English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (6 milliseconds)
English Persian
withdraw an offer پیشنهادی را پس گرفتن
Other Matches
withdraw ترک کردن
withdraw عقب کشیدن برداشتن
withdraw پس گرفتن
withdraw بازگرفتن
withdraw صرفنظر کردن بازگیری
withdraw برداشت از حساب
withdraw عقب کشیدن
withdraw عقب نشینی کردن
withdraw رد کردن
withdraw سرباز زدن
withdraw قبول نکردن
withdraw پس زدن
withdraw کنسل کردن
withdraw باطل کردن
withdraw منحل کردن
withdraw ملغی کردن
withdraw فسخ کردن
withdraw منسوخ کردن
withdraw لغو کردن
to withdraw an application صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
To retreat. To withdraw. عقب نشینی کردن
To step aside . to shy from . To withdraw . خودرا کنا رکشیدن
to withdraw the invitation to an event دعوت [نامه] کسی به جشنی را پس گرفتن
on offer اماده برای فروش
One could be taken up on ones offer. تعارف آمد نیامد دارد
on offer فروشی
to offer تقدیم کردن [دادن]
to offer عرضه کردن [ کالا]
offer پیشنهاد
offer پیشکش کردن عرضه
offer عرضه کردن
offer پیشنهاد کردن
offer افهار یاابراز کردن
offer ایجاب
offer بدست اوردن
offer تقدیم داشتن
offer تقدیم
offer عرضه
offer پیشنهاد کردن پیشنهاد
offer پیشنهاد
offer پیشکش ارائه
offer to purchase پیشنهاد جهت خرید
acceptance of offer پذیرش پیشنهاد
to offer an excuse پوزش خواستن عذرخواهی کردن
May I offer you a cigarette? اجازه می فرمایید من به شما یک نخ سیگار تقدیم کنم؟
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
to offer one's condolences تسلیت عرض کردن
to offer one's sympathies to somebody به کسی تسلیت گفتن
to offer somebody a lift به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
Offer him some chocolates. به ایشان شکلات تعارف کنید
offer to purchase پیشنهاد خرید
counter offer عرضه متقابل
firm offer پیشنهاد ثابت
offer a sacrifice قربانی کردن
offer an excuse عذر اوردن
offer to buy something حاضر به خرید چیزی شدن
offer round به همه تعارف کردن
offer one's hand پیشنهادعروسی دادن
offer one's hand دست را جلو بردن
offer for sale پیشنهاد جهت فروش
offer curve منحنی قیمت مصرف
offer curve منحنی پیشنهاد
offer and demand عرضه و تقاضا
counter offer پیشنهاد متقابل
money off offer فروش با تخفیف
acceptance of offer قبولی پیشنهاد
to spurn an offer دعوتی راردکردن
to offer at any thing دست بکاری زدن
to offer at any thing بکاری مبادرت ورزیدن
firm offer پیشنهاد قطعی
to offer an explanation توضیح دادن
to offer an excuse بهانه انگیختن
to offer an excuse عذر اوردن
to offer an apology عذر خواهی کردن
to offer an apology پوزش خواستن
make an offer ایجاب
trial offer عرضه ازمایشی
sampling offer عرضه ازمایشی
offer and acceptance ایجاب و قبول
money refund offer فروش قابل پس دادن
An insincere offer(gesture). تعارف خشک وخالی
joint product offer فروش یک کالا همراه با کالای دیگر
our offer to render a service حاضر شدن ما برای اینکه خدمتی بکنیم
To turn down (reject) an offer. پیشنهادی را رد کردن
to take a rain check [ raincheck] on an offer [American E] رد کردن درخواستی و قول دعوت بعدی
Is your price offer ( quotation ) stI'll open ( valid ) ? آیا پیشنهاد قیمت شما کماکان بقوت خود با قی است ؟
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com