English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
basic size اندازه اولیه
Other Matches
Ideal City [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
basic data دادههای اولیه عناصر اولیه
restoration احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage اندازه وسیله اندازه گیری
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
gauges اندازه اندازه گیر
gauged اندازه اندازه گیر
gauge اندازه اندازه گیر
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raw اولیه
dispersion اولیه
primitive اولیه
elementary اولیه
initials اولیه
early اولیه
initialling اولیه
initialing اولیه
initialled اولیه
primal اولیه
initial اولیه
initialed اولیه
first generation اولیه
rudimentary اولیه
preliminaries اولیه
primeval اولیه
primary اولیه
preliminary اولیه
basics اولیه
basic اولیه
earliest اولیه
fundamental اولیه
archetype نمونه اولیه
prototypes نمونه اولیه
archetypes نمونه اولیه
prime cost ارزش اولیه
primery battery باطری اولیه
primery citcuit مدار اولیه
primery obligation تعهدات اولیه
primery current جریان اولیه
primery terminal ترمینال اولیه
primery coil پیچک اولیه
prototype نمونه اولیه
radix سرچشمه اولیه
initialize مقداردهی اولیه
primitive element عنصر اولیه
primary body جسم اولیه
primary industries صنایع اولیه
primeral borth ابگوشت اولیه
proto planets سیارههای اولیه
prime costs هزینههای اولیه
stock ذخیره اولیه
primary standard استاندارد اولیه
primary center مرکز اولیه
blueprints طرح اولیه
blueprint طرح اولیه
primary cognizance شناختهای اولیه
primary electron الکترون اولیه
primary emission صدور اولیه
primogenitors اجداد اولیه
primary inputs دادههای اولیه
primary inputs نهادههای اولیه
stock ماده اولیه
primary storage انباره اولیه
primary track شیار اولیه
proto galaxy کهکشان اولیه
primary structure ساختمان اولیه
pre assembly نصب اولیه
pre load بار اولیه
pre loading بارگیری اولیه
primary storage حافظه اولیه
priority processing پردازش اولیه
preliminiary work کار اولیه
prereduction کاهش اولیه
stocked ماده اولیه
stocked ذخیره اولیه
primary products محصولات اولیه
primery voltage ولتاژ اولیه
first aid کمکهای اولیه
incunabula مراحل اولیه
i.c. حالت اولیه
historical costs هزینه اولیه
raw materials مواد اولیه
base rate ارزش اولیه
base rates ارزش اولیه
initial acceleration شتاب اولیه
initial capital سرمایه اولیه
initial point نقطه اولیه
initial mass جرم اولیه
initial level سطح اولیه
initial cost هزینه اولیه
initial condition شرط اولیه
initial condition شرایط اولیه
opening capital سرمایه اولیه
stuff ماده اولیه
stuffed ماده اولیه
stuffs ماده اولیه
cogging train مسیر اولیه
breaking down train راه اولیه
basic standard استاندارد اولیه
input speed سرعت اولیه
initial speed سرعت اولیه
basic speed سرعت اولیه
base loading بار اولیه
basic branch رسته اولیه
drawing key طرح اولیه
elementary cell پیل اولیه
Aborigine ساکن اولیه
embryonic نارس اولیه
first notions تصورات اولیه
first cost هزینه اولیه
first cause علت اولیه
first aids کمکهای اولیه
feed stock مواد اولیه
basic data اطلاعات اولیه
input voltage ولتاژ اولیه
input tape نوار اولیه
input stage طبقه اولیه
input signal سیگنال اولیه
input reactance راکتانس اولیه
input noise پارازیت اولیه
input information اطلاعات اولیه
input gap فاصله اولیه
input terminal ترمینال اولیه
input time زمان اولیه
input unit واحد اولیه
primitive انسان اولیه
input translator مترجم اولیه
input transformer ترانسفورماتور اولیه
input توان اولیه
input سیگنال اولیه
inputted توان اولیه
inputted سیگنال اولیه
input function تابع اولیه
input frequency فرکانس اولیه
input electrode الکترود اولیه
input attenuation میرائی اولیه
input admittance ادمیتانس اولیه
initial velocity سرعت اولیه
initial value مقدار اولیه
initial strength استحکام اولیه
input attenuation دمفونگ اولیه
input capacitance فرفیت اولیه
input drift رانش اولیه
input diode دیود اولیه
input data دادههای اولیه
input current جریان اولیه
input coupling تزویج اولیه
input coordinate مختصات اولیه
input circuit مدار اولیه
input capacitor خازن اولیه
initial reserves ذخایر اولیه
raw data دادههای اولیه
rudiment اولیه ابتدایی
velocities سرعت اولیه
basic requisition number درخواست اولیه
prime نخستین اولیه
skeleton agreement توافق اولیه
scheme طرح اولیه
integral تابع اولیه
primed نخستین اولیه
original نسخه اولیه
basic agreement توافق اولیه
frame agreement توافق اولیه
originals نسخه اولیه
self aid کمکهای اولیه
roughed slab برامن اولیه
velocity سرعت اولیه
master agreement توافق اولیه
I'll put in the initial outlay , you do the work . ما یه اولیه از من کار از تو
layout طرح اولیه
raw products محصولات اولیه
raw statistics امارهای اولیه
primes نخستین اولیه
parent یکان اولیه
outline agreement توافق اولیه
layouts طرح اولیه
energy feedstock مواد اولیه انرژی
prim ry truths حقایق اولیه یانخستین
chemical feedstock مواد اولیه شیمیایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com