Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (5 milliseconds)
English
Persian
watt minute
وات- دقیقه
Other Matches
watt
وات
watt second
وات- ثانیه
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحد توان در سیستم متریک
watt
واحد اندازه گیری الکتریسیته
watt meter
وات سنج
watt hour
وات ساعت
watt hour meter
وات- ساعت سنج
watt hour meter
وات ساعت متر
watt hour meter
کنتور وات ساعت کنتور مصرف واقعی
induction watt hour meter
کنتور وات ساعت القائی
This will only take a minute.
خیلی وقتتان را نمی گیرم.
This will only take a minute.
خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
last-minute
آخرینلحظه
up-to-the-minute
تازهتریناطلاعات - اطلاعاتدقیقهآخر
to minute down
یاد داشت کردن
minute
صورت جلسه
minute
ریز
minute
: بسیارخرد
minute
پیش نویس کردن
minute
خلاصه ساختن صورت جلسه نوشتن
minute
خلاصه مذاکرات
minute
گزارش وقایع
minute
مسوده یادداشت
minute
پیش نویس
minute
ان لحظه
minute
دم
minute
: دقیقه
minute
دقیقه
minute
نسخه دوم پیش نویس
minute
یادداشت وقایع
minute
کوچک
minute
جزئی
revs per minute
گردش بر دقیقه
revolutions per minute
گردش بر دقیقه
Wait a minute .
یکدقیقه صبر کن
Wait a minute .
یک دقیقه مهلت بده
revs per minute
چرخش بر دقیقه
revolutions per minute
چرخش بر دقیقه
last-minute hitch
گیریی در لحظه آخر
revs per minute
دور بر دقیقه
revolutions per minute
دور بر دقیقه
minute gun
توپ سلام
minute book
دفتر وقایع
line per minute
خط در دقیقه
minute of angle
فاصله یک اینچی روی صفحه هدف
revolution per minute
دور در دقیقه
minute glass
ساعت ریگی دقیقهای
minute hand
عقربه دقیقه شمار ساعت
minute gun
توپی که به فواصل معین به احترام مرگ کسی شلیک میکند
to make a minute of
یاد داشت کردن
he rows 0 to the minute
او دقیقهای سی پارو میزند
five minute chess
بازی شطرنج 5 دقیقهای
to make a minute of
پیش نویس کردن
wait a minute
یک دقیقه صبر کنید
wait a minute
اندکی صبر کنید
ampere minute
امپر- دقیقه
minute book
دفتر یاد داشت یاد داشت نامه
180 strokes a minute
۱۸۰ ضربه در دقیقه
maximal oxygen consumption per minute
حداکثر اکسیژن مصرفی دردقیقه بیشینه اکسیژن مصرفی در دقیقه
From moment to moment . Every minute.
آن به آن ( هر دقیقه )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com