English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English Persian
unsling از فلاخن پرتاب کردن
Other Matches
catapult فلاخن
sling فلاخن
trebuchet فلاخن
catapulted فلاخن
slings فلاخن
catapults فلاخن
frond فلاخن
catapulting فلاخن
slinging فلاخن
fronds فلاخن
free drop پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
one and one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one plus one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
pentathlon مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throwing ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throws ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throw ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
shoot زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
ejection خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
shoots پرتاب کردن
pelt پرتاب کردن
projected پرتاب کردن
jaculate پرتاب کردن
thrusting پرتاب کردن
foin پرتاب کردن
unsling پرتاب کردن
thrusts پرتاب کردن
shoot پرتاب کردن
pelted پرتاب کردن
pelts پرتاب کردن
project پرتاب کردن
thrust پرتاب کردن
jettison پرتاب کردن
jettisoning پرتاب کردن
projects پرتاب کردن
pitch پرتاب کردن
jettisoned پرتاب کردن
let fly پرتاب کردن
jettisons پرتاب کردن
skeet پرتاب کردن
pitches پرتاب کردن
triggers پرتاب کردن فشنگ
jettisoning پرتاب کردن به بیرون
spit اب دهان پرتاب کردن
lobs باهستگی پرتاب کردن
jetting بخارج پرتاب کردن
to launch a torpedo اژدری پرتاب کردن
to fire a torpedo اژدری پرتاب کردن
jettisons پرتاب کردن به بیرون
trigger پرتاب کردن فشنگ
triggered پرتاب کردن فشنگ
projectable قابل پرتاب کردن
launch a missile موشک پرتاب کردن
lobbing باهستگی پرتاب کردن
spits اب دهان پرتاب کردن
slinging زنجیردار پرتاب کردن
slings زنجیردار پرتاب کردن
sling زنجیردار پرتاب کردن
jettison پرتاب کردن به بیرون
jettisoned پرتاب کردن به بیرون
jet بخارج پرتاب کردن
shoots پرتاب کردن گلوله
castaways پرتاب کردن وزنه
lobbed باهستگی پرتاب کردن
jetted بخارج پرتاب کردن
jets بخارج پرتاب کردن
castaway پرتاب کردن وزنه
lob باهستگی پرتاب کردن
shoot پرتاب کردن گلوله
command ejection پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
pash بازور پرتاب کردن کوبیدن
upthrust بطرف بالا پرتاب کردن
provisional ball گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
slog ضربت سخت زدن پرتاب کردن
skyrocketed مثل موشک بهوا پرتاب کردن
squish صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
skyrocket مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrockets مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketing مثل موشک بهوا پرتاب کردن
slogged ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogging ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogs ضربت سخت زدن پرتاب کردن
shoving با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoves با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoved با زور پیش بردن پرتاب کردن
shove با زور پیش بردن پرتاب کردن
send down پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
pitches توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
pitch توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
pitches پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitch پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
hurl پرتاب کردن پرت کردن
hurled پرتاب کردن پرت کردن
hurls پرتاب کردن پرت کردن
run-up [start-up] نزدیکی به مکان شروع با دویدن [برای جهش یا پرتاب کردن] [ورزش]
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
quails نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quail نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
weapon delivery پرتاب جنگ افزار یا وسیله پرتاب جنگ افزار
automatic toss روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
side sweep and over under گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
bombing angle زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
density of loading تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
throws پرتاب
pitches پرتاب
toss پرتاب
shoving پرتاب
puts پرتاب
shies پرتاب
tosses پرتاب
pitch پرتاب
putting پرتاب
put پرتاب
tossed پرتاب
tossing پرتاب
jet پرتاب
throwing پرتاب
throw پرتاب
detrusion پرتاب
shying پرتاب
shy پرتاب
hurls پرتاب
shyest پرتاب
shove پرتاب
jaculation پرتاب
launching پرتاب
shyer پرتاب
launch پرتاب
jetting پرتاب
hurled پرتاب
jets پرتاب
launched پرتاب
shoves پرتاب
hurl پرتاب
jetted پرتاب
shied پرتاب
shoved پرتاب
launches پرتاب
over 6 یا 8 پرتاب توپ
paradrop پرتاب با چتر
fling افکندن پرتاب
put پرتاب وزنه
rocketry فن پرتاب موشک
airball پرتاب خطا
air extraction پرتاب بار
upthrow پرتاب ببالا
threw پرتاب کرد
over- 6 یا 8 پرتاب توپ
puts پرتاب وزنه
charity line خط پرتاب ازاد
propelling charge خرج پرتاب
propellant charge خرج پرتاب
weight throw پرتاب وزنه
discus throw پرتاب دیسک
discus throwing پرتاب دیسک
sharity stripe خط پرتاب ازاد
arm thrust پرتاب دست
propellants خرج پرتاب
referee throw پرتاب داور
caster پرتاب کننده
propellant خرج پرتاب
base ejection پرتاب شونده از ته
shot put پرتاب وزنه
putting پرتاب وزنه
charity shot پرتاب ازاد
javelin throw پرتاب نیزه
shove پرتاب شدن
conversions پرتاب ازاد
conversion پرتاب ازاد
delivery پرتاب توپ
throw-ins پرتاب اوت
slung پرتاب شده
throw-in پرتاب اوت
launcher پرتاب کننده
pouncing پرتاب استامپ
launcher سکوی پرتاب
pounces پرتاب استامپ
pounced پرتاب استامپ
throw in پرتاب اوت
hot hand پرتاب موفق
tilts شتاب پرتاب
throwing the javelin پرتاب نیزه
tilted شتاب پرتاب
tilt شتاب پرتاب
fires پرتاب راکت
shoves پرتاب شدن
fired پرتاب راکت
foul line خط پرتاب ازاد
shoving پرتاب شدن
forward cast پرتاب نخ ماهیگیری
fire پرتاب راکت
hammer throw پرتاب چکش
launching angle زاویه پرتاب
throwing apparatus لوازم پرتاب
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com