English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
winding machine دستگاه سیم پیچی
Other Matches
winding نخ پیچی
winding سیم پیچ
winding سیم پیچی
winding پیچاندن
d.c. winding سیم پیچی جریان دائم
d.c. winding سیم پیچی جریان مستقیم
y winding اتصال ستاره
self winding خود کوک
winding up انحلال شرکت
winding مارپیچی رود پیچ
winding پیچیدن و تابیدن نخ
winding پیچاپیچ
winding چیزی که پیچ میخورد
shunt winding مغناطیسی انحرافی
shunt winding سیم پیچ فرعی
accelerator winding سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
shunt winding سیم پیچ
winding bobbin هسته سیم پیچی شده
wave winding سیم پیچ موجدار
simplex winding سیم پیچ ساده
winding bobbin بوبین
winding area سطح سیم پیچی
winding up of a company انحلال شرکت
main winding سیم پیچی اصلی
differential winding سیم پیچ تفاضلی
three phase winding سیم پیچی سه فازه
delta winding سیم پیچ مثلث
bar winding میله هایی که به عنوان سیم پیچی در رتور به کار برده میشود
compensating winding سیم پیچ جبران گر
multiphase winding سیم پیچی چند فازه
transformer winding سیم پیچی ترانسفورماتور
bifilar winding سیم پیچ دو رشتهای
non inductive winding سیم پیچ ناخودالقا
coil winding سیم پیچی بوبین
primary winding سیم پیچ ورودی
compensating winding سیم پیچ تعدیل کننده
relay winding سیم پیچی رله
compensating winding سیم پیچ تعادلی سیم پیچ خنثی کننده
series winding سیم پیچ اصلی
armature winding سیم پیچ ارمیچر
damping winding سیم پیچی میراکننده
sense winding سیم پیچ احساس
damper winding سیم پیچ کاهنده
secondary winding سیم پیچ خروجی
secondary winding سیم پیچ ثانویه
copper winding سیم پیچی مسی
chain winding سیم پیچ زنجیری
winding capacitance فرفیت سیم پیچی
primery winding سیم پیچی اولیه
winding coefficient ضریب سیم پیچی
winding shop کارگاه سیم پیچی
winding resistance مقاومت اهمی
end winding سرسیم پیچی
field winding سیم پیچ اهنربایی
field winding سیم پیچی میدان
filament winding سیم پیچی فیلامان
lap winding سیم پیچ رویهم
winding drum قرقره سیم پیچی
generator winding سیم پیچی ژنراتور
winding sheet کفن
winding inductance اندوکتیویته ی سیم پیچی
winding up an estate تقسیم مال بین غرماء
inductive winding سیمپیچ القایی
winding insulation عایق بندی سیم پیچی
input winding سیم پیچی اولیه
winding adjustment تنظیم سیم پیچ
drive winding سیم پیچ تحریک
magnet winding سیم پیچی اهنربا
winding diagram نمودار سیم پیچی
winding potential پتانسیل سیم پیچی
This is a self - winding clock . این ساعت دیواری کوک لازم ندارد ( اتو ماتیک است )
stem winding چیزعالی ودرجه یک
winding resistance مقاومت سیم پیچی
stem winding ساعت دسته کوک
starting winding سیم پیچی راه اندازی
magnet winding سیم پیچ مغناطیس
duplex winding سیم پیچ دو راهه
winding mechanism مکانیسمسیمپیچ
filament winding سیم پیچ افروزه
winding shaft استوانهسیمپیچ
winding tower برجپیچاپیچ
winding pitch گام سیم پیچی
low tension winding سیم پیچ فشار ضعیف
low voltage winding سیم پیچی فشار ضعیف
communicating pole winding سیم پیچی قطب کمکی
re entrant armature winding سیم پیچ ارمیچر باز گشته
multiple drum winding سیم پیچ استوانهای چندگانه
pitch of armature winding گام پیچک
phase voltage of winding ولتاژ سیم پیچ
multiplex wave winding سیم پیچ موجدار چند راهه
low resistance winding سیم پیچی کم اهم
double layer winding سیم پیچی دوطبقه
differential compound winding سیمپیچ مرکب تفاضلی
single phase winding سیم پیچی یک فازه
singly re entrant winding سیم پیچ تک بازگرد
winding crodd section سطح مقطع سیم پیچی
compound field winding سیم پیچ اهنربایی مرکب
series drum winding سیم پیچ اصلی ارمیچراستوانهای
differential field winding سیمپیچ اهنربایی متقابل
doublyre entrant winding سیمپیچ دو بازگرد
