English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
English Persian
rove اواره شدن راهزنی دریایی کردن
roved اواره شدن راهزنی دریایی کردن
roves اواره شدن راهزنی دریایی کردن
Other Matches
pirate راهزنی دریایی
pirating راهزنی دریایی
pirates راهزنی دریایی
pirated راهزنی دریایی
piracy راهزنی دریایی
to take to the road راهزنی کردن
strays اواره کردن
stray اواره کردن
straying اواره کردن
garrote اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
highway robbery راهزنی
banditry راهزنی
brigandage راهزنی
robberies راهزنی
robbery راهزنی
brigandism راهزنی
hoid up راهزنی با تهدید
peregrinate سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
garrotter راهزنی که مردم راخفه میکند
tramps اواره
strayed اواره
wanderer اواره
fugacious اواره
runabouts اواره
errant اواره
rogues اواره
rogue اواره
runabout اواره
stragglers اواره
immigrant اواره
immigrants اواره
homelessness اواره
straggler اواره
tramp اواره
tramped اواره
homeless اواره
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
refugees اواره شدن
straggling سرگردان اواره
straggles سرگردان اواره
refugee اواره شدن
arrant ولگرد اواره
straggled سرگردان اواره
excursive اواره گردنده
straggly پراکنده اواره
straggle سرگردان اواره
gadabout اواره دربدر
oceanography تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
kite کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officer معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
kites کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
vagrant ادم اواره و ولگرد
vagrants ادم اواره و ولگرد
wilder سر گردان و اواره بودن
gangrel اواره خانه بدوش
stadimeter مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
wandered اواره بودن منحرف شدن
refuges اواره گاه حیات وحش
refuge اواره گاه حیات وحش
wanders اواره بودن منحرف شدن
wander اواره بودن منحرف شدن
goliard دانجشوی اواره قرون 21 و31 که اشعار هجایی میخوانده
sea power قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
tern پرستوک دریایی چلچله دریایی
marines تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity تاسیسات دریایی قسمت دریایی
terns پرستوک دریایی چلچله دریایی
marine تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
sea bathing ابتنی دریایی کردن
pirated دزدی دریایی کردن
pirating دزدی دریایی کردن
pirates دزدی دریایی کردن
pirate دزدی دریایی کردن
light lists کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
sailings سفر دریایی رااغاز کردن
sailed سفر دریایی رااغاز کردن
sail سفر دریایی رااغاز کردن
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
marlinspike چنگک جدا کردن کابلهای دریایی
knots منگوله دار کردن گره دریایی
knot منگوله دار کردن گره دریایی
porpoises خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
porpoise خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
maritime ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
maritime aircraft هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
crash locator beacon برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
moons سرگردان بودن اواره بودن
moon سرگردان بودن اواره بودن
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobsters خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobster خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
naval landing party تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
spotting board طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
marines دریایی
salty دریایی
saltiest دریایی
saltier دریایی
naval دریایی
seas دریایی
sea دریایی
benthic ته دریایی
thalaesic دریایی
pelagian دریایی
thalassic دریایی
maritime دریایی
sea pier سد دریایی
marine دریایی
sea born دریایی
dogfish سگ دریایی
nautical دریایی
shark سگ دریایی
sharks سگ دریایی
floatplane هواپیمای دریایی
hydroplaned هواپیمای دریایی
hydroplane هواپیمای دریایی
hydroplanes هواپیمای دریایی
hydroplaning هواپیمای دریایی
sea weed علف دریایی
tidal wave سیلاب دریایی
continental shelf کفه دریایی
surveys اب نگاری دریایی
commercial marine ناوگان دریایی
gribble موریانه دریایی
rear admirals سرتیپ دریایی
geographical mile میل دریایی
lighthouses فانوس دریایی
seaport بندر دریایی
seaports بندر دریایی
porpoise گراز دریایی
fucus کتانجک خس دریایی
buoy بویه دریایی
buoyed بویه دریایی
buoying بویه دریایی
buoys بویه دریایی
porpoises گراز دریایی
rear admiral سرتیپ دریایی
hogfish گراز دریایی
holothurian راب دریایی
nautical mile مایل دریایی
thetis حوری دریایی
thalassocracy سلطه دریایی
kelp اشنه دریایی
nautical miles میل دریایی
nautical miles مایل دریایی
submarines زیر دریایی
alga خزهء دریایی
algerine دزد دریایی
submarine زیر دریایی
knot گره دریایی
nautical mile میل دریایی
tinfish اژدر دریایی
armada نیروی دریایی
reef تپه دریایی
holothurian حلزون دریایی
reef صخره دریایی
hydro aeroplane هواپیمای دریایی
hydrographic chart نقشه دریایی
reefs تپه دریایی
reefs صخره دریایی
lanterns چراغ دریایی
chopline خط حد یکانهای دریایی
surveyed اب نگاری دریایی
armadas نیروی دریایی
actinia کیسه تن دریایی
admiralty law قوانین دریایی
light house فار دریایی
acaleph گزنه دریایی
rip گرداب دریایی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com