English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (5 milliseconds)
English Persian
wedding cake کلوچهای که در عروسی به مهمانان میدهند و برای دوستانی ....میفرستند
Other Matches
d. wedding جشن شصتمین سال عروسی
wedding جشن عروسی
wedding عروسی
wedding party مجلس عروسی یا عقد کنان
wedding favour گل یا نوار سفید که به افتخارعروسی به جامه خود میزنند
wedding day روز عروسی جشن سالیانه عروسی
wedding rings حلقه انگشتری نامزدی یاعروسی
to drive a wedding into رخنه کردن در
to drive a wedding into شکافتن
white wedding عروسیکهدرکلیساصورتمیگیرد
golden wedding جشن پنجاهمین سال عروسی
wedding ring انگشتر عروسی
silver wedding بیست وپنجمین سال عروسی
diamond wedding شصتمین یا هفتادوپنجمین سال عروسی
We have a wedding ceremony comin off. جشن عروسی در پیش داریم
to come dressed in your wedding finery با لباس عروسی آمدن
a wedding with all the trimmings [fixings] یک عروسی با هر چیزی که باهاش می آید
born in lawful wedding حلال زاده
cake کیک
cake قالب
cake قرص
cake قالب کردن بشکل کیک دراوردن
griddle cake نوعی نان شیرینی پهن ونازک که دو طرفش را روی اهن کلوچه پزی سرخ میکنند
cake mascara ریملمژهیاابرویقالبی
cake mix پودر کیک
birthday cake کیک تولد
You cant eat your cake and have it . نمیشه هم خدا را بخواهی هم خرما را
eat one's cake and have it too <idiom> هم استفاده کردن وهم برای مبادا نگهداشتن
piece of cake <idiom> آسان
fruit-cake کیک میوه ایی
seed cake کلوچه تخم زده یا زیره زده
ague cake اماس اسپرزازنوبه
almond cake نان یاکلوچه بادامی
cotton cake کنجاره پنبه دانه
fig cake انجیروبادام
fish cake نان شیرینی که از ماهی خورد کرده وپوره سیب زمینی درست کنند
sponge cake کیک پف الود
genoa cake کلوچه بادامی
genoa cake نان بادامی
marble cake کیک کره دار برنگ روشن
my cake is dough نقشه ام باطل شد
pound cake کلوچه یا که وزت اجزا عمده هر کدام یک پاوندیا گیروانکه است
pomfret cake کلوچه شیرین بیان
sponge cake کیکی که با روغن نباتی درست میشود
pomfret cake کلوچه سوس
plum cake کیک کشمش دار
oil cake سلف بذرک
oil cake کنجاره
oil cake کنجیده
sell like hot cake <idiom> مثل کاغذ زر ورق بردن
cake-hole [British E] دهان [اصطلاح روزمره]
sell like hot cake <idiom> رو دست بردن
Cut the cake into three separate parts. کیک را به سه قسمت جدا ببرید
A bar of soap. A cake of soap. یک قالب صابون
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com