English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (5 milliseconds)
English Persian
winter sports ورزشهایزمستانی
Other Matches
sports ورزش
sports پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sports نمایش تفریحی بازی کردن
sports تفریحی سرگرم کردن
sports بازیچه
sports تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
sports بازی شوخی
sports سرگرمی
sports jacket ژاکتمردانه
aquatic sports ورزشهای ابی
sports facility تاسیسات ورزشی
sports sedan اتومبیل کوچک
sports medicine طب ورزشی
field sports زمینورزش
youth sports بازیهای جوانان
blood sports کشتن شکار
spectator sports ورزشهای پر تماشاگر
sports car اتومبیل شکاری
sports car اتومبیل کورسی
sports cars اتومبیل شکاری
sports cars اتومبیل کورسی
contact sports ورزشهای برخوردی
noncontact sports ورزشهای بدون برخورد
the f. winter زمستان اینده
winter شتا
winter قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
all over winter سراسر زمستان
winter زمستان
winter squash کدوی حلوایی
winter squash کدوی اسلامبولی
winter squash کدوی زرد
winter storage مخزن زمستانه
winter tide فصل زمستان
nuclear winter زمستان اتمی
to weather something in winter چیزی را در معرض [ آب و] هوای زمستانی گذاشتن
depth of winter چله زمستان
the dead of winter چله زمستان
in the midst of winter در وسط زمستان
in the midst of winter در چله زمستان
in the midst of winter در قلب زمستان
winter book تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
winter cherry کاکنج عروس پس پرده
winter crookneck کدوی زمستانی کدوی گردن کج زمستانی
winter kill در سرمای زمستان از بین رفتن
winter solstice انقلاب زمستانی
winter quarters قشلاق
winter quarters پادگان زمستانی اقامتگاه زمستانی
winter olympic بازیهای المپیک زمستانی
winter melon خربوزه انباری خربوزه شیرین انباری
winter kill زمستان کش
Just check out the new sports car model! نگاه بکن به مدل تازه خودروی کورسی !
The squirrels are storing up nuts for the winter. سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com