Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
pivot arm
بازوی گردان بازوی اتصال
Other Matches
drawbar
بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
drawbar pull
فشار وارد به بازوی اتصال یابازوی کشش
string arm
بازوی زه کش
gatepost
بازوی در
gateposts
بازوی در
booms
بازوی متحرک
access arm
بازوی دستیابی
boom
بازوی بیل
rocker arm
بازوی اسبک
shank
بازوی لنگر
whip
بازوی بار
whipped
بازوی بار
boom
بازوی متحرک
boomed
بازوی بیل
boomed
بازوی متحرک
yardarm
بازوی افقی
whips
بازوی بار
gatepost
بازوی دروازه
booming
بازوی متحرک
booming
بازوی بیل
booms
بازوی بیل
rocker arm
بازوی ننویی
jib=boom
بازوی جرثقیل
lever arm
بازوی اهرم
jib
بازوی متحرک
jibbed
بازوی متحرک
jibbing
بازوی متحرک
crank arm
بازوی لنگ
a broken arm
بازوی شکسته
drawbar
بازوی کشش
jibs
بازوی متحرک
access arm
بازوی دسترسی
moment arm
بازوی گشتاور
gateposts
بازوی دروازه
bottom boom
بازوی متحرک جراثقال
yardarm
بازوی دکل ناو
crank web
بازوی میل لنگ
bracer
محافظ بازوی کمانگیر
roadwheel arm
بازوی غلطک شنی
wiper arm
بازوی برف پاک کن
rammed
بازوی انتقال نیرو سگدست
rams
بازوی انتقال نیرو سگدست
stockades
دودکش بازوی لنگر کشتی
ram
بازوی انتقال نیرو سگدست
yards
بازوی افقی دکل ناو
yard
بازوی افقی دکل ناو
stockade
دودکش بازوی لنگر کشتی
topping off
بازوی بلند کننده بوم جرثقیل
hacks
ضربه خطای دست به بازوی حریف
overarm
خارج شدن بازوی شناگر ازاب
hacked
ضربه خطای دست به بازوی حریف
hack
ضربه خطای دست به بازوی حریف
rosette
گوشت قسمت پشت بازوی گاو طوقی
rosettes
گوشت قسمت پشت بازوی گاو طوقی
trucked
خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
roadwheel arm
بازوی چرخ جاده اهرم موازنه شنی
truck
خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
trucks
خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
trucking
خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
beat
تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
armlock
گرفتن بازوی حریف و کشیدن ان با فشار به پشت ارنج
beats
تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
catch
نیروی اولیه بازوی شناگر در شروع حرکت ماهی گرفتن
olympic lift and cross face
گرفتن بازوی چپ حریف از جلو وران پای راست از پشت
deceleration time
زمانی که بازوی دستیابی پس از حرکت به محل صحیح دیسک سخت متوقف میشود
turnstiles
تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان بگذرد کوپن خود را درسوراخ ان انداخته وانراچرخانده وارد میشود
turnstile
تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان بگذرد کوپن خود را درسوراخ ان انداخته وانراچرخانده وارد میشود
pulls
ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب
pull
ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب
prints
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
print
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
printed
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
actuator
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
concentrator
وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
underhook
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
male connector
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
patches
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layers
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
contacted
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
construction batalion
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
swivelled
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivels
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkage
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivel
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
RJ connector
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
terminal
محل اتصال پیچ اتصال
leads
قطب اتصال سیم اتصال
ramp
سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals
محل اتصال پیچ اتصال
lead
قطب اتصال سیم اتصال
cascade connection
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
ramps
سینه کش اتصال فراز اتصال
slip road
سینه کش اتصال فراز اتصال
T connector
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
sq
گردان
swing bridge
پل گردان
revolving
گردان
doubled edge
لب گردان
battalion
گردان
versatile
گردان
levorotatory
چپ گردان
turnstile
گردان در
winching
گردان
rambler
سر گردان
ramblers
سر گردان
rotary
گردان
winches
گردان
turnstiles
گردان در
swing doors
در گردان
swing door
در گردان
pivoting
گردان
winched
گردان
battalions
گردان
winch
گردان
levogyrous
چپ گردان
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
rotary beam antenna
انتن گردان
visor
افتاب گردان
visors
افتاب گردان
rotary converter
تبدیل گر گردان
merry go round
چرخ گردان
rotary converter
مبدل گردان
pivot
پاشنه گردان
moving coil
قاب گردان
spindles
میله گردان
barysphere
گردان سپهر
rotary selector
سلکتور گردان
roll over credit
اعتبار گردان
rotary pump
پمپ گردان
He turned away from his wife .
از همسرش رو گردان شد
rotor
چرخ گردان
rotors
چرخ گردان
rotary klin
کوره گردان
rotary furnace
کوره گردان
rotary drum
طبلک گردان
rotary discharger
تخلیه گر گردان
rotary crane
جراثقال گردان
spindle
میله گردان
rotary shear
قیچی گردان
moving magnet
اهنربای گردان
working capital
تنخواه گردان
revolving fund
تنخواه گردان
revolving credit
اعتبار گردان
propeller fan
پروانه گردان
pivoted lever
اهرم گردان
pivoting window
پنجره گردان
portable pump
پمپ گردان
smoke jack
سیخ گردان
portable lamp
چراغ گردان
revolving kiln
کوره گردان
pivots
پاشنه گردان
rotary kiln
کوره گردان
turret
برج گردان
turrets
برج گردان
curved design
نماد گردان
knob
تکمه گردان
knobs
تکمه گردان
selector
کلید گردان
selectors
کلید گردان
pivoted
پاشنه گردان
imprest
تنخواه گردان
revolving crane
جرثقیل گردان
artillery battalion
گردان توپخانه
cylinderical rotary valve
شیر گردان
sunshade
افتاب گردان
swivel vise
گیره گردان
visorless
بی افتاب گردان
swivel knee
زانویی گردان
swivel joint
مفصل گردان
swivel block
قرقره گردان
sunflower
گل افتاب گردان
vent wing
پنجره گردان
swinging derrick
دریک گردان
swing gates
دریچههای گردان
swing bucket
جراثقال گردان
dextrogyrous
راست گردان
dextrorotatory
راست گردان
star handle
دستگیره گردان
sunflowers
گل افتاب گردان
vizor
افتاب گردان
manipulator
تعزیه گردان
sunshades
افتاب گردان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com