English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 168 (10 milliseconds)
English Persian
wet weight وزن خالص مایعاتی که معمولا هنگام کارکردن وجوددارند
Search result with all words
dead weight وزن خشکه
dead weight وزن بی اوار
dead weight ویژه وزن
dead weight خودوزن
dead weight کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
dead weight وزن خالص وسیله حمل ونقل بدون بار
make weight سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
make weight سر وزن رسیدن وزنه بردار
make-weight سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
make-weight سر وزن رسیدن وزنه بردار
weight نزن
weight سنگینی
weight سنگ وزنه
weight چیزسنگین
weight سنگین کردن
weight بارکردن
weight وزن
weight وزن دادن
weight گرانی
weight لنگر
weight فشار
weight قطعه سرب درکیف زین برای جبران کمبودوزن اسب
weight بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
weight میزان
aitcraft operating weight وزن اصلی هواپیما
area weight balance ترازوی مسطح
atomic weight وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
atomic weight جرم اتمی
atomic weight وزن اتمی
atomic weight wt.at :symb
avoirdupois weight اوزان و مقیاسات اجناس
basis weight وزن پایه
bat weight وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
beta weight وزن بتا
bow weight وزن کمان
brake weight لنگر
volumetric weight وزن حجمی
weight by volume وزن حجمی
certificate of weight گواهی وزن
counter weight وزنه تعادل
counter weight پاسنگ
counter weight وزنه مقابل
cross weight وزن ناخالص
curb weight وزن کل خودرو با سوخت وتجهیزات
dead weight tonnage گنجایش باری
design gross weight حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
design take off weight حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
design landing weight حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام فرود هواپیما برای استفاده در محاسبات طراحی
design maximum weight حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
draw weight نیروی لازم برای کشیدن زه
drop weight وزن سقوطی
effective unit weight وزن مخصوص موثر
empty weight وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
equivalent weight وزن معادل
equivalent weight وزن هم ارز
fixed weight وزن ثابت
formula weight وزن فرمولی
governor balance weight وزنه تعادل رگولاتور
gram atomic weight وزن گرمی اتم
gram atomic weight وزن اتمی به گرم
gram equivalent weight وزن گرمی هم ارز
gram equivalent weight وزن هم ارز- گرم
gram formula weight وزن فرمولی به گرم
gram moleculare weight وزن مولکول گرم
gross weight وزن کل
gross weight وزن کل هواپیما یاخودرو با بار وزن خالص
gross weight وزن ناویژه
gross weight وزن ناخالص
gross weight وزن با فرف
he is half your weight وزن او نصف وزن شما است
heavy weight سنگین وزن
heavy weight 18+ کیلوگرم
heavy weight 001 کیلوگرم
heavy weight 38+ کیلوگرم
it is of no weight قدرواهمیتی ندارد
it pulls its weight نسبت به سنگینی خودش خوب می کشد
laden weight وزن کلی خودرو با بار
landed weight وزن کالا هنگام تخلیه
landing weight وزن فرود
landing weight وزن با هنگام تخلیه
letter weight کاغذ نگاه دار
light weight سبک وزن در اصطلاح کشتی و مشت زنی و مانندانها
light weight cable کابل سبک
light weight concrete بتن سبک
light weight unit واحد ساختمانی سبک
margin of difference of weight in coins حد ترخص
margin of difference of weight in coins حد ترخیص allowance
maximum landing weight حداکثر وزن فرود
maximum take off weight حداکثر وزن برخاستن
middle weight میان وزن
middle weight میانه
milliequvalent weight وزن هم ارز میلی گرمی
molecular weight وزن مولکولی
molecular weight جرم مولکولی
molecular weight determination تعیین وزن مولکولی
molecular weight distribution توزیع وزن مولکولی
net weight وزن کلی
net weight وزن خالص
number average molecular weight میانگین عددی وزن مولکولی
operating weight وزن عملیاتی
Other Matches
weight average molecular weight میانگین وزنی وزن مولکولی
self weight ویژه وزن
self weight خود وزن
weight in وزن کشی
statistical weight احتمال ترمودینامیکی
specific weight سنگینی ویژه
specific weight وزن ویژه
specific weight وزن مخصوص
ramp weight حداکثر وزن ممکن هواپیما
statistical weight وزن اماری
the weight is kilogrammes وزن
the weight is kilogrammes ان 5 کیلوگرم است
to carry weight نفوذ یا اهمیت داشتن
toe weight وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
total weight وزن کل
short weight وزنه کم
short weight سنگ کم
paper weight کاغذ نگهدار
paper weight وزنه
unit weight وزن مخصوص
unit weight وزن واحد
weight ton تن سنگین
weight training بدن سازی
weight zone مربع وزن گلوله
where is the kilogramme weight ? سنگ کیلوگرم کجاست
where is the kilogramme weight ? وزنه ....
sliding weight وزنمتحرک
weight trainer مربیوزنه
weight trainer آموزندهوزنه
You are going to gain weight. if you let yourself go. اگر جلوی خودت را نگیری چاق می شوی
pull one's weight <idiom> کارها را تقسیم کردن
put on weight <idiom> افزایش وزن
throw one's weight around <idiom> ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن
to lose weight لاغر شدن
carpet weight وزن فرش
weight throw پرتاب وزنه
weight the sugar قند را بکشید
unladen weight وزن ناخالص خودرو
unladen weight وزن کامل خودرو
weight and measures سنگ و اندازه
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
weight function تابع وزنی
weight index شاخص موزون
weight lifter وزنه بردار
weight lifting وزنه برداری
weight man پرتابگر وزنه یا چکش پرتابگر چکش
weight of solids وزن ذرات
weight percent درصد وزنی
weight program تمرین وزنه برداری
weight ratio نسبت وزن
light-weight سر خالی
ankle/wrist weight کمربندلاغری
To weight up the pros and cons of something . مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
To weight the pros and cons of something. خوب وبد چیزی را بررسی کردن (سنجیدن )
light weight concrete بتن سبک
special weight race مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
size weight illusion خطای ادراکی اندازه- وزن
sash balancing weight وزنه متعادل کننده
sash balancing weight پارسنگ
power to weight ratio نسبت وزن اتومبیل به نیروی اسب ان
weight for age race مسابقه اسبها با وزنهای طبق جدول سنی
weight and balance sheet برگ بازرسی تعادل وزن هواپیما
weight average degree of polymerization میانگین وزنی درجه بسپارش
tirtyfive pound weight throw مسابقه پرتاب چکش
zero air voids unit weight وزن ذرات موجود در خاک درواحد حجم خاک اشباع شده
weight-driven clock mechanism مکانیزم ساعتپانولدار
He has no influence . He cuts no ice. He carries no weight دیگر کلاهش پشم ندارد ( فاقد نفوذ است )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com