Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (9 milliseconds)
English
Persian
wing membrane
اجزایبال
Other Matches
membrane
دیوارهستهای
membrane
هسته
membrane
پرده
membrane
نقاب
membrane
پرده پوست
membrane
شامه
membrane
غشاء
membrane
پوشه
membrane
پوسته
membrane curing
نگهداری غشایی بتن
tympanic membrane
پرده گوش
embryonic membrane
غشاء جنینی
vitelline membrane
غشاءزردهتخممرغ
hyaloid membrane
شامهء شیشهای
curing membrane
پوسته نگهبان
hyaloid membrane
غشاء زجاجی
nuclear membrane
عضوهستهای
nictitating membrane
تشخیصشامه
interfemoral membrane
غشایداخلماهیچه
cell membrane
میتوکندری
membrane curing
گیرش پوستهای
membrane keyboard
صفحه کلیدی که از صفحه پلاستیکی نازک با کلیدهای روی آن تشکیل شده است . وقتی کاربر روی کلید پردازش میکند
membrane keyboard
احساس کننده فشار را فعال میکند
serous membrane
شامه ابکی
serous membrane
غشامایی
reticular membrane
غشاء شبکهای
shell membrane
پوستغشا
embryonic membrane
ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
synovial membrane
شامه یاغشازلالی
reissner membrane
غشای رایسنر
presynaptic membrane
غشاء پیش سیناپسی
plasma membrane
غشاء خارجی سفیده یاخته
permeable membrane
غشای تراوا
tympanic membrane
پرده صماخ
basilar membrane
غشاء پایه
steel facing membrane
پرده فولادی
damp proof membrane
پوسته نمبند
central concrete membrane
پرده میانی بتنی
prime membrane lining
پوشش اسفالتی با روش قیرپاشی
tympanic membrane injury
آسیب دیدگی پرده گوش
reinforced concrete facing membrane
پرده بتن مسلح نما
off wing
محل بازیگر گوش
wing and wing
حرکت با باز بودن کامل بادبانها
on the wing
بالدار
to take wing
پابفرارگذاشتن
to take wing
پرواز کردن
right wing toward
دست راست
on the wing
پرواز کننده
to take under one's wing
حمایت کردن
on the wing
سیار متحرک
to take under one's wing
سرپرستی کردن
right wing toward
پیشرو
right wing toward
میمنه
wing
بالدار کردن پردارکردن
wing
جناح
wing
بال
wing
پره زائده پره دار
wing
لنگه
wing
گوش زمین
wing
طرف
wing
شاخه شعبه
wing
بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
wing
دسته حزبی
wing
پرواز پرش
wing
تیپ هوایی جناح
wing
گروه هوایی
wing
پیمودن
wing
بال مانند زائده حبابی
wing
گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
wing
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing it
<idiom>
بدون آمادگی
wing
پره
take (someone) under one's wing
<idiom>
زیرپروبال شخص راگرفتن
under one's wing
<idiom>
تحت مراقبت کسی
right wing
جناح راست
right-wing
جناح راست
wing heavy
تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
wing drop
افت ناگهانی برا روی یک بال
wing footed
دارای پای پردار
wing reactions
واکنشهای بال
wing position
وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
wing footed
تند
wing photograph
نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
wing nut
مهره گوشه دار
wing footed
سریع
wing loading
وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
wing forward
هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
wing section
بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
wing nut
پیچ و مهره دارای جاانگشتی
wing nut
خروسک
wing forward
فوروارد گوش
wing halfback
هافبکهای کناری
wing loading
نسبت وزن کل به مساحت یال
wing root
ریشه بال
wing tip
نوک کفش دارای قوس منحنی
wing tunnel
تونل باد
wing wall
دیواره جانبی
centrist wing
طرفدار جناح میانه رو
[سیاست]
hind wing
بالعقبی
wing nut
پیچ خروسکی
wing slat
نوکباله
wing rib
دندهبال
straight wing
بالمستقیم
tapered wing
بالنوکتیز
wing pallet
سطحپرهمانند
wing defence
دفاعگوشه
bat's-wing
[نوعی از نقش پنجره خورشیدی]
wing threequarter
هریک از دو مدافع کنار زمین
wing screw
پیچ گوشه دار
wing setting
نصب بال
wing shooting
شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
wing skin
پوسته بال
wing spar
عضو سازهای اصلی بال درامتداد خط واصل دو سر بال
wing spread
فاصله بین دو سر بال
wing strut
پایه بال
wing tanks
تانکهای سوخت که داخل بال تعبیه شده یا بخشی از بال راتشکیل میدهد
cross-wing
[بال های پیوسته در تالار خانه های قرون وسطایی]
wing vein
رگهبال
chimney-wing
بغله های شومینه
wing attack
حملهگوشه
left wing
شخص دست چپی
front wing
گلگیر جلوی اتومبیل
hard wing
بال صلب
high wing
بال بالا
inside wing
بال داخلی
isoclinic wing
بالی که زاویه برخورد ان هنگام خم شدن در اثر نیرونیز ثابت میماند
king's wing
جناح شاه شطرنج
upper wing
بال بالایی در هواپیمای دوباله
fixed-wing
هواپیمای بال ثابت
low wing
بال پایین
mid wing
بال وسط
double wing
بازی هافبک در گوش
delta wing
بال مثلث
delta wing
بال دلتا
left-wing
شخص دست چپی
left-wing
مربوط به جناح چپ
fixed wing
هواپیمای بال ثابت
fixed wing
بال ثابت
fixed-wing
بال ثابت
wing commander
سرهنگ دوم هوایی
wing commanders
سرهنگ دوم هوایی
left wing
مربوط به جناح چپ
cantilever wing
بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
center wing
بال میانی
parasol wing
بالی که هواپیما از ان اویزان میشود
queen's wing
جناح وزیر شطرنج
sea wing
نرم تن دو کپه دریایی
wing box
ساختمان اصلی بالهای مدرن استرس اسکین
rotary wing
بال گردان
rotary wing
هواپیمای بال گردان
wing axis
محور بال
wing area
مساحت بال
simple wing
طرح تهاجمی با خط نامتعادل
wind wing
پنجره کوچک تهویه اتومبیل
wet wing
بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
wing chair
مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
right wing to ward
دست راست
right wing to ward
پیشرو
highed wing
بال لولاشده
rhombus wing
بالی با سطح مقطع متقارن
right wing forward
پیشرو دست راست
vent wing
پنجره گردان
right wing of army
جناح یمین
wing drag
پسای بال
wing covert
پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
right wing of army
پهلوی راست میمنه
[extreme]
right-wing scene
صحنه جناح راست
[افراطی]
[سیاست]
reverse chicken wing
نوعی کلید کشی
box beam wing
نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
variable area wing
بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
low mid wing
بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
left wing of army
جناح یسار
left wing for ward
پیشرو دست چپ
swept-back wing
بالدم جارویی
rotary wing aircraft
هواپیما با بال گردنده
fixed wing aircraft
هواپیما با بال ثابت
real box wing
بالی با سه تیرک
to piniona bird's wing
نوک بال مرغی را چیدن
left wing of army
پهلوی چپ میسره
leg ride and reverse chicken wing
سگک قفل قیصر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com