high frequency winding سیم پیچی فرکانس بالا
high impedance winding سیم پیچی با مقاومت زیاد
high tension winding سیم پیچی فشار قوی
high voltage winding سیم پیچی فشار قوی
cumulative compound winding سیم پیچ مرکب جمع پذیر
hand brake winding lever سطحپیچاپیچترمزدستی
machine sensible قابل درک توسط کامپیوتر
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
machine کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machine خطای ناشی از خرابی قطعه
machine غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
machine نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machine یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machine زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machine فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
machine خطای ناشی خرابی سخت افزار
machine 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
machine ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machine شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machine کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
machine کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machine دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine بیت اجرا میشود
machine تعداد قط عات متحرک جدا یا بخشها که با هم کار می کنند تا فرآیندی را انجام دهند
machine کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machine تراشیدن ماشین
machine ماشین
machine تراشکاری کردن صیقل کردن
machine دستگاه
machine بایت تشکیل شده است برای عملوند و داده و آدرس
machine شیارانداختن روی فلز
machine ماشین کردن با ماشین رفتن
two way machine ماشین دو راهه
machine براده برداشتن
machine cycle چرخه ماشین
machine oriented ماشین گرا
machine check برسی ماشین
machine column پایه یا ستون دستگاه
machine operating عملکرد ماشین
machine operator کارگردان ماشین
machine operator متصدی ماشین
machine operator اپراتور ماشین
machine capacity فرفیت ماشین
machine operator اپراتوردستگاه
machine address آدرس ماشین
machine based مبتنی بر ماشین
machine recognization بازشناختی توسط ماشین
machine builder ماشین ساز
machine building ماشین سازی
machine readable قابل خواندن توسط ماشین
machine readable خواندنی توسط ماشین
machine oil روغن ماشین
machine number عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
machine number عدد سرعت هواپیما
machine frame چارچوب دستگاه
machine foundation پایه دستگاه
machine fault نقص ماشین
machine fault عیب ماشین
machine error خطای ماشین
machine dependent وابسته به ماشین
machine equipment تجهیزات ماشین
machine designer طراح ماشین
machine down time زمان توقف ماشین
machine gunner مسلسل چی
machine instruction دستورالعمل ماشین
machine learning فراگیری ماشین
machine independent مستقل از ماشین
machine dependent وابسته ماشین
machine language زبان ماشین
machine interupption وقفه ماشین
machine intelligence هوش ماشین
machine down time زمان معطلی دستگاه
planing machine ماشین کندگی
sandblast machine ماشین ماسه پاش
multi way machine دستگاه چند راهه
virtual machine ماشین مجازی
mowing machine علف چین
mowing machine ماشین علف چینی
sanding machine ماشین سنباده زنی وصیقل کاری
mortising machine دستگاه کام کنی
scouring machine ماشین سایش
molding machine دستگاه قالب گیری
scouring machine ماشین سمباده
threshing machine ماشین غله پوست کنی
seaming machine ماشین درزگیری
seeding machine ماشین تخم کاری
sequential machine ماشین ترتیبی
threshing machine ماشین خرمن کوبی
reeling machine چرخک
reeling machine ماشین نخ پیچی
planer machine ماشین صفحه تراش
two phase machine ماشین دو فازه
open machine ماشین باز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com