English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
wood chip wagon واگنتراشهچوب
Other Matches
wagon واگن
off the wagon <idiom> دوباره شروع به خوردن الکل کردن
on the wagon <idiom> الکل ننوشیدن
well wagon واگنفرورفته
wagon ارابه بارکش
wagon با واگن حمل کردن
wagon tent چادرواگنی
station wagon ماشین کبریتی
tank wagon واگنمخزندار
patrol wagon اتومبیل پلیس
goods wagon واگنحملکالا
fall off the wagon <idiom> دوباره به موادمخدر روی آوردند
railway wagon واگن راه اهن
patrol wagon ماشین مخصوص حمل زندانیان
wagon vault طاق اهنگ
wagon vault طاق گهوارهای
wagon master رئیس قطار
wagon lit اطاق ترن دارای خوابگاه
wagon lit واگون لی
chuck wagon واگن اشپزخانه و وسایل اشپزی ترن
tower wagon اتومبیل مجهز به جرثقیل یانردبان
dinner wagon میزیکه روی غلطک میگرددودرسفره خانه بکارمیبرند
station wagon استیشن واگن
wagon master مسئول واگن
sag wagon وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
hopper tank wagon واگنمخزنگردمانند
hitch one's wagon to a star <idiom> دنبال هدف رفتن
bogie tank wagon واگنتانکر
hopper ore wagon واگنحملسنگمعدن
chip لپ پریده کردن یا شدن
chip کارت پلاستیکی به همراه یک وسیله حافظه یا ریز پردازنده روی آن که برای ارسال الکترونیکی یا مشخصات یک کاربر به کار می رود
chip ژتن ریزه
chip وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chip سیب زمینی سرخ کرده
on chip مدار ساخته شده روی یک قطعه
to chip off کندن
chip in contribute=
chip in <idiom> شریک شدن
to chip off ریختن ورقه شدن
to chip off وراوردن
chip تعداد قط عات روی یک PCB یا یک وسیله
chip وسیلهای که میتواند صدا تولید کند
chip پریدگی فلز زدگی فلز لب پریدگی
chip خرده چوب
chip مهرهای که دربازی نشان بردوباخت است
chip رنده کردن
chip ورقه شدن
chip ژتون
chip خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
chip پاس بلند قوسی
chip اتصال به یک قطعه که در صورت فهور یک سیگنال دیگر قادر به انجام عمل نیست
chip قط عاتی که با هم کاری را انجام می دهند
chip قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chip تراشه
chip طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
chip کامپیوتر کامل ساده شامل CPU حافظه و پورتهای ورودی / خروجی روی یک قطعه
curly chip براده پیچیده
to chip [to chop off] لپ پریده شدن [کردن] [با ضربه جدا کردن] [تکه تکه یا ریز ریز کردن]
discontinuous chip براده گسسته
fragmental chip براده فلز
flow chip براده پیوسته
bargaining chip عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب
jumbo chip مدار مجتمع که از مهر نیمه هادی استفاده میکند
fragmental chip خاک اره
music chip مدار مجتمع قادر به تولید صوت موسیقی و tane
microminiature chip تراشه ریزمقیاس
chip shop مغازهایکهدر آنموادخوراکیفروختهمیشود
chip off the old block <idiom> (هرچی گذاشته اون برداشته)رفتار مشابه به والدین داشتن
bargaining chip انگیزانه
bargaining chip مزیت
fragmental chip خرده
one chip computer کامپیوتر یک تراشهای
continous chip برادههای قیچی کاری
potato chip باریکه سیب زمینی سرخ کرده
memory chip تراشه حافظه
boiling chip سنگ جوش
blue-chip ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
silicon chip تراشه سیلیسی
silicon chip تراشه سیلیکان
silicon chip تراشه سیلیکن
potato chip چیپز
blue chip ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
blue chip سهام مرغوب
blue-chip سهام مرغوب
chip axe تیشه
