Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
apparent horizon
افق حقیقی نقاط
Other Matches
vertical control
کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
gridding
محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
realistic deterrence
میخکوب کردن حقیقی استراتژی سد کردن پیشروی کمونیسم در دنیا ممانعت حقیقی از پیشرفت کمونیسم
polar plot
روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
efective
حقیقی
true
حقیقی
veracious
حقیقی
truer
حقیقی
actual
حقیقی
truest
حقیقی
genuine
حقیقی
intrinsic
حقیقی
unfeigned
حقیقی
real
حقیقی
true north
شمال حقیقی
actual resistivity
مقاومت حقیقی
actual movement
حرکت حقیقی
true value
مقدار حقیقی
true score
نمره حقیقی
true power
توان حقیقی
true or real focus
کانون حقیقی
absolute magnitude
قدر حقیقی
true azimuth
گرای حقیقی
true heading
سمت حقیقی
real time
زمان حقیقی
real image
تصویر حقیقی
real module
ضریب حقیقی
real number
عدد حقیقی
real numbers
اعداد حقیقی
down to earth
حقیقی واقعی
real gas
گاز حقیقی
real function
تابع حقیقی
true mean
میانگین حقیقی
real memory
حافظه حقیقی
true life
حقیقی وصحیح
true dip
شیب حقیقی
true course
راه حقیقی
real storage
حافظه حقیقی
real address
آدرس حقیقی
real constant
ثابت حقیقی
down-to-earth
حقیقی واقعی
genuine
واقعی حقیقی
truest
حقیقی کردن
truest
واقعی حقیقی
truer
واقعی حقیقی
true
حقیقی کردن
true
واقعی حقیقی
natural person
شخص حقیقی
true resistance
مقدارمقاومت حقیقی
ohmic valve
مقدارمقاومت حقیقی
observed altitude
ارتفاع حقیقی
interpolymer
همبسپار حقیقی
true copolymer
همبسپار حقیقی
genuine
حقیقی یا درست
true variance
پراکنش حقیقی
truer
حقیقی کردن
true wind
باد حقیقی
trueness
بی ریایی حقیقی
real power
توان حقیقی
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
real numbers
اعدد حقیقی
[ریاضی]
particle density
وزن مخصوص حقیقی
real-valued function
تابع حقیقی
[ریاضی]
live exercise
تمرین رزمی حقیقی
real number
عدد حقیقی
[ریاضی]
euciliate
مژه داران حقیقی
actual maximum flowline
ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
real sector
بخش متغیرهای حقیقی
rightful
حقیقی دارای استحقاق
verisimilar
دارای فاهر حقیقی
brake horsepower
توان حقیقی مهاری
axiom
قضیه حقیقی حقیقت متعارفه
real analytic function
تابع تحلیلی
[حقیقی]
[ریاضی]
axioms
قضیه حقیقی حقیقت متعارفه
substantive
دارای ماهیت واقعی حقیقی
true or sternal ribs
دندههای حقیقی اضلاع پیوسته به قص
unsigned real number
عدد حقیقی بدون علامت
enlightement
روشنی فکر اگاهی حقیقی
dative
حالت مفعولی غیرصریح حقیقی
true azimuth
سمت حقیقی گرای جغرافیایی
developed muzzle velocity
سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
acoelous
بدون معدهء حقیقی یادستگاه هاضمه
real absolute value function
تابع حقیقی قدر مطلق
[ریاضی]
anachronism
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
anachronisms
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
many valued
دارای دو قیمت یکی حقیقی دیگری دروغین
approximation
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
approximations
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
oafs
بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
oaf
بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
interactional points
نقاط تلاقی
interactional points
نقاط تماس
triad
نقاط سه قلو
at all points
در همه نقاط
isodose rate
خط نقاط متحدالدوز
triads
نقاط سه قلو
trio
نقاط سه قلو
trios
نقاط سه قلو
keop soo
نقاط مرگ
keop soo
نقاط حساس
lagrangian points
نقاط لاگرانژی
key points
نقاط حساس
key points
نقاط مهم
relative
پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
gyrocompass
نوعی قطب نما که همواره شمال حقیقی را نشان میدهد
I give the programme zero
[nought]
out of ten for reality.
من به این برنامه در رابطه با حقیقی بودنش از ده امتیاز صفر را می دهم.
dapple
چیزی با نقاط رنگارنگ
isoheyt
خط شاخص نقاط هم باران
pin point
تعیین دقیق نقاط
kyusho
نقاط حساس بدن
vital points
نقاط حساس بدن
coordinates
طول و عرض نقاط
primary masses
نقاط مادی اولیه
shoals
نقاط کم عمق دریا
form line
خط بین نقاط هم ارتفاع
shoal
نقاط کم عمق دریا
plots
ثبت مسیریا نقاط
plot
ثبت مسیریا نقاط
plotted
ثبت مسیریا نقاط
coordinate code
رمز مختصات نقاط
isothermal
نقاط هم حرارت اب دریا
geodetic control
نقاط کنترل ژئودزی
trig point
نقاط مثلث بندی
differential leveling
تعیین اختلاف تراز نقاط
plotted
بردن نقاط روی طرح
isogrive
خط میزان منحنی نقاط هم ثقل
floating mark
نقاط ایستگاه برجسته بینی
floating mark
نقاط مواج عکس هوایی
isodose rate
خط نقاط هم دوز تشعشع اتمی
isoclinal
خط نقاط متحدالفشارمغناطیسی روی نقشه
graphic
به صورت تصاویر و نقاط و نه متن
infield
نقاط توپگیری در زمین کریکت
isopleth
نقاط هم ارتفاع موج دریا
interactive
نقاط توقف را تنظیم کند
network
اتصال نقاط شبکه به یکدیگر
networks
اتصال نقاط شبکه به یکدیگر
plots
بردن نقاط روی طرح
plot
بردن نقاط روی طرح
whistle stop
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
isobars
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
geong gyuk
نقاط حمله و دفاع کننده تکواندو
geodetic control
نقاط کنترل نقشه برداری عمومی
isobar
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
exact location
تعیین کردن محل دقیق نقاط
matrixes
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
infill
نقاط کشیده شده روی نقشه
matrix
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
isobare
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
nexus
نقاط اتصال بین واحدها در شبکه
isogonic line
خط میزان منحنی نقاط متحدالانحراف مغناطیسی
Antipodes
ساکنین نقاط متقاطردر روی زمین
multipass overlap
بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
whistle-stop
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
zenith
اوج محور قائم بر افق نقاط
antipole
ساکنین نقاط متقاطر در روی زمین
jabiru
لک لک ابزی نقاط گرم و معتدل امریکا
vital point
حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
irredentism
سیاست اعاده نقاط ایتالیایی زبان بایتالیا
quadrantal points
نقاط یا قطبهای دستگاه جهت یابی هواپیما
isogrive
خط اتصال نقاط متحدالنیروی ثقل روی نقشه
bird's eye perspective
پرسپکتیو اجسامی که از نقاط دور دیده میشوند
radial line plot
روش تعیین محل نقاط بااخراج اشعه
remaining velocity
سرعت گلوله در نقاط مختلف مسیر حرکت
all points addressable graphics
نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
radiolocation
تعیین محل نقاط با استفاده ازامواج رادیویی
rise and fall
تعیین پستی و بلندی نقاط نسبت به سطح مبنا
isogonal
خط میزان منحنی نقاط متحدالانحراف مغناطیسی روی نقشه
planimetric
نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
real representative
قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
sets
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
centred
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
setting up
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
fit
محاسبه منحنی ای که تقریباگ تعداد نقاط یا داده را تقریب می زند
fittest
محاسبه منحنی ای که تقریباگ تعداد نقاط یا داده را تقریب می زند
dot pitch
فاصله میلیمتری میان نقاط منفرد روی یک صفحه نمایش
fits
محاسبه منحنی ای که تقریباگ تعداد نقاط یا داده را تقریب می زند
offset method
روش استفاده از خط سری درنشان دادن نقاط روی نقشه
centered
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
set
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
centers
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centre
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
processor bound
اشاره به فرایندهایی میکندکه به محض استفاده از واحدپردازش مرکزی جهت اجرای پردازش یا محاسبه حقیقی سرعتش کم میشود
cabling
نموداری که محل کابلها را در یک اداره نشان میدهد از جمله نقاط اتصال را
plotting
ثبت یا رسم مسیر حرکت بردن نقاط روی طرح یانقشه
ink
چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
books
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
booked
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
book
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
set
نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
mosaic
حرف نمایشی در سیستمهای ویدیویی که از نقاط کوچک تشکیل شده است
inks
چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
isotherm
خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
sets
نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
setting up
نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
graphs
نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
graph
نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
Sophrosyne
وضعیت سالم ذهن توصیف شده با خویشتنداری اعتدال و آگاهی عمیق از نفس حقیقی که به شادی واقعی منجر میشود
tabbing
تنظیم یک ستون از اعداد به طوری که نقاط دهدهی عمودی قرار گرفته اند
phosphor
نقاط مجزای فسفر قرمز و سبز و آبی روی صفحه نمایش CRT
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com