Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (10 milliseconds)
English
Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Search result with all words
slack water
موقع سکون وارامش اب دریا اب ساکن
slack water
اب ساکن
slack water
اب ازاد
slack water
مد ارام
slack water
اب راکد
slack water
stand : syn
Other Matches
slack
کند بطی
slack
سست کردن
slack
شل کردن فرونشاندن
slack
کساد کردن گشاد
slack
شل
slack
ضعیف
slack
توقف درحرکت
to slack up
کم کم اهسته کردن
slack
فراموشکار
slack
پشت گوش فراخ
slack
شلوارکار کرباسی
slack
دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
slack
انقطاع
slack
قطع
slack
قوزک اول ماشه
slack
کساد
slack
کسادی شلی
slack
سکون
slack
گیر در حرکت
to slack off
کم زوریا بیحال دن
to slack off
سست کردن
slack
لقی شلی
slack
شل کردن طناب
slack
جای افتاده یا شل
slack
سست
slack variable
متغیر کمکی
slack time
زمان سکون
slack suit
لباس مخصوص گردش یا استراحت
slack suit
لباس راحتی
slack line
اسکریپر کابلی
slack lime
اهک کشته
to slack one's thirst
فرونشاندن تشنگی
slack variable
متغیر بی اثر
slack baked
نیم پخته
regulating slack
خورد دادن
Things are very slack (quiet) at the moment.
فعلا" که کارها خوابیده
Trade ( business ) is slack this week .
این هفته بازار ( تجارت ) کساد است
on the water
در کشتی
water course
حق المجری
water way
راه ابی
by water
از راه رودخانه
by water
از راه دریا
by water
با کشتی
water way
مسیل
water course
مجرای اب
water course
حق الشرب
She let the water out .
آب را ول کرد
water
آب
water still
دستگاه تقطیر اب
water down
<idiom>
ضعیف شدن
mean water
میان اب
of the first water
بهترین
water way
ابراهه
to keep ones he above water
از زیر بدهی بیرون آمدن
to water
آب ریختن
first water
بالاترین مقام
first water
درجه اول
above water
<adj.>
روی آب
to water something
آب دادن
[گیاه]
above water
<adj.>
شناور
to water
آب دادن
to p something with water
اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
f.water
عرق رازیانه
water
اب دادن
water
مایع
water
پیشاب
water
اب
water
ابگونه
water fowl
پرنده ابی
water glass
لیوان اب
water fast
غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water glass
شیشه مایع
water guage
فشار سنج اب
water hammer
ضربت قوج
water hammer
ضربت قوچ
water polo
بازی فوتبال ابی
water fast
رنگ نرو
water polo
واترپلو
water hardening
سختگردانی با اب
water glass
اب شیشه
water fast
پارچه شورنرو
water pollution
الودگی اب
water front
جبهه رطوبتی
water fowl
مرغ ابی
water gauge
اندازه اب نما
water filter
صافی اب
water point
نقطه تقسیم اب
water plate
بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water gas
گاز اب
water nymph
حوری دریایی
water gauge
اب پیم
water glass
شیشه محلول
water pipe
لوله مخصوص لوله کشی اب
water hazard
مانع ابی در مسیر گوی گلف
water heater
فرف ابگرم کن
water logging
ابسیری
water loss
ابکاهی
water lowering
زهکشی
water melon
هندوانه
water meter
کنتور اب
water meter
اب سنج
water mill
اسیاب ابی
water nymph
الهه دریایی
water mill
اسیاب
water moccasin
مار سمی ابزی جنوب امریکا
water pipe
تنبوشه
water pipe
لوله اب
water pepper
فلفل ابی
water line
خط ابخور ناو
water lily
نیلوفر ابی
water heater
ابگرم کن
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water hole
چاله اب
water hyacinth
سنبل ابی
water hyacinth
وردالنیل
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water jacket
ابدان
water jacket
صندوق اب
water jump
مانع ابی
water jump
چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water level
تراز اب
water level
سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level
سطح اب
water pepper
زنجبیل سگ
swimming with water
غرق اب
voidance water
زیر اب
wade into the water
راه رفتن در اب
waste water
فاضلاب
water aspirator
خرطوم ابی
water bag
کیسه اب
water bailiff
میراب
water bailiffs
مامور تفتیش کشتیها در بندر
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water balance
بیلان اب
water bearer
دلو
water bearer
ساکب الماء
water bearer
ریزنده اب ابریز
voidance water
منجلاب
undermining by water
اب رفتگی کف
undermining by water
اب شستگی
table water
سفره اب زیر زمینی
tap water
اب شیر
water paint
رنگ لعابی
the water was overknee
اب از زانو میگذشت
to drink water
اب خوردن
to drink water
اب اشامیدن
to keep ones head above water
خود را از بار بدهی رها کردن
swimming with water
پرازاب
to sniff up water
اب رابه بینی کشیدن
to soften a water
سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
to splash into water
به اب زدن
unavailable water
رطوبت غیر قابل استفاده
underground water
اب زیرزمینی
underground water
اب درون زمین
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
water bed
تشک ابی
water cooling
خنک کنندگی اب
water cooling
خنک کردن بااب
water cress
شاهی اتی
water cure
اب درمان
water cure
علاج بااب معالجه بااب
water damage
خسارت اب دیدگی
water displacement
زهکشی کردن
water displacement
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water disposal
فاضلاب
water disposal
اگوکشی
water disposal
ساختن اگو
water dog
سگ ابی
water dog
شناگر ماهر
water dog
سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water content
درصد رطوبت
water container
فرف اب
water colour
نقاشی ابرنگی
water bonded
اب بند شده
water boy
بچه سقا
water boy
سقا
up to the middle in water
تا کمر در اب
water buffalo
گاو میش اهلی شده اسیایی
water canteen
قمقمه
water car
ارابه اب فروشان
water car
ارابه اب پاش
water carriage
حمل از راه اب
water carrier
دلو
water circulation
گردش اب
water coiour
ابرنگ
water colour
ابرنگ
water colour
رنگاب
water driver
مقنی
water hose
شلنگآب
water under the bridge
<idiom>
همه چیز عوض شده
in hot water
<idiom>
در دردسر
THere is not even a ripple in the water .
<proverb>
آب از آب تکان نمى خورد .
If it has not water for me it certainly has bread .
<proverb>
آب براى من ندارد براى تو که دارد .
Water is light .
<proverb>
آب روشنائى است .
How can you know the value of water -you who live .
<proverb>
تو قدر آب چه دانى که در کنار فراتى .
drinking water
آب آشامیدنی
Is there drinking water?
آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
There is no hot water
آب گرم نیست.
some hot water
مقداری آب گرم
some cold water
مقداری آب سرد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com