chip board نئوپان
chip select انتخاب تراشه
chip seal شن بخورد راه دادن
chip pocket شیار دندانههای اره
chip of the old block بچهای که نشانی ازپدرداردcontribute
chip shot ضربه کوتاه
chip spreader جاده صاف کن
chip enable تواناکننده تراشه
chip family چند تراشه مربوط به هم
computer on a chip کامپیوتر روی یک تراشه
thirty two bit chip تراشه 23 بیتی
sixteen bit chip تراشه 61 بیتی
fish and chip shop جائیکهغذاهاییمثل"ماهیسرخشده" "سوسیس"وغیرهمیفروشد
blue chip personal computer IB که در کشور کره توسط شرکت HYUNDAI ساخته میشودکامپیوترهای شخصی ارزان سازگار با
wood درختکاری کردن
wood جنگل چوبی
no. 3 wood چوبشماره3
no. 1 wood چوبشماره1
wood چوب گلف با دسته دراز و سرچوبی میلههای بولینگ
wood الوارانباشتن
wood درختزار
out of the wood بیرون ازجنگل
wood چوب
wood هیزم
no. 5 wood چوبشماره5
wood الوار
out of the wood سالم
out of the wood ازخطرگذشته
wood بیشه
wood's metal الیاژی با نقطه ذوب پایین
wood pavement چوب فروش
wood nymph حوری جنگل
wood louse خر خاکی
wood engraving گراور سازی روی چوب باسمه کاری با چوب
wood engraver منبتکار
wood sorrel ترشک درختی
wood cutting saw اره چوب بری [ابزار]
wood chisel شیفر
wood pigeon کبوتر جنگلی
wood pusher چوب تکان ده
wood craft جنگل شناسی از لحاظ شکار
wood pusher بازیگر بسیارضعیف شطرنج
wood ray انشعاب اوندی چوب
wood screw پیچ چوب
wood ray شعاع اوندی چوبی
wood rat موش جنگلی
wood separator میانگیر چوبی
wood shot ضربه با قسمت چوبی راکت
wood spirit الکل چوب
wood cutter هیزم شکن باصمه کارچوب چوب تراش منبت کار
wood spirit عرق چوب
wood flooring کفپوشچوبی
wood pulp خمیر چوپ
It is made of wood. از چوب سا خته شده است
wood garlic والک کوهی
wood garlic پیاز خرسی
knock on wood <idiom> بزنم به تخته
fustic wood [نوعی چوب درخت توت که رنگ زردی از چوب آن برای رنگرزی پشم به دست می آید.]
wood stove بخاری هیزمی یا چوبی
wood sugar قند چوب
wood sugar گزیلوز
wood tar قیر چوب
wood tar قطران چوب
wood turner خراط
wood turning خراطی
wood veneer روکش چوبی
wood garlic سیرخرس
log wood درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
dead wood میلههای افتاده بولینگ که درجا می ماند
fire wood هیزم
fox wood چوب فاسد
green wood چوب تر
hard wood چوب سفت
hard wood چوب بادوام
hard wood چوب جنگلی
hard wood چوب سخت
heart wood میان چوب
heart wood مغز
jointing wood شمشه ملات
oak wood بلوطستان
oak wood چوب بلوط
panama wood چوبک
panama wood چوبه
dye wood چوبی که ازان رنگ میگیرند
double wood ماندن یک میله بولینگ پشت میله دیگر
coppice wood بته هاودرختان کوچکی که درزیردرختان بزرگ میرویند
aloes wood چوب عود
beech wood چوب جنگلی
beech wood چوب راش
box wood چوب شمشاد
wood pulp خمیر چوب
red wood بقم
brazil wood دار پرنیان
brazil wood چوب سرخ
wood scrape لیسه
chat wood چیله
chat wood خرده هیزم
citron wood چوب سندروس
coniferous wood چوب کاج
pine wood چوب کاج
ply wood تخته چند لا
preserve wood محافظت چوب
wood chisel مغار
wood ash خاکستر چوب
wood anemone شقایق جنگلی امریکایی
wood alcohol الکل چوب
wood alcohol الکل چوب متانول
wood alcohol الکل متانول
trunk wood چوب تنه درخت
touch wood یکجوربازی کودکان
touch wood اتش افروزنه اتش زنه
wood auger مته دستی چوب
wood bind ویشه تاک جنگلی
wood bine ویشه تاک جنگلی یکجورسیگار ارزان
wood carving پیکره چوبین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com