Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English
Persian
sea bathing
ابتنی دریایی کردن
Other Matches
to take a bath
ابتنی کردن
bath
ابتنی کردن حمام گرفتن
bathed
ابتنی کردن حمام گرفتن
bathe
ابتنی
bathes
ابتنی
cold bath
ابتنی با اب سرد
promiscuous bathing
ابتنی زن و مرد باهم
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
midshipman
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petty officer
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
oceanography
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
petty officers
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
pilot chart
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
kites
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
kite
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
running lights
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
stadimeter
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber
حلزون دریایی از جنس راب دریایی
sea mark
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea power
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner
ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marines
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns
پرستوک دریایی چلچله دریایی
marine
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
tern
پرستوک دریایی چلچله دریایی
naval activity
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
task unit
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
pirated
دزدی دریایی کردن
pirates
دزدی دریایی کردن
pirate
دزدی دریایی کردن
pirating
دزدی دریایی کردن
light lists
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
sailings
سفر دریایی رااغاز کردن
sail
سفر دریایی رااغاز کردن
sailed
سفر دریایی رااغاز کردن
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
منگوله دار کردن گره دریایی
knots
منگوله دار کردن گره دریایی
marlinspike
چنگک جدا کردن کابلهای دریایی
roved
اواره شدن راهزنی دریایی کردن
rove
اواره شدن راهزنی دریایی کردن
roves
اواره شدن راهزنی دریایی کردن
porpoise
خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
porpoises
خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
maritime
ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
maritime aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
rear commodore
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
bureau of naval personnel
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
convoy commodore
فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
naval gunfire
تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
crash locator beacon
برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
light ship
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobster
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
spotting board
طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
saltiest
دریایی
marines
دریایی
shark
سگ دریایی
sharks
سگ دریایی
sea pier
سد دریایی
benthic
ته دریایی
dogfish
سگ دریایی
marine
دریایی
saltier
دریایی
salty
دریایی
sea
دریایی
nautical
دریایی
pelagian
دریایی
seas
دریایی
naval
دریایی
maritime
دریایی
thalassic
دریایی
thalaesic
دریایی
sea born
دریایی
naval forces
نیروهای دریایی
knot
میل دریایی
naval establishment
قسمت دریایی
naval base
پایگاه دریایی
water spot
گردباد دریایی
naval forces
نیروی دریایی
sea surveillance
مراقبت دریایی
sea stores
فروشگاه دریایی
naval establishment
تاسیسات دریایی
naval attache
وابسته دریایی
naval station
پایگاه دریایی
naval campaign
جنگ دریایی
naval campaign
نبرد دریایی
sea weed
علف دریایی
sea weed
جلبک دریایی
naval district
ناحیه دریایی
way bill
بارنامه دریایی
knots
گره دریایی
knots
میل دریایی
sub
[Colloquial]
زیر دریایی
nautical almanac
زیج دریایی
asteroidea
ستارههای دریایی
sea marks
علامات دریایی
sea monster
هیولای دریایی
sea bass
گرگ دریایی
sea anemone
شقایق دریایی
nautical chart
نقشه دریایی
armadas
نیروی دریایی
armada
نیروی دریایی
pirating
راهزنی دریایی
sea locust
ملخ دریایی
sea cow
گاو دریایی
navy
ناوگان دریایی
usura maritima
رباخواری دریایی
sea mail
پست دریایی
erne
عقال دریایی
sea nymph
حوری دریایی
rear admiral
سرتیپ دریایی
otter
سمور دریایی
water nymph
حوری دریایی
sirens
اژیر دریایی
sea plane
هواپیمایی دریایی
sirens
حوری دریایی
sea rover
دزد دریایی
naval activity
یکان دریایی
siren
حوری دریایی
nautical twilight
شفق دریایی
otters
سمور دریایی
sea nymph
پری دریایی
piracy
دزدی دریایی
piracy
راهزنی دریایی
sea power
کشور دریایی
rear admirals
سرتیپ دریایی
nautical slide rule
خط کش محاسبه دریایی
nautical terms
اصطلاحات دریایی
water nymph
الهه دریایی
seebreeze
نسیم دریایی
oceanophyte
گیاه دریایی
mermaid
حوری دریایی
on shore winds
باد دریایی
osprey
عقاب دریایی
ossifrage
عقاب دریایی
oceanid
حوری دریایی
admiralty law
قوانین دریایی
notice to mariner
اگهی دریایی
porpoise
گراز دریایی
blockages
ممانعت دریایی
blockages
محاصره دریایی
porpoises
گراز دریایی
ocean current
جریان دریایی
ocean manifest
بارنامه دریایی
mermaids
حوری دریایی
actinia
کیسه تن دریایی
reef
تپه دریایی
reef
صخره دریایی
surveys
اب نگاری دریایی
siren
اژیر دریایی
starfish
ستاره دریایی
surveyed
اب نگاری دریایی
survey
اب نگاری دریایی
nautical miles
مایل دریایی
nautical miles
میل دریایی
nautical mile
مایل دریایی
nautical mile
میل دریایی
echinus
بلوط دریایی
pigboat
زیر دریایی
reefs
تپه دریایی
reefs
صخره دریایی
paravane
اژدرمخرب دریایی
pelagian
جانور دریایی
pelagic
دریایی دریانشین
acaleph
گزنه دریایی
marine
تفنگدار دریایی
echinus
خارپوست دریایی
pharos
فانوس دریایی
navy time
وقت دریایی
hurricane
طوفان دریایی
hurricanes
طوفان دریایی
jellyfish
عروس دریایی
nix
حوری دریایی
seaman guard
گارد دریایی
eagle fisher
عقاب دریایی
seamount
کوه دریایی
algoid
مانندعلف دریایی
algerine
دزد دریایی
neptunian
ابی دریایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com