English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 28 (3 milliseconds)
English Persian
nails ناخن
nails سم
nails چنگال
nails چنگ
nails میخ میخ سرپهن
nails گل میخ
nails با میخ کوبیدن
nails با میخ الصاق کردن بدام انداختن
nails قاپیدن
nails زدن کوبیدن
nails گرفتن
nails میخ
nails سروقت
nails به موقع
nails به موقع پرداختن
nails حمله به توپ دار به ویژه درپشت خط تجمع
nails دستگیر کردن
nails از انتشارچیزی جلوگیری کردن
nails میخ زدن
Other Matches
right as nails درست
to nails up با میخ بند کردن
to nails up سر هم بندی کردن
To cut ones nails. ناخن چیدن
to nails to counter رسوا کردن
studded with nails میخ زده
one nails drives another غم جدید غم کهنه را بر از یاد
cut nails ناخنهای گرفته یا چیده
hard as nails <idiom> ازلحاظ جسمانی قوی درشت وسخت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com