Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (5 milliseconds)
English
Persian
yellow daisy
گل پنچ هزاری
yellow daisy
گل ژاپونی
Other Matches
yellow jack
[colloquial]
[yellow fever]
طاعون زرد
[پزشکی]
[بیماری]
yellow jack
[colloquial]
[yellow fever]
تب زرد
[پزشکی]
[بیماری]
daisy
گل مروارید
daisy
گل افتاب گردان
daisy chain
سومین را و... فراخوانی می کنند
daisy chain
روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
ox eye daisy
گل داودی
globe daisy
یکجورگل مروارید
daisy ham
قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
daisy wheel
عضو چاپ کننده در یک چاپگرچرخ دوار
daisy chain
زیر تابعی در برنامه که سایرین را در یک مجموعه فراخوانی میکند. اولین تابع دومین
daisy chain
خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
daisy chain
ارسال یا تغییر دهد
daisy chain
باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
moon daisy
گل داودی
as fresh as a daisy
<idiom>
مثل یک دسته گل
To be as fresh as a daisy.
تروتازه بودن
daisy cutter
اسبی که پایش راکم از زمین بلندمیکند
daisy chain interrupt
یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
daisy wheel printer
چاپگر اصلی ضربهای
daisy wheel printer
چاپگرچرخشی
daisy wheel printer
چاپگر چرخ دوار
yellow
اصفر
yellow
<adj.>
زرد
yellow a
زرنیخ
yellow
ترسو
yellow
زردی
yellow rocket
ایهقان
yellow sighted
زرد بین
yellow rhubard
ریوند خراسانی
yellow ocher
رنگ اخری
yellow ocher
اخری زرد
yellow spot
نقطه زرد
yellow rose
گل زرد
yellow fever
طاعون زرد
[پزشکی]
[بیماری]
Yellow Pages
بخش آگهیهای دفتر تلفن
yellow fever
تب زرد
[پزشکی]
[بیماری]
have a yellow streak
بزدل و ترسو
yellow press
مطبوعات جنجالی
yellow streak
<idiom>
توسیی درشخصیت
yellow-bellied
<idiom>
ترسو
yellow ocher
گل اخری
yellow mullen
دم گاو
yellow jacket
زنبور زرداجتماعی
visual yellow
زرد بینایی
straw yellow
رنگ زرد براق مایل به قرمز رنگ زرد کهربایی
lemon yellow
رنگ زرد لیمویی
king's yellow
مارهای صیادجوندگان امریکای مرکزی
hansa yellow
زرد هنسا
chrome yellow
زرد کرومی
canary yellow
رنگ زرد روشن
yellow fever
تب زرد
anthracene yellow
زرد انتراسن
aniline yellow
زرد انیلینی
yellow arc
محدودهای از طیف نمایش الات دقیق که به عنوان احتیاط و بالاتراز حد نرمال نصب شود
yellow flag
پرچم زرد بمعنای خطر درجلو
yellow grease
پیه خوک
Yellow Book
مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
yellow jack
تب زرد
yellow jack
پرچم قرنطینه کشتی
yellow bile
مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
yellow bile
صفرا
yellow bile
سودا
acetyl pure yellow
زرد خالص استیلی
yellow green alga
جلبک دارای رنگدانه زرد تا سبز
blue yellow blindness
رنگ کوری ابی- زرد
yellow dog contract
قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
yellow black myrmidon
هلیله زرد یا سیاه
greenish-yellow
[mossgreen]
سبز چمنی
greenish-yellow
[mossgreen]
رنگ ماشی
greenish-yellow
[mossgreen]
سبز جلبکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com