English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (11 milliseconds)
English Persian
water surface سطح اب
water surface رویه اب
water surface سطح ایستائی آب
Search result with all words
agitation of water surface ایجاد تلاطم در سطح اب
free water surface سطح اب ازاد
surface water اب سطحی
surface water gully دهانه گندابرو
surface water gully دهانه پاکین
surface of the water سطحآب
surface water drain سطحآبگذر
Other Matches
surface to surface missile موشک زمین به زمین
surface رویه فاهر
surface zero نقطه صفرترکش اتمی زمینی
surface بیرون نما
surface فاهر
surface سطح
surface رویه
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface zero نقطه صفر زمین
surface course لایه رویی
surface فاهری
surface سطحی جلادادن
surface پوشش شوسه سطح
surface پوشش
surface صاف کردن صیقلی کردن
surface رویه دادن
surface صاف کردن
surface نما دادن روامدن
surface سطحی
surface نما بیرون
of the surface فاهری نمادادن رودادن
of the surface در صورت فاهر از بیرون
on the surface جلادادن
surface تسطیح کردن بالاامدن
of the surface درفاهر
on the surface در فاهر
on the surface درصورت فاهر از بیرون
on the surface فاهری نمادادن رودادن
of the surface جلادادن
surface interval فاصله بین غواصهای متوالی از سطح اب
control surface سطح فرمان
bearing surface سطح یاطاقان
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
control surface سطح کنترل
surface color رنگ سطح
surface corrosion خوردگی سطحی
surface leakage نشت سطحی
surface creep خزیدن سطحی
surface decarburization کربن گیری سطحی
surface detection اکتشاف سطحی
surface detection راداراکتشافی سطحی
surface deterioration فرسودگی رویی
surface irrigation ابیاری سطحی
inked surface سطحجوهر
cooking surface سطح پخت
surface inflow اب سطحی ورودی
surface insulation جداکنندهسطح
surface dressing پوشش سطحی
surface drains زهکشهای سطحی
surface digging استخراج معادن در سطح زمین
skin surface سطحپوست
resin surface سطحرزینی
color surface سطح رنگ نما
moist surface سطحنمناک
reflecting surface سطحانعکاس
boundary surface سطح مرزی
surface pipe لولهسطحی
surface dive غوص گرفتن در حال شنای درسطح اب
contact surface سطح تماس
surface evaporation تبخیر سطحی
surface erosion فرسایش سطحی
surface effect اثر سطح
uneven surface سطحناهموار
surface scum سطحتفاله
running surface سطحجاری
surface runoff جذبیاتازسطح
playing surface مسطحمیزبازی
surface charge بار سطحی
nodal surface سطح گرهی
hard surface سخت کردن سطحی
hard surface اجرفرش کردن سنگفرش کردن
hard surface رافرش کردن
hard surface سطح چیزی
rubbed surface رویه صاف
smooth surface رویه صاف
ruled surface سطح خط ساخته
seepage surface سطح تراوش
rough surface رویه زبر
road surface رویه راه
heating surface سطح گرمایش
level surface سطح تراز
lateral surface سطح جانبی
isobar surface سطح هم فشار
surface tensity کشش سطحی
surface speed سرعت محیطی
pressure surface سطح فشار
hidden surface سطح پنهان
hidden surface سطح ناپیدا
ground surface کف زمین
demand surface سطح تقاضا
wearing surface سطح سائیدگی
surface area مساحت سطح
surface burning احتراق سطحی
surface burst ترکش سطحی
surface-to-air زمین به هوا
surface-to-air دریا به هوا
surface-to-air رویه به هوا
demand surface میزان تقاضا
developable surface سطح گسترا
display surface سطح نمایش
friction surface سطح اصطکاک ترمز
free surface سطح ازاد
free surface مخازن ازاد اب
free surface سطح اب ازاد
focal surface سطح کانون
equipotential surface سطح هم پتانسیل
stripped surface سطح صاف شده
pressure surface سطح پیزومتریک
surface burst ترکش روی سطح زمین
surface mining استخراج معدن روباز
work surface سطح مقطع اصلی
surface targets هدفهای روی سطح اب
surface targets هدفهای سطحی
surface structure روساخت
surface soil خاک سطحی
surface soil خاک رویی
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
surface reverbration برگشتهای سطحی
surface plate تراز فلزی یا اهنی
surface plate تراز
surface integral انتگرال سطحی [ریاضی]
abrasion of surface فرسایش سطح فرش
surface width عرض سطحی
surface width عرض بالایی
treat surface روسازی کردن
warped surface سطح تاب برداشته
work surface سطح کار
surface treatment عملیات سطحی
surface treatment عملیات سطح رویه
surface treatment روکش سطحی
surface treatment اسفالت سطحی
surface treatment اندود سطحی
surface trait ویژگی روساختی
scratch the surface <idiom> تازه شروع به کار کردن
surface paint استر
surface of revolution سطح تغییر
surface of impact سطح اصابت
surface of impact سطح مماس بر نقطه اصابت گلوله
surface line طناب وصل به غواص و قایق
abuting surface سطح مجاور
surface moisture رطوبت سطحی
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
surface mission ماموریت دفاع زمینی
surface mission پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
surface of rupture سطح شکافته شده به وسیله گلوله منفجر شده سطح شکافت
surface line خط تلفن و تلگراف تعجیلی
surface ornament تزیینات سطحی
surface outflow اب سطحی خروجی
surface tension کشش سطحی
surface line خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
surface metal raceway سیمروی روی کار
air surface zone منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
smooth plaster surface پاکیزه کردن
maximum surface temperature درجه حرارت سطحی حداکثر
surface to air missile موشک زمین به هوا موشکهای ضد هوایی
upper surface blowing دمیدن جریان جهت پیشراننده اصلی روی سطح فوقانی بال
surface boundary layer لایه مرزی سطح
air surface zone منطقه عملیات ضد زیردریایی
surface active agents مواد فعال در سطح
surface friction drag پسای اصطکاک سطح
density of surface charge چگالی بار سطحی
surface fusion welding جوشکاری ذوبی سطحی
surface-to-air missile سطحموشکهوا
hind leg (inner surface) پایعقبی
surface-to-subsurface missile موشکسطحبهسطح
foreleg (outer surface) پایجلویی
air to surface missile موشک هوا به زمین
plantar surface of the hoof سطحکفپاییسم
control surface angle زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
magnetic surface charge بار سطحی مغناطیسی
surface mount technology روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند
non metallic surface extension کابل خرطومی با پوشش غیرفلزی
surface surveillance radar رادارمراقبسطحی
surface contact rectifier یکسوکننده سطحی
surface-piercing foils سطحتراشهتیز
middle leg (outer surface) پایمیانی
cast iron surface plate سطح صفحه چدنی
surface action plotting table میز ردیابی زیر دریایی
water still دستگاه تقطیر اب
water اب
water ابگونه
water پیشاب
water مایع
water course حق المجری
water course حق الشرب
water course مجرای اب
to p something with water اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
of the first water بهترین
mean water میان اب
above water <adj.> روی آب
above water <adj.> شناور
on the water در کشتی
to water something آب دادن [گیاه]
to water آب ریختن
to water آب دادن
to keep ones he above water از زیر بدهی بیرون آمدن
water way راه ابی
first water بالاترین مقام
water آب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com