English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (8 milliseconds)
English Persian
wing vein رگهبال
Other Matches
vein رگ سنگ
vein ترک ایجاد شده در سنگها
vein رگ دار کردن رگه دار شدن
vein روش
vein حالت تمایل
vein رگه
vein سیاهرگ
vein ورید
in this vein <adv.> متعاقبا
in this vein <adv.> از آن بابت
in this vein <adv.> درنتیجه
in this vein <adv.> از اینرو
in this vein <adv.> از این جهت
in this vein <adv.> از انرو
in this vein <adv.> بدلیل آن
in this vein <adv.> به این دلیل
in this vein <adv.> بخاطر همین
in this vein <adv.> بنابراین
renal vein سیاهرگخروجیکلیه
pulmonary vein سیاهرگششی
hepatic vein سیاهرگهپاتیک
basilic vein رگ باسلیق
salt vein رگه نمک
right pulmonary vein سیاهرگپالمناریراست
subclavian vein شاهرگزیرترقوهای
axillary vein رگجانبی
femoral vein سیاهرگ
portal vein سیاهرگ باب کبد
external saphenous vein سیاهرگ یا ورید مابض
great saphenous vein شاهرگسافنوس
external jugular vein شاهرگگردنبیرونی
internal jugular vein شاهرگگردندرونی
internal saphenous vein سیاهرگ یاورید صافن
He talked in this connection (vein). دراین زمینه صحبت کرد
left pulmonary vein سیاهرگپالمناریچپ
internal iliac vein سیاهرگداخلی
superior mesenteric vein سیاهرگمافوققسمتپایین
common iliac vein رگعمومیوابستهبهاستخوانلگنخاصره
on the wing سیار متحرک
on the wing بالدار
on the wing پرواز کننده
off wing محل بازیگر گوش
wing and wing حرکت با باز بودن کامل بادبانها
to take wing پابفرارگذاشتن
to take wing پرواز کردن
to take under one's wing حمایت کردن
to take under one's wing سرپرستی کردن
right wing toward میمنه
right wing toward دست راست
right wing toward پیشرو
take (someone) under one's wing <idiom> زیرپروبال شخص راگرفتن
under one's wing <idiom> تحت مراقبت کسی
wing پره
wing گوش زمین
wing بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
wing تیپ هوایی جناح
wing گروه هوایی
wing پیمودن
wing بالدار کردن پردارکردن
wing پرواز پرش
wing دسته حزبی
wing شاخه شعبه
wing طرف
wing پره زائده پره دار
wing جناح
wing بال مانند زائده حبابی
wing گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing بال
right-wing جناح راست
wing it <idiom> بدون آمادگی
right wing جناح راست
wing لنگه
wing screw پیچ گوشه دار
wing tunnel تونل باد
wing tip نوک کفش دارای قوس منحنی
wing threequarter هریک از دو مدافع کنار زمین
wing tanks تانکهای سوخت که داخل بال تعبیه شده یا بخشی از بال راتشکیل میدهد
wing reactions واکنشهای بال
wing strut پایه بال
wing root ریشه بال
wing spread فاصله بین دو سر بال
wing skin پوسته بال
wing shooting شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
wing setting نصب بال
wing section بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
wing spar عضو سازهای اصلی بال درامتداد خط واصل دو سر بال
wing wall دیواره جانبی
centrist wing طرفدار جناح میانه رو [سیاست]
straight wing بالمستقیم
cross-wing [بال های پیوسته در تالار خانه های قرون وسطایی]
tapered wing بالنوکتیز
wing attack حملهگوشه
wing defence دفاعگوشه
wing membrane اجزایبال
wing pallet سطحپرهمانند
wing rib دندهبال
wing slat نوکباله
hind wing بالعقبی
left-wing شخص دست چپی
chimney-wing بغله های شومینه
bat's-wing [نوعی از نقش پنجره خورشیدی]
wing position وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
left wing مربوط به جناح چپ
highed wing بال لولاشده
inside wing بال داخلی
isoclinic wing بالی که زاویه برخورد ان هنگام خم شدن در اثر نیرونیز ثابت میماند
king's wing جناح شاه شطرنج
low wing بال پایین
mid wing بال وسط
parasol wing بالی که هواپیما از ان اویزان میشود
queen's wing جناح وزیر شطرنج
rhombus wing بالی با سطح مقطع متقارن
right wing forward پیشرو دست راست
right wing of army جناح یمین
right wing of army پهلوی راست میمنه
right wing to ward پیشرو
high wing بال بالا
hard wing بال صلب
front wing گلگیر جلوی اتومبیل
left-wing مربوط به جناح چپ
fixed wing هواپیمای بال ثابت
fixed wing بال ثابت
fixed-wing هواپیمای بال ثابت
fixed-wing بال ثابت
wing commander سرهنگ دوم هوایی
wing commanders سرهنگ دوم هوایی
left wing شخص دست چپی
cantilever wing بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
center wing بال میانی
delta wing بال دلتا
delta wing بال مثلث
double wing بازی هافبک در گوش
right wing to ward دست راست
rotary wing بال گردان
wing box ساختمان اصلی بالهای مدرن استرس اسکین
wing axis محور بال
wing chair مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
wing covert پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
wing drag پسای بال
wing footed دارای پای پردار
wing footed تند
wing footed سریع
wing forward فوروارد گوش
wing forward هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
wing halfback هافبکهای کناری
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
wing loading وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
wing loading نسبت وزن کل به مساحت یال
wing nut پیچ و مهره دارای جاانگشتی
wing nut خروسک
wing nut پیچ خروسکی
wing nut مهره گوشه دار
wing area مساحت بال
wing photograph نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
wet wing بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
wind wing پنجره کوچک تهویه اتومبیل
upper wing بال بالایی در هواپیمای دوباله
vent wing پنجره گردان
simple wing طرح تهاجمی با خط نامتعادل
sea wing نرم تن دو کپه دریایی
wing drop افت ناگهانی برا روی یک بال
rotary wing هواپیمای بال گردان
rotary wing aircraft هواپیما با بال گردنده
swept-back wing بالدم جارویی
reverse chicken wing نوعی کلید کشی
real box wing بالی با سه تیرک
to piniona bird's wing نوک بال مرغی را چیدن
[extreme] right-wing scene صحنه جناح راست [افراطی] [سیاست]
left wing for ward پیشرو دست چپ
variable area wing بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
left wing of army پهلوی چپ میسره
left wing of army جناح یسار
fixed wing aircraft هواپیما با بال ثابت
low mid wing بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
box beam wing نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
leg ride and reverse chicken wing سگک قفل قیصر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com