English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 169 (8 milliseconds)
English Persian
counting votes استخراج اراء
Search result with all words
public opinion polling استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
Other Matches
polled تعداد اراء اخذ اراء
polls تعداد اراء اخذ اراء
poll تعداد اراء اخذ اراء
polls صورت اراء
by a unanimity vote به اتفاق اراء
by a unanimous به اتفاق اراء
unanimously باتفاق اراء
unanimously به اتفاق اراء
tie vote اراء مساوی
tie vote تساوی اراء
scrutineer بازرس اراء
consensus of opinion اتفاق اراء
counting votes شمارش اراء
polled صورت اراء
by a majority vote به اکثریت اراء
plebiscites اراء عمومی
plebiscite اراء عمومی
poll صورت اراء
unanimity اتفاق اراء
consensus اتفاق اراء
ostracizes با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracized با اراء عمومی تبعیدکردن
vox populi اراء یا افکار مردم
ostracising با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracize با اراء عمومی تبعیدکردن
consentaneous دارای اتفاق اراء
ostracises با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracised با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracism تبعید با اراء عمومی
vote down به اکثریت اراء رد کردن
polled مراجعه به اراء عمومی
polls مراجعه به اراء عمومی
poll مراجعه به اراء عمومی
ostracizing با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracised با اراء عمومی تبعید کردن
white primary اخذ اراء مقدماتی حزبی
ostracising با اراء عمومی تبعید کردن
ostracized با اراء عمومی تبعید کردن
ostracize با اراء عمومی تبعید کردن
votes با اکثریت اراء تصویب کردن
voted با اکثریت اراء تصویب کردن
vote با اکثریت اراء تصویب کردن
ostracises با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizes با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizing با اراء عمومی تبعید کردن
ballots رای مخفی مجموع اراء نوشته
pollster متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
pollsters متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
ballot رای مخفی مجموع اراء نوشته
balloted رای مخفی مجموع اراء نوشته
canvassed برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassing برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvass برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvasses برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
treating جمع اوری اراء با رشوه یا غذا و مشروب دادن به رای دهندگان
copper extraction استخراج مس
productions استخراج
decipherment استخراج
production استخراج
extraction of copper استخراج مس
extraction استخراج
exploitation استخراج
workings استخراج
excerption استخراج
eduction استخراج
working استخراج
extractable استخراج شدنی
minable قابل استخراج
extractors استخراج کننده
silver extraction استخراج نقره
mining استخراج معدن
extractor استخراج کننده
under ground working استخراج زیرزمینی
draw out استخراج کردن
educt استخراج یا استنباط
extract copper مس استخراج شده
production of oil استخراج نفت
extractible قابل استخراج
extraction of bitumen استخراج قیر
extraction point محل استخراج
extraction thimble انگشتانه استخراج
feature extraction استخراج خصیصه
gold mining استخراج طلا
message retrieval استخراج پیام
mibeable قابل استخراج
mibeable استخراج شدنی
minable استخراج شدنی
separatory funnel قیف استخراج
stope استخراج کردن
under ground mining استخراج زیرزمینی
decipherable قابل استخراج
exploiters استخراج کننده
extracts استخراج کردن
extracting استخراج کردن
extract استخراج کردن
extracted استخراج کردن
exploiter استخراج کننده
indecipherable غیرقابل استخراج
derivations استنساخ استخراج
derivation استنساخ استخراج
pans استخراج کردن
pan- استخراج کردن
pan استخراج کردن
exploitation انتفاع استخراج
acid extraction استخراج اسیدی
winning استخراج معدن
workable قابل استخراج
winnings استخراج معدن
exploitable قابل استخراج
illatively بطریق استنتاج یا استخراج
extract بیرون کشیدن استخراج
mined استخراج کردن یاشدن
mines استخراج کردن یاشدن
surface mining استخراج معدن روباز
Open-pit mining استخراج معدن روباز
quarries استخراج کردن معدن
strip mining [American E] استخراج معدن روباز
salter استخراج کننده نمک
mine استخراج کردن یاشدن
quarrying استخراج کردن معدن
opencast mining [British E] استخراج معدن روباز
quarry استخراج کردن معدن
saltworks محل استخراج نمک
pull out quote عبارت استخراج شده
educe گرفتن استخراج کردن
educible قابل استخراج یا استنباط
metallurgy استخراج و ذوب فلزات
extracting بیرون کشیدن استخراج
grub از کتاب استخراج کردن
extracts بیرون کشیدن استخراج
grubbed از کتاب استخراج کردن
grubs از کتاب استخراج کردن
extraction solvent حلال استخراج کننده
extracted بیرون کشیدن استخراج
continuous extraction apparatus دستگاه استخراج پیوسته
referendums همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendum همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referenda همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
acetum استخراج عصاره ازگیاهان دارویی
surface digging استخراج معادن در سطح زمین
metallurgy فن استخراج وذوب فلزات فلزگری
extracts بیرون کشیدن استخراج کردن
extract بیرون کشیدن استخراج کردن
extracted بیرون کشیدن استخراج کردن
saltern کارخانه یا معدن استخراج نمک
pyrometallurgy استخراج فلزات در اثر حرارت
metallurgical وابسته به فن استخراج وذوب فلزات
extracting بیرون کشیدن استخراج کردن
hydrometallurgy استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
metallurgic وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
copper smelting استخراج مس از سنگهای معدن توسط حرارت ذوب وگداز مس
stope حفره پله مانند برای استخراج سنگ معدن
blasting machine دستگاهی که برای منفجرکردن سنگهای معدنی جهت استخراج انها
quarry sap مقدار رطوبتی که یک قطعه سنگ تا استخراج شدن ازمعدن دارد
quercetin ماده رنگی کریسیتین [این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
safflower گل رنگ [این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
masks یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
mask یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
elicit استخراج کردن استنباط کردن
eliciting استخراج کردن استنباط کردن
elicited استخراج کردن استنباط کردن
elicits استخراج کردن استنباط کردن
exploiting استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com