Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English
Persian
pash
بازور پرتاب کردن کوبیدن
Other Matches
pushiest
بازور
pushier
بازور
mightily
بازور
pushy
بازور
mauling
کوبیدن خرد کردن
mauled
کوبیدن خرد کردن
drive
سواری کردن کوبیدن
smite
ذلیل کردن کوبیدن
drives
سواری کردن کوبیدن
smites
ذلیل کردن کوبیدن
mauls
کوبیدن خرد کردن
maul
کوبیدن خرد کردن
smiting
ذلیل کردن کوبیدن
fustigate
کوبیدن انتقاد کردن
belches
بازور خارج شدن
belching
بازور خارج شدن
put down
<idiom>
بازور متوقف کرن
belched
بازور خارج شدن
hold off
<idiom>
بازور دورنگه داشتن
belch
بازور خارج شدن
forces
بازور جلو رفتن تحمیل
force
بازور جلو رفتن تحمیل
crowd
بازور وفشارپرکردن انبوه مردم
crowds
بازور وفشارپرکردن انبوه مردم
forcing
بازور جلو رفتن تحمیل
to stamp the snow off your boots
با کوبیدن پا برف را از چکمه ها پاک کردن
squashes
کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squashing
کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squash
کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squashed
کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
free drop
پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
delivery groups
مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
one plus one
جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one and one
جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
peg out
کوبیدن میخ چوبی در زمین پیاده کردن
pentathlon
مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons
مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throwing
ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throws
ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throw
ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics
مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
swingle
الت برای کوبیدن وپاک کردن لیفههای بذرک
appel
پاکوب 2 بار پا کوبیدن شمشیرباز به نشانه متوقف کردن مبارزه
shoots
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
ejection
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
pitches
پرتاب کردن
project
پرتاب کردن
jettison
پرتاب کردن
pelt
پرتاب کردن
pelted
پرتاب کردن
shoots
پرتاب کردن
jaculate
پرتاب کردن
pitch
پرتاب کردن
thrust
پرتاب کردن
shoot
پرتاب کردن
thrusts
پرتاب کردن
thrusting
پرتاب کردن
unsling
پرتاب کردن
projected
پرتاب کردن
jettisons
پرتاب کردن
foin
پرتاب کردن
projects
پرتاب کردن
jettisoning
پرتاب کردن
jettisoned
پرتاب کردن
let fly
پرتاب کردن
skeet
پرتاب کردن
pelts
پرتاب کردن
slinging
زنجیردار پرتاب کردن
unsling
از فلاخن پرتاب کردن
trigger
پرتاب کردن فشنگ
lobs
باهستگی پرتاب کردن
triggered
پرتاب کردن فشنگ
triggers
پرتاب کردن فشنگ
slings
زنجیردار پرتاب کردن
castaways
پرتاب کردن وزنه
jet
بخارج پرتاب کردن
jetting
بخارج پرتاب کردن
jets
بخارج پرتاب کردن
castaway
پرتاب کردن وزنه
lobbed
باهستگی پرتاب کردن
spit
اب دهان پرتاب کردن
spits
اب دهان پرتاب کردن
jetted
بخارج پرتاب کردن
sling
زنجیردار پرتاب کردن
jettison
پرتاب کردن به بیرون
projectable
قابل پرتاب کردن
to fire a torpedo
اژدری پرتاب کردن
to launch a torpedo
اژدری پرتاب کردن
shoot
پرتاب کردن گلوله
jettisoning
پرتاب کردن به بیرون
jettisons
پرتاب کردن به بیرون
launch a missile
موشک پرتاب کردن
lobbing
باهستگی پرتاب کردن
jettisoned
پرتاب کردن به بیرون
lob
باهستگی پرتاب کردن
shoots
پرتاب کردن گلوله
command ejection
پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
upthrust
بطرف بالا پرتاب کردن
provisional ball
گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
skyrocketed
مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocket
مثل موشک بهوا پرتاب کردن
shoves
با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoved
با زور پیش بردن پرتاب کردن
slog
ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogged
ضربت سخت زدن پرتاب کردن
shoving
با زور پیش بردن پرتاب کردن
slogging
ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogs
ضربت سخت زدن پرتاب کردن
shove
با زور پیش بردن پرتاب کردن
skyrocketing
مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrockets
مثل موشک بهوا پرتاب کردن
squish
صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
send down
پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
pitch
توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
pitches
توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
refire time
زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
pitch
پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitches
پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
hurl
پرتاب کردن پرت کردن
hurled
پرتاب کردن پرت کردن
hurls
پرتاب کردن پرت کردن
run-up
[start-up]
نزدیکی به مکان شروع با دویدن
[برای جهش یا پرتاب کردن]
[ورزش]
thrashed
کوبیدن
pummels
کوبیدن
flail
کوبیدن
flailing
کوبیدن
flails
کوبیدن
stub
کوبیدن
rams
کوبیدن
thrash or thresh
کوبیدن
stubbed
کوبیدن
ram
کوبیدن
grinds
کوبیدن
rammed
کوبیدن
pummel
کوبیدن
bruise
کوبیدن
forges
کوبیدن
thrash
کوبیدن
to stomp
با پا کوبیدن
forge
کوبیدن
thrashes
کوبیدن
pummelled
کوبیدن
bruising
کوبیدن
bruises
کوبیدن
bruised
کوبیدن
pummeling
کوبیدن
pummeled
کوبیدن
compaction
کوبیدن
stubs
کوبیدن
head banging
کوبیدن سر
pummelling
کوبیدن
threshed
کوبیدن
knocked
کوبیدن
peen
کوبیدن
head knocking
کوبیدن سر
threshes
کوبیدن
frap
کوبیدن
thresh
کوبیدن
flailed
کوبیدن
knocks
کوبیدن
grind
کوبیدن
stubbing
کوبیدن
threshing
کوبیدن
knock
کوبیدن
deathlon
مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
quail
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
tattooed
خال کوبیدن
step it
پای کوبیدن
stampeding
صدای کوبیدن پا
stampedes
صدای کوبیدن پا
to step a dance
پای کوبیدن
smash
درهم کوبیدن
tattoo
خال کوبیدن
panel
تخته کوبیدن
panels
تخته کوبیدن
to beat a path
کوبیدن یک جاده
to stamp
[your foot]
پا به زمین کوبیدن
To beat the air. To flog a dead horse.
آب در هاون کوبیدن
step a dance
پای کوبیدن
to step it
پای کوبیدن
smashes
درهم کوبیدن
tattooing
خال کوبیدن
tattoos
خال کوبیدن
stampeded
صدای کوبیدن پا
nail
با میخ کوبیدن
pulverize
نرم کوبیدن
pulverised
نرم کوبیدن
pulverising
نرم کوبیدن
pulverises
نرم کوبیدن
nail
زدن کوبیدن
to f. a dead horse
اب درهاون کوبیدن
nails
با میخ کوبیدن
brad
بامیخ کوبیدن
To stamp the ground .
با پا بزمین کوبیدن
to foot it
پای کوبیدن
to pound a long
کوبیدن و رفتن
pounds
کوبیدن اردکردن
pounding
کوبیدن اردکردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com