولو
water polo
بازی در استخربطول 02 تا 03 متر و عرض 8 تا 01 متر بین 2 تیم 7نفره
water pressure
فشار اب
water proof
دافع اب
water proof
رطوبت ناپذیر
water nymph
حوری دریایی
water moccasin
مار سمی ابزی جنوب امریکا
water mill
اسیاب
water jacket
ابدان
water jacket
صندوق اب
water jump
مانع ابی
water jump
چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water level
تراز اب
water level
سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level
سطح اب
water lily
نیلوفر ابی
water line
خط ابخور ناو
water logging
ابسیری
water loss
ابکاهی
water lowering
زهکشی
water melon
هندوانه
water meter
کنتور اب
water meter
اب سنج
water mill
اسیاب ابی
water pump
پمپ اب
water fast
رنگ نرو
surcharge water
اب مازاد
underground water
اب درون زمین
undermining by water
اب شستگی
undermining by water
اب رفتگی کف
up to the middle in water
تا کمر در اب
voidance water
منجلاب
voidance water
زیر اب
wade into the water
راه رفتن در اب
waste water
فاضلاب
water aspirator
خرطوم ابی
water bag
کیسه اب
water bailiff
میراب
water bailiffs
مامور تفتیش کشتیها در بندر
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water balance
بیلان اب
underground water
اب زیرزمینی
unavailable water
رطوبت غیر قابل استفاده
to splash into water
به اب زدن
surface water
اب سطحی
surplus water
ابهای اضافی
surplus water
ابهای مازاد
swimming with water
پرازاب
swimming with water
غرق اب
table water
سفره اب زیر زمینی
tap water
اب شیر
water paint
رنگ لعابی
subsurface water
اب زیرزمینی
the water was overknee
اب از زانو میگذشت
to drink water
اب خوردن
to drink water
اب اشامیدن
to keep ones head above water
خود را از بار بدهی رها کردن
to sniff up water
اب رابه بینی کشیدن
to soften a water
سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
water bearer
دلو
water bearer
ساکب الماء
water cooling
خنک کنندگی اب
water cooling
خنک کردن بااب
water buffalo
گاو میش اهلی شده اسیایی
water cress
شاهی اتی
water cure
اب درمان
water cure
علاج بااب معالجه بااب
water damage
خسارت اب دیدگی
water displacement
زهکشی کردن
water displacement
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water disposal
فاضلاب
water disposal
اگوکشی
water disposal
ساختن اگو
water dog
سگ ابی
water dog
شناگر ماهر
water dog
سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water content
درصد رطوبت
water container
فرف اب
water colour
نقاشی ابرنگی
water bearer
ریزنده اب ابریز
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
water bed
تشک ابی
water bonded
اب بند شده
water boy
بچه سقا
water boy
سقا
water canteen
قمقمه
water car
ارابه اب فروشان
water car
ارابه اب پاش
water carriage
حمل از راه اب
water carrier
دلو
water circulation
گردش اب
water coiour
ابرنگ
water colour
ابرنگ
water colour
رنگاب
water driver
مقنی
water intake
مکندهآب
water under the bridge
<idiom>
همه چیز عوض شده
in hot water
<idiom>
در دردسر
THere is not even a ripple in the water .
<proverb>
آب از آب تکان نمى خورد .
If it has not water for me it certainly has bread .
<proverb>
آب براى من ندارد براى تو که دارد .
Water is light .
<proverb>
آب روشنائى است .
How can you know the value of water -you who live .
<proverb>
تو قدر آب چه دانى که در کنار فراتى .
drinking water
آب آشامیدنی
Is there drinking water?
آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
There is no hot water
آب گرم نیست.
some hot water
مقداری آب گرم
some cold water
مقداری آب سرد
mineral water
آب معدنی
a glass of water
یک لیوان آب
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
water pipe
قلیان
hot water
<idiom>
hold water
<idiom>
water jug
پارچآب
water separator
جداگرآب
water signs
علائمآبی
water transport
ناقلآب
water under pressure
آبتحتفشار
water/alcohol
آب
water/alcohol
الکل
water butt
سطلیکهمخصوصجمعآوریبارانیاستکهازبام میریزد
water rates
پولمصرفآب
To go through fire and water.
خودرا به آب وآتش زدن
To draw water from the well .
آب از چاه کشیدن
deep water
<idiom>
مشکل سخت
fish out of water
<idiom>
طرف وصله ناجوراست
head above water
<idiom>
آشکاری مشکل
water bath
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
water quench
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
water softener
[کاهش دهنده درجه سختی آب]
cut-water
پیش دماغه
water cooler
آب سرد کن
water surface
سطح ایستائی آب
muddy water
آب لجنی
to water
[of eyes]
اشک آمدن
to hold water
معتبر بودن
to hold water
قابل قبول بودن
to hold water
صحت دار بودن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com