English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
who leads the orchestra سر دسته این ارکستر کیست
Other Matches
orchestra ارکست
orchestra دسته نوازندگان جایگاه ارکست
orchestra seats صندلیارکستر
symphony orchestra ارکستر سمفونی
symphony orchestra هم اوا
symphony orchestra هم اهنگ
chamber orchestra ارکستر مجلسی
leads پرش طول یا پرش یانیزه با پای معین
leads پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
leads جلو بردن تیر از هدف
leads فلز سرب
leads تقدم
leads هدایت نمودن سوق دادن وادار کردن ریاست داشتن بر
leads کابل هادی
leads هادی
leads رهبری
leads Pb :symb
leads سیر هدایت الکتریکی
leads غلاف هادی
leads سبقت هادی
leads مدرک
leads راه اب
leads سرمشق تقدم
leads هدایت
leads : راهنمایی رهبری
leads سرب گرفتن باسرب اندودن
leads سرب پوش کردن
leads رنگ سربی
leads شاقول گلوله
leads :سرب
leads رهبری کردن
leads بردن
leads راهنمایی کردن هدایت کردن
leads قطب اتصال سیم اتصال
leads هدایت کردن بست اتصال
leads رهبری کردن راهنمایی
leads زاویه سبقت
leads رابط برق
leads سرب
leads پیش افت
leads منجر شدن
leads سوق دادن بران داشتن
leads سیم واسطه زاویه پیشگیری
jump leads باتریبهباتریکردنبرایروشنکردنماشین
leads and lags سبقت ها و تاخیرها
he leads a miserable life زندگی نحسی بسر میبرد
She leads her husband by the nose . سوار شوهرش است ( تسلط ونفوذ )
He leads a loose ( reckless) life. بی بند وبار زندگی می کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com