English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 13 (2 milliseconds)
English Persian
well-behaved خوش رفتار با ادب
well-behaved که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
Other Matches
well behaved خوش رفتار با ادب
behaved ادب نگاهداشتن
behaved درست رفتارکردن
behaved سلوک کردن حرکت کردن
behaved رفتارکردن
well behaved که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
ill behaved بدرفتار
ill behaved بی ادب
well behaved function تابع خوشرفتار
He behaved stupidly. رفتارش احمقانه بود.
Guilt for poorly behaved children usually lies with the parents. بد رفتاری کودکان معمولا اشتباه از پدر و مادر است.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com