English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (7 milliseconds)
English Persian
wireless transmission انتقال بی سیم
Other Matches
wireless بی سیم
wireless <adj.> بی سیم
wireless <adj.> بدون سیم
wireless تلگراف بی سیم
wireless بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wireless رادیو
wireless telegraphy تلگراف بیسیم
wireless station فرستنده
wired wireless پخش بی سیم
wireless operator اپراتور بی سیم
wireless network شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
wireless station ایستگاه بی سیم
wireless record player گرام پخش کننده
transmission گیربکس
transmission خطای ناشی از اختلال در خط
transmission ارتباط فیزیکی بین در نقط ه که امکان ارسال داده را فراهم میکند.
transmission ارسال داده یک بیت در هر زمان
transmission که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
transmission مجموعه خط وط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان اجرا می کنند
transmission ارسال سیگنال ها از یک وسیله به دیگری
transmission مخابرات ارسال
transmission وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
transmission اندازه گیری مقدار داده در زمان مشخص
transmission وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmission مخابره مخابرات
transmission ارسال
transmission سرایت اسبابی که بوسیله ان نیروی موتور اتومبیل بچرخهامنتقل میشود
transmission فرا فرستی
transmission فرافرستادن
transmission ارسال کردن
transmission ارسال پیام
transmission مخابره
transmission عبور
transmission انتقال
transmission مخابره کردن
transmission تراگسیل
transmission فرافرستی
transmission جعبه دنده
transmission سخن پراکنی
transmission error خطای مخابره
transmission dynamometer توان سنج انتقالی
transmission facility وسیله انتقال
transmission factor ضریب عبور
transmission gear چرخ دنده انتقال
transmission grating شبکه عبور
transmission grease گریس جعبه دنده
transmission limit محدوده فرافرستی
transmission line خط مخابرهای
transmission case گیربکس
transmission case جعبه دنده
power transmission انتقال انرژی
power transmission انتقال قدرت
serial transmission مخابره سری مخابره نوبتی
serial transmission ارسال سری
simplex transmission مخابره ساده
social transmission انتقال اجتماعی
synchronous transmission مخابره همگام
synchronous transmission انتقال همزمان
synchronous transmission مخابره همزمان
positive transmission پخش مثبت
transmission line خط انتقال
transmission system شبکه انتقال
transmission system سیستم انتقالی
transmission system دستگاه انتقالی
transmission tower برج انتقال
light transmission انتقال نور
transmission security تامین ارسال
worm transmission گیربکس با چرخ دنده حلزونی
electricity transmission انتقالالکتریسیته
transmission cable کابلانتقال
transmission shaft شفت گیربکس
transmission shaft محور انتقال
transmission security تامین مخابره
transmission line سیم انتقال
transmission of sound انتقال یاعبورصدا
transmission oil روغن جعبه دنده
transmission rate نرخ مخابره
transmission rate سرعت مخابره
transmission ratio نسبت تبدیل جعبه دنده
transmission security تامین ارسال پیام
video transmission ارسال ویدئویی
polar transmission مخابره قطبی
digital transmission انتقال دیجیتالی
asynchronous transmission مخابره ناهمگام
asynchronous transmission مخابره غیرهمزمان
afferent transmission هدایت اورانی
baseband transmission روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
heat transmission انتقال گرما
data transmission مخابره داده ها
data transmission ارسال داده
four speed transmission گیربکس چهاردور
error transmission ارسال خطا
data transmission مخابره داده
epicyclic transmission یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
epicyclic transmission جعبه دنده اپی سیکلیک
energy transmission انتقال انرژی
end of transmission انتهای مخابره
duplex transmission مخابره دورشتهای
digital transmission انتقال رقمی
digital transmission مخابره دیجیتال
image transmission انتقال تصویر
information transmission انتقال اطلاعات
asynchronous transmission انتقال غیرهمزمان
analog transmission انتقال یا مخابره قیاسی مخابره انالوگ
analog transmission مخابره قیاسی
duplex transmission مخابره دو رشتهای
parallel transmission مخابره موازی
parallel transmission انتقال موازی
parallel transmission ارسال موازی
neutral transmission مخابره خنثی
asymmetric transmission روش ارسال داده که در مودم های سریع استفاده میشود
negative transmission پخش منفی
isochronous transmission ارسال داده آسنکرون روی خط سنکرون
asynchronous transmission اطلاعات در فواصل زمانی بدون قاعده و نامنظم به وسیله قراردادن یک بیت شروع قبل از هر کاراکتر ویک بیت خاتمه پس از ان انتقال می یابند
Hertzian wave transmission انتقالموجافقی
vestigial sideband transmission پخش باند جانبی مانده
balanced transmission line سیم انتقال متقارن
automobile gear transmission گیربکس اتومبیل
asymmetrical sideband transmission پخش باند جانبی مانده
variable speed transmission گیربکس پلهای
velocity of energy transmission سرعت انتقال انرژی
transmission of the electric current انتقالفوریالکتریکی
transmission/reception of messages دریافت
transmission/reception of messages انتقالپیام
tubular transmission shaft محور انتقال لولهای
tubular transmission shaft لوله کاردان
digital data transmission ارسال دیجیتالی داده
integrate transmission system سیستم انتقال مجتمع
transmission electron micrograph ریزنگار انتقال الکترون
line transmission error خطای انتقال
main transmission shaft محور انتقال اصلی
maximum light transmission انتقال نور حداکثر
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
internal transmission factor ضریب انتقال داخلی
start stop transmission مخابره قطع و وصلی
oil hydraulic transmission گیربکس هیدرولیکی
integrate transmission line خط انتقال مجتمع
overhead transmission line خط انتقال هوایی
transmission level meter دستگاه اندازه گیری سطح انتقال پگل مسر
end of transmission block انتهای بلاک مخابره
end of transmission block خاتمه ارسال بلاک
transmission oil pump پمپ روغن جعبه دنده
gear transmission ratio نسبت دنده گیربکس
high frequency transmission انتقال فرکانس بالا
half duplex transmission مخابره دو نیم رشتهای
d.c. high tension power transmission انتقال فشار قوی دی . سی .
transmission of the rotary motion to the rotor ناقلحرکتدواریبهقسمتگردندهماشین
high tension transmission line خط انتقال فشار قوی
high-tension electricity transmission امتدادبلندناقلالکتریسیته
piv variable speed transmission جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
high voltage transmission line خط انتقال فشار قوی
high tension transmission tower دکل انتقال فشار قوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com