English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English Persian
wild marjoram اویشن شیرازی گلپر
Other Matches
marjoram مرزنگوش مرزنجوش
sweet marjoram مرزنگوش
wild a گورخر خردشتی
wild وحشی
wild about دیوانه
wild about شیفته
wild ماجراجویانه
wild ریسکی
wild خود رو شیفته و دیوانه
wild جنگلی
wild rape اهوری تخم خردل
wild rice برنج وحشی
wild rocket کک کوج
wild rue سداب کوهی اسپند
wild pigeon کبوتر چاهی کفتر چاهی
wild parsmip شقاقل مصری
wild parsley انواع هویج وحشی
wild pansy بنفشه فرنگی
wild pansy بنفشه سه رنگ
wild or bohemian زیتون بری
wild oat جوپیغمبری اصل
wild oat جو دو سر
wild mustard خردل بری ایهقان
wild land صحرا بیابان
wild rye الیم
wild shot تیر پراکنده
wild garlic والک کوهی
wild garlic پیاز خرسی
wild garlic سیرخرس
run wild <idiom> غیرقابل کنترل
wild animals حیواناتوحشی
Wild West غرب وحشی
Wild West ایالتهای غربی
wild shot تیر بی هدف
wild land زمین بایر و لم یزرع
wild beast دد وحش
wild basil ضمیران
wild ass گورخر
wild and woolly ژولیده پشمالو
wild and woolly درهم ریخته
wild and woolly کثیف
to drive wild دیوانه کردن
run wild خودروبودن
run wild بی بند و بار بودن
wild beasts جانوران وحشی وحوش
wild boar گرازوحشی
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
wild eyed دارای چشمان وحشی وخیره
wild cord تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
wild goat بزکوهی تکه
wild cat بی اعتبار بی پشتوانه نادرست
wild card روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
wild bryony پنجه کلاغ
wild flax کتان
gum of wild almond زدو
wild rocket oil روغن منداب
wild-goose chase تلاش بیهوده
wild goose chase تلاش بیهوده
to have the wild stag's foot <idiom> در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
gum of wild almond زد
gum of wild almond ازدو
wild thymeŠmother of thyme سیسنبر
wild oriental a tree ارژن
wild card character نشانهای که در هنگام جستجوی فایل یا داده استفاده میشود و تمام فایل ها را نشان میدهد
to sow one's wild oats چل چلی خودرا کردن
to sow one's wild oats جولان خودرادادن
wild-goose chases تلاش بیهوده
wild goose chase <idiom> ناامیدانه جستجو کردن
to goon a wild goose chase درپی کارغیرعملی یامحال رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com