Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (1 milliseconds)
English
Persian
whistle a different tune
<idiom>
عوض کردن میل شخصی ویاعقیده گذشته
Other Matches
whistle
صفیر
whistle
سوت زدن
whistle
سوت
wolf-whistle
نوعیسوتکهسببتغییرصدااززنبهمردشود
to blow a whistle
سوت زدن
steam whistle
سوت ماشین
steam whistle
سوت بخار
slow whistle
تاخیر داور در سوت زدن پس از خطا
whistle-stop
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
penny whistle
نی لبک ساده
penny whistle
نی کودکانه
referee's whistle
سوت داور
galton whistle
سوت گالتن
home whistle
امتیاز واقعی یا فرضی
delayed whistle
سوت اعلام افساید
whistle stop
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
wolf-whistle
<idiom>
سوتی که مرد برای جلب توجه زن(جذاب) می زند
whistle in the dark
<idiom>
سعی درفراموش کردن ترس
starting whistle
سوت آغاز بازی
[ورزش]
final whistle
سوت پایان
[ورزش]
wet one's whistle
<idiom>
نوشیدن الکل
whistle for the start of the second half
سوت آغاز نیمه دوم بازی
Whistle past the graveyard
<idiom>
تلاش برای بشاش ماندن در اوضاع وخیم
to tune up
کردن
to tune up
خواندن ونواختن اغازکردن
tune up
شروع باواز کردن
tune up
<idiom>
کوک کردن ساز
tune up
موتور را تنظیم کردن
out of tune
<idiom>
باهم خوب وسازش نداشتن
to the tune of
<idiom>
به وسعت
to be in tune with somebody
هم آهنگ بودن با کسی
[اصطلاح مجازی]
tune in
<idiom>
پخش از رادیو وتلوزیون
in tune
<idiom>
با یکدیگر موافق بودن
tune in
<idiom>
با چیز مهمی درارتباط بودن
tune up
<idiom>
تنظیم موتور ماشین
to tune up
سازها را جفت
tune
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tune
لحن
tune
تغییر فرکانس دادن
in tune
کوک
tune
وفق دادن کوک کردن
in tune
هم کوک
tune
اهنگ
tune
کوک کردن
tune
وفق دادن
tune
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune
تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
tune
نغمه
tune
رنگ
tune
نوا
tune
اهنگ صدا اواز
out of tune
خارج
out of tune
ناکوک
tune
میزان کردن
in tune
سازگار
tune
لحن تلفظ
tune
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tune
تنظیم کردن
to tune in TV
[radio]
روی کانال مشخصی تلویزیون
[رادیو]
را تنظیم کردن
to play a tune
اهنگی را ساز زدن
change (one's) tune
<idiom>
تغیر نظر
The violin is out of tune .
ویولن کوک نیست ( کوک ندارد )
Who has composed this tune?
این آهنگ راکی ساخته ؟
dance to a different tune
<idiom>
نوع گفتارونوع رفتارراتغییر دادن
sing a different tune
<idiom>
تغییر جهت دادن
prelude to a tune
پیشدرامد
to change one's tune
تغییر عقیده دادن
to drum a tune
ضرب مقامی راباکوس گرفتن
fine tune
تنظیم خصوصیات و پارامترهای نرم افزار و سخت افزار برای افزایش کارایی
signature tune
سرودآغازینوپایانیبرنامههایرادیوییوتلویزیونی
This tune is in the key of Isfahan .
این آهنگ درمایه اصفهان است
He who pays the piper calls the tune .
بی مایه فطیر است
Theres many a good tune played on an old fiddle.
<proverb>
یک ویولون قدیمى قطعات خوب بسیارى مى تواند بنوازد .
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'.
هفته آینده کانال
[تلویزیون]
را برای قسمت دیگری از
{ساعت شادی}
تنظیم کنید.
Tune in tomorrow when we'll be exploring what things to look for in a bike computer.
کانالتان را فردا
[به این برنامه]
تنظیم کنید وقتی که ما بررسی می کنیم به چه چیزهایی درکامپیوتر دوچرخه توجه کنیم.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com