Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
deuce
انداختن گوی گلف به سوراخ با دو ضربه دیوس
Other Matches
putt
ضربه برای انداختن به سوراخ
putts
ضربه برای انداختن به سوراخ
putted
ضربه برای انداختن به سوراخ
tap in
والیبالی زدن توپ بسکتبال انداختن گوی گلف با ضربه ارام به سوراخ
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
hammer drill
سوراخ کن ضربه ای
spits
سوراخ کردن تف انداختن
spit
سوراخ کردن تف انداختن
chippie
ضربه کوتاه هوایی که به سوراخ میافتد
holed
به سوراخ انداختن گوی گلف
holing
به سوراخ انداختن گوی گلف
holes
به سوراخ انداختن گوی گلف
hole out
انداختن گوی گلف به سوراخ
hole
به سوراخ انداختن گوی گلف
holeable
گوی اسان برای به سوراخ انداختن
putter
چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
puttered
چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
puttering
چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
putters
چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
hole in one
گوی ضربه خورده از نقطه اغاز که به سوراخ میافتد
netball
بازی شبیه به والیبال با گرفتن و انداختن توپ بجای ضربه زدن
away
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
free drop
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
centred
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
to pink out leather
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
float stone
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
fenestration
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
sights
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
sight
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
cancellate
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
punted
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
pink
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
thirl
سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinker
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
foraminate
ثقبه دار سوراخ سوراخ
gruyere cheese
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
bring down
به زمین انداختن حریف انداختن شکار
crossest
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser
ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross
ضربه هوک پس از ضربه حریف
cancellated
سوراخ سوراخ اسفنجی
swage block
قالب سوراخ سوراخ
millepore
مرجان سوراخ سوراخ
grid
دریچه سوراخ سوراخ
riddles
سوراخ سوراخ کردن
riddle
سوراخ سوراخ کردن
grids
دریچه سوراخ سوراخ
cancellate
سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellous
سوراخ سوراخ اسفنجی
sclaff
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
breaches
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
jeopard
بخطر انداختن بمخاطره انداختن
horrifies
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrify
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrifying
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrified
بهراس انداختن به بیم انداختن
steer roping
کمند انداختن به گاو ونگهداشتن ناگهانی اسب برای انداختن گاو بزمین
placekick
ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
let down
پایین انداختن انداختن
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
columbarium
سوراخ
loop
سوراخ
orifices
سوراخ
leak
سوراخ
orifice
سوراخ
punctures
سوراخ
cribriform
سوراخ سوراخ
puncturing
سوراخ
borehole
سوراخ
punches
سوراخ کن
boreholes
سوراخ
punched
سوراخ کن
tap
سوراخ
punch
سوراخ کن
tapped
سوراخ
imperforate
بی سوراخ
tapping
سوراخ
leaked
سوراخ
looped
سوراخ
puncture
سوراخ
spy hole
سوراخ
taphole
سوراخ
mure
سوراخ
perforation
سوراخ
pitting
سوراخ سوراخ
broach
سوراخ کن
broaching
سوراخ کن
eyelet
سوراخ
boring
سوراخ
broaches
سوراخ کن
pumiceous
سوراخ سوراخ
eyelets
سوراخ
thirl
سوراخ
outages
سوراخ
outage
سوراخ
overture
سوراخ
punctured
سوراخ
overtures
سوراخ
holing
سوراخ
leaks
سوراخ
loops
سوراخ
broached
سوراخ کن
edge perforated
لب سوراخ
holed
سوراخ
pecker
سوراخ کن
lace
پر از سوراخ
foramen
سوراخ
laces
پر از سوراخ
waterholes
سوراخ
waterhole
سوراخ
broacher
سوراخ کن
foraminated
سوراخ سوراخ
foraminiferous
سوراخ سوراخ
holes
سوراخ
pertusion
سوراخ
opening
سوراخ
piercer
سوراخ کن
openings
سوراخ
meshes
سوراخ
mesh
سوراخ
fenestra
سوراخ
hole
سوراخ
finger hole
سوراخ
awl
سوراخ کن
slot
سوراخ
drill hole
سوراخ
perforator
سوراخ کن
alveolar
سوراخ سوراخ
pinking
سوراخ
abroach
سوراخ
punctulate
سوراخ سوراخ
meshing
سوراخ
pigenhole
سوراخ
peep hole
سوراخ
slotting
سوراخ
slots
سوراخ
borehole
سوراخ مته
plugs
سوراخ گیره
pools
سوراخ کردن
pooled
سوراخ کردن
boreholes
سوراخ مته
pore fungus
اغاریقون پر سوراخ
bores
سوراخ مته
perforative
سوراخ کننده
broach
سوراخ کردن
drills
سوراخ کردن
bores
قطر یک سوراخ
pitted
سوراخ سوراخ چاله چاله
drill
سوراخ کردن
of proof
سوراخ نشدنی
on tap
سوراخ دار
drilled
سوراخ کردن
pool
سوراخ کردن
penetrable
سوراخ شدنی
bore
سوراخ مته
bores
سوراخ کردن
bore
سوراخ کردن
bore
قطر یک سوراخ
auger
زمین سوراخ کن
f. of the ear
سوراخ گوش
nostril
سوراخ بینی
nostrils
سوراخ بینی
eyebolt
پیچ سر سوراخ
basic hole
سوراخ مقدماتی
blind hole
سوراخ کور
blind hole
سوراخ مسدود
feed hole
سوراخ پیش بر
anuses
سوراخ کون
formed hole
سوراخ نیمرخ
foraminated
سوراخ دار
foraminate
سوراخ دار
foraminate
سوراخ کردن
perforate
سوراخ کردن
perforates
سوراخ کردن
perforating
سوراخ کردن
anus
سوراخ کون
bottom hole
سوراخ اصلی
grout hole
سوراخ تزریق
drilled grout hole
سوراخ تزریق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com