English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 197 (9 milliseconds)
English Persian
working drawing طرح ونقشه کار
Other Matches
working کار کننده
working mean میانگین مفروض
I'm working on it. دارم روش کار میکنم.
instead of working بجای اینکه او کار بکند
working استخراج
working درست کار میکند
working فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
working مشغول کار
working کارگر طرزکار
working day ساعت کار روزانه
working conditions شرایط کار
cold working سردکاری
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
working fluid سیال عامل
working stress تنش مجاز
working fluid سیال متحرک
working lead بار یا نیرویی که ساختمان یاجزیی از ان هنگام کارکردمعمولی متحمل میشود
working load بار مجاز
working load بار کاربردی
working man کارگر افزارمند
working day روز کار
working circuit مدار جریان کار
working capacity توانایی کار
hard working پرکار
hard working زحمت کش
i do not feel like working حال
i do not feel like working کار کردن ندارم
in working condition دایر
in working condition کارکننده
metal working فلزکاری
under ground working استخراج زیرزمینی
working asset سرمایه حاصله در اثر کار وفعالیت
working asset سرمایه کار
working ball گوی با سرعت و چرخش کافی
working angle زاویه موثر
working capacity سرمایه جاری
working capacity فرفیت کار
furnace working طرزکار کوره
working capital مبلغ اضافی سرمایه جاری پس از کسر بدهی
I have been working here for years. سالهاست دراینجا کار می کنم
He was working like the devil. مثل شیطان کارمی کرد(پرتلاش)
working classes مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش
working classes طبقه کارگر
working class مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش
working class طبقه کارگر
working party گروه کار
working parties گروه کار
working capital تنخواه گردان
working capital سرمایه در گردش
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
I am working here non-stop. یک بند دارم اینجا کار می کنم
working population جمعیت شاغل
working point نقطه فشار متوسط
working sails بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
working set مجموعه کاری
working storage حافظه کاری
working storage انباره کاری
working area محوطهاستخراج
working plan نقشه اجرا راهنمای کار
working paper تعرفهء کار
working paper ورقهء استخدام کارگر
working relationship رابطهکاریوحرفهای
working set مجموعه دایر
in good working order دایر
working lead fluid سیال متحرک یا عامل
hot working steel فولاد عملیات حرارتی
hot working die ابزار عملیات حرارتی
hot working brass برنج قابل اهنگری
cold working property قابلیت عملیات شکل دهی وچکش کاری فلزات
it is in good working order خوب کار میکند
it is in good working order دایر است
metal working industry صنعت فلزکاری
safe working load بارکاری مطمئن
working pressure gauge استخراجدرجهفشار
iron and steel working industry صنعت اهن و فولاد
The working (middle,upper)class. طبقه کارگر (متوسط بالا )
super imposed working load بار مربوط به بهره برداری از بنا
drawing نقشه کشی فرش
drawing رسم
drawing حدیده کردن
drawing طرح
drawing کشیدن
drawing رسم کردن
drawing رسم فنی
drawing نقشه کارگاهی
drawing نقشه
drawing روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
drawing ترسیم
drawing قرعه کشی
drawing نقشه کشی
drawing هنر طراحی تابلو نقاشی
Stress reduces an employee's working capacity' استرس توانایی کاری کارمندان را کاهش می دهد.
wash drawing ابرنگ سیاه
work drawing نقشه یاتفصیل مشخصات فنی که بکارخانهای فرستاده میشود
detail drawing رسم فرعی در یک نقشه که جزئیاتی از ان را در برمیگیرد
detail drawing نقشه ریزه کاری
detail drawing نقشه جزئیات
detail drawing نقشه تفصیلی
structural drawing نقشه ساختمانی
deep drawing کشش عمیق
detail drawing رسم جزئیات
three view drawing رسم فنی با سه نما
sectional drawing رسم مقطعی
shop drawing نقشه یا تفصیل مشخصات فنی که بکارخانهای فرستاده میشود
special drawing right حق برداشت مخصوص
special drawing right حق برداشت ویژه
drawing tools خط و رسم آزاد است
tabular drawing نقشه شیب
detail drawing نقشه کشی جزئیات
computer drawing ترسیم کامپیوتری
component drawing رسم جزیی
breakdown drawing رسم پرسپکتیوی برای نمایش قطعات بصورت جدا از هم
loom drawing [نقشه فرش که بصورت تمام رنگی بر روی کاغذ شطرنجی رسم شود.]
drawing board تخته رسم
drawing boards میز نقشه کشی
drawing boards تخته رسم
drawing pin پونز
workshop drawing رسم کارگاهی
dy drawing lots استقراع
line drawing خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
line drawing رسم مدادی
line drawing نقاشی با مداد وقلم
line drawing ترسیم خطی
drawing room اطاق پذیرایی
drawing room سالن پذیرایی
drawing rooms اطاق پذیرایی
drawing rooms سالن پذیرایی
art of drawing هنر ترسیم رسم
drawing board میز نقشه کشی
drawing key کپیه نقاشی
dy drawing lots قرعه کشیدن
drawing key طرح اولیه
fair drawing تصویر مناسب
fair drawing طرح مناسب برای چاپ و تکثیر
fine drawing رفوگری
drawing instrument وسایل رسم فنی
drawing instrument وسایل نقشه کشی
drawing ink مرکب رسم
drawing hand دستی که زه را می کشد
drawing goniometer نقاله رسم
drawing die حدیده کششی
drawing die ماتریس کششی
dy drawing lots به طریق قرعه
drawing tools مجموعه توابع در برنامه نقاشی که به کاربر امکان رسم میدهد. و به صورت نشانه هایی در میله ابزار فاهر میشود و شامل رسم دایره
drawing table میز نقشه کشی
drawing lines خط کشی
drawing lots قرعه کشی
drawing materials مواد اولیه نقشه کشی
drawing materials لوازم نقشه کشی
drawing mill دستگاه نورد کششی
drawing office دفتر نقشه کشی
drawing office دفتر طراحی
drawing pen قلم رسم
drawing press پرس کششی
drawing program نرم افزار طراحی و رسم روی صفحه توسط کاربر
drawing quality کیفیت کشش
drawing set دستگاه نقشه کشی
drawing device دستگاه ترسیمه
drawing curve شابلون دایره و منحنی
drawing card جالب
method of drawing up طرز تنظیم
pencil drawing طرح مدادی
drawing bench میز رسم
mechanical drawing ترسیم مکانیکی
drawing blick حلقه کشش
pencil drawing تصویر مدادی
component drawing رسم قطعات
drawing blick کشش
drawing card چیز جالب توجه
pen drawing سیاهقلم
revised drawing رسم تجدید نظر شده
instrumental drawing نقشه کشی با اسباب
revised drawing رسم اصلاح شده
pen drawing تصویر خطی تصویر مدادی
sectional drawing رسم برشی
engineering drawing طراحی و نقشه کشی مهندسی
drawing card موجب جلب توجه
mirror drawing نقاشی از ایینه
demands of providing healthy living and working conditions خواسته هایی از فراهم نمودن شرایط زندگی و کار سالم
With meager income . I am working all day for a mere pittance . با چندرغاز تمام روزکار می کنم
special drawing rights حق برداشت ویژه
back to the drawing board <idiom> کاری را از اول شروع کردن
shop or work drawing نقشه در حین انجام کار
special drawing rights این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
cold drawing bench میز سردکشی
cold drawing die حدیده
cold drawing die سردکشی
pattern construction drawing الگوی نقشههای ساختمانی
Back to the drawing board <idiom> [زمانی که کاری با شکست روبرو میشود و دوباره باید از اول شروع کرد]
deep drawing test ازمایش کاسگری
ingot drawing crane جراثقال کشش شمش
outline assembly drawing نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
double action drawing press پرس کششی دوکاره
By trying to live like a king one ends by drawing . <proverb> آخر شاه منشى کاه کشى است .
frank drawing completion test ازمون تکمیل نقاشی فرانک
double action cam drawing press پرس کششی دو واکنشